مطالب دینی و اخلاقی
هو الاوّل و الآخر
امروزه بحثهای زیادی پیرامون كار براي خدا يا اصطلاحاً كار « في سبيل الله » ميشه گفت كه بسيار بالا گرفته و مرا بر اين داشت تا جهت روشن شدن اذهان و اصل موضوع روايتي از مرحوم « آيت الله سيد علي آقا قاضي قدس سره » به رشته تحرير در آورم تا إن شاء الله كه منفعتي براي خود و عزيزان حاصل افتد ...
حاج آقا جاسم اَعسم مي گويد :
« اوائل آمدن مرحوم سيّد علي آقا قاضي به نجف اشرف بود كه براي اعتكاف يا فراغت بال براي عبادت بسيار به مسجد كوفه و مسجد سهله تردّد داشتند . آن موقع در وسط حياط مسجد كوفه حفره بزرگي بود كه در آنجا آشغال بسيار جمع مي شد . ما از سيّد علي آقا خواستيم تا اين مشكل را حلّ نمايد و آنجا را پاكسازي كند . ايشان به گرمي از اين پيشنهاد استقبال كردند و با همكاري جمعي بناي مناسب در آنجا ساختند . بعد از چند ماه تلاش آن زحمات به ثمر نشست .
مرحوم علي آقا قاضي روزي آمدند بالاي سرداب كه معروف به « سفينه نوح » يا « بيت الطشت » است ... ايستادند و از همه همكاران تشكّر نمودند و از بنّاها و معماران كه نظارت بر بناي آنجا داشتند تفقّد به عمل آوردند . هنگامي كه مي خواست از آنجا خارج شود ناگهان چشمش به تابلوي سمت راست در سرداب افتاد كه در آن نوشته شده بود كه اين بنا به همّت و مساعدت علي آقا قاضي برپا شده – با توجّه به اينكه ايشان بسيار در اين امر مساعدت فرموده بود و براي تهيه بودجه تلاش كرده بود ما اين اقدام را كرده بوديم – وقتي اين تابلو را ديد رنگش متغيّر شد و ما به توجيه پرداختيم كه بايد اين مطلب نوشته مي شد ... ولي هر چند از اين توجيهات مي آورديم ايشان خشمناكتر مي شد تا اينكه كلنگ را از دست يكي از كارگران گرفت و آن كاشي را درهم شكست و به جاي آن مقداري گچ ماليد تا با ديوار مجاور مساوي باشد . زماني كه اين كار پايان پذيرفت ديدم علي آقا قاضي بشاش شده و آثار ناراحتي از صورت مباركش محو گشته است و به حالت طبيعي خود برگشت و به ذكر نكته هاي لطيف پرداخت ... »
بياييم با خودمان رو راست باشيم و از خود بپرسيم ما براي خدا چه كرده ايم ؟ خدايي كه « صمد » است و از خود بپرسيم كه در جامعه كنوني چه كارهايي را براي « نفس » خود كرده ايم و مارك « في سبيل الله » را بر آن چسبانده ايم . با اين اوصاف نمي دانم فرداي قيامت چه جوابي را براي دفاع از خود خواهيم داد ، از مراكز عالي گرفته تا اماكن كوچك « كميته امداد ، خيرين و ... » ؛ چه كارهايي را ميشد براي خدا كرد و ما بر خود و به نام خود كرده ايم و فقط واژه رنگ باخته « كار براي خدا » و « كار در راه خدا » با خود به يدك مي كشيم و در آن واحد ماسك خود را « صورتك سياه » خود را به صورت خود با عنوان « صورتك آبي » مي زنيم ولي « او » كه مي داند ، « هو » كه « يَعْلَمُ » «بالذات» هست ... بياييم با خود بگويم كه : « ما با خودمان چه كرده ايم ؟! » و از خود بپرسيم : « كه براي خدايمان چه خواهيم كرد ؟! » بياييم نيك بيانديشيم ...
در پناه يزدان
موفق باشيد و كامروا
برچسب:
نویسنده: احمد