مطالب دینی و اخلاقی
|
روايت عجيب و غريبى از حضرت رسول-صلى الله عليه و آله و سلم- نقل كردهاند كه: "ألا أخبركم(أنبؤكم) بدائكم من دوائكم؟ داؤكم الذنوب، و دوائكم الاستغفار"(1) آيا درد و درمان شما را به شما خبر ندهم؟ درد شما گناهان، و دوا و درمانتان استغفار است. بنده اين حديث را در جوامع روايى نديدهام. يعنى: سرت درد مىكند، "دوائكم الاستغفار"؛ پايت درد مىگيرد، دواى آن استغفار است؛ گوش و دندان درد مىكند، "دوآئكم الاستغفار" و... يعنى يك نسخه براى درمان همهى دردها!
1. بحارالانوار، ج90، ص282 در محضر آیت الله العظمی بهجت، ج1، ص344.
اگر نعمت فراوان نيست، قطعا بدانيم كه شكر نكردهايم. اين همه ابتلائات و گرفتاريهاى ما در اثر ناشكرى و كفران نعمتهاى ما است؛ زيرا خداوند سبحان مىفرمايد: "و لئن كفرتم ان عذابى لشديد"(1) اگر سپاسگزارى كنيد، قطعا نعمت خود را براى شما زياد مىكنم؛ و اگر ناسپاسى كنيد، به راستى كه عذاب من سخت و شديد است. يعنى: شكر، موجب ازدياد نعمتهاست، و اگر شكر نكرديد خبرى از ازدياد نيست، لذا اگر ديديم ازدياد نيست، شك نكنيم و بدانيم كه شكر نيست؛ چرا كه ازدياد نعمت معلول علت است كه همان شكر است. پس اگر معلول(يعنى ازدياد) نيست، براى آن است كه علت آن-كه شكر است- نيست. شكر، معناى وسيعى دارد و منظور از آن طاعت خداست، فقط "الحمد لله" زبانى نيست، هر چند آن هم يكى از مراتب شكر است. طاعت خدا، شكر خدا است. بنابراين، "لئن شكرتم لأزيدنكم" يعنى: "لئن أطعتم لأزيدنكم" و "و لئن كفرتم" يعنى "لئن عصيتم و خالفتم، "ان عذابى لشديد"." سپاسگزارى از نعمت به معناى طاعت خداست كه موجب افزايش نعمت مىشود، كفران نعمت هم به معناى عصيان الهى و موجب عذاب از ناحيهى او است. پس هر جا گرفتارى و بلايى و عذابى بر سر ما آمد، بدانيم جلوتر از آن، زمينهى گره و گرفتارى و ابتلا را خود فراهم كردهايم؛ يا با ترك واجب، و يا با ارتكاب كار حرام، و يا ترك مستحب خيلى شديد و مؤكد، و يا با انجام شبهات. اگر ما الآن به حسب ظاهر همين كه بدانيم تارك واجب يا فاعل حرام نيستيم، جا دارد كلاهمان را از شادمانى به هوا بيندازيم.
1. سورهى ابراهيم، آيهى 7 در محضر آیت الله العظمی بهجت، ج1، ص358.
واى بر ما اگر در خصوص خوردنى ها و نوشيدنى ها از حرام اجتناب نكنيم ، زيرا همين غذاها است كه منشأ علم و ايمان و يا كفر ما مى شود، و يك وقت نگاه مى كنيم و مى بينيم كه به یزيد ايمان آورده ايم ! از آيه ى و لا تقربا هذه الشجرة فتكونا من الظالمين (سوره ى بقره ، آيه ى 35؛ سوره ى اعراف ، آيه ى 19 )؛ ( و نزديك اين درخت نشويد، تا مبادا از ستمكاران شويد.) استفاده مى شود كه همين اكل و تناول بود كه در سلسله ى علل و معاليل هبوط آدم - عليه السلام - قرار گرفت ! انسانى كه قابليت ملك و فرشته شدن را دارد - هر چند طرف مقابل آن در پستى اسفل السافلين مى باشد - در اثر خوردن و آشاميدن است كه نيروى آن در خون ، و بالاخره اثر آن در اعضا، بلكه در روح و مغز و فكر انسان ظاهر مى شود. علماى سابق كه آن همه در علم و عمل موفق بودند، و عمر بابركت داشتند و از انحراف فكرى سالم بودند، در اثر خوردن غذاى حلال و اجتناب از غذاهاى شبهه ناك بوده است.
همان،ج1،ص337
۴-چه كار كنيم محيط خانواده گرم و باصفا باشد؟
هماهنگى و موافقت اخلاقى بين مرد و زن در محيط خانواده از هر لحاظ و به صورت صد در صد براى غير انبيا و اوليا - عليهم السلام - غير ممكن است . اگر بخواهيم محيط خانه ، گرم و باصفا و صميمى باشد، فقط بايد، صبر و استقامت و گذشت و چشم پوشى و رأفت را پيشه خود كنيم تا محيط خانه گرم و نورانى باشد.(خداوند متعال مى فرمايد: يا ايها الذين ءامنوا ان من أزوجكم و أولدكم عدوا لكم فاحذروهم و ان تعفوا و تصفحوا و تغفروا فان الله غفور رحيم ؛اى كسانى كه ايمان آورده ايد!برخى از همسران و فرزندان شما دشمن شمايند، پس از آنان بر حذر باشيد؛ و اگر ببخشاييد و درگذريد و بيامرزيد، به راستى كه خداوند بسيار آمرزنده و مهربان است .(سوره ى تغابن ، آيه ى 14) اگر اين ها نباشد اصطحكاك و برخورد پيش خواهد آمد. و همه ى اختلافات خانوادگى از همين جا ناشى مى شود.
همان،ج1،ص300.
۵-توفيق از آشپزخانه حاصل نمى شود
اگر در زمان سابق با امداد غيبى درس ها را پيش مى بردند، امروزه بيشتر به آن نياز است ، زيرا موانع امروز بيشتر از گذشته است . گويا دعاى سبحان من لا يعتدى على أهل مملكته ...؛ (منزه است خدايى كه بر اهل مملكت خود تعدى نمى كند...) در تعقيبات نماز(بحارالانوار، ج 83، ص 9)براى همين مطلب است كه انسان نورانيتى در فهم معلومات داشته باشد، زيرا مقامات از پر كارى به دست نمى آيد، توفيق هم از مطبخ (آشپزخانه)حاصل نمى شود. البته چه بسا افرادى كه از كار و تحصيل نتيجه نگيرند، ولى از قضاى حوايج اهل ايمان و ترحم و احسان و امداد به برادران دينى نتيجه بگيرند. همان،ج1،ص280. |
برچسب:
نویسنده: احمد