خرید بک لینک

درياب مرا اي مژده بيداري ها

ببين مرا كه از چه اين همه پريشانم

مشتاق حضورم، گويا كه آمده اي...

و حرفهايي ست مرا كه با تو بايد گفت ...

***

الهي! تورا شاكرم كه يافتم و دريافتم

راه دل و دلبري را از دل شبها ساختم

از ديده خواب؛ چون ديده بيدار ساختم

جسم رنجور خود را در جمع محبّين انداختم...

*********

الهي!

سكوت را دوست دارم،

سكوت را دوست دارم؛

چون در سكوتهايم؛ تو جريان داري...

*********

به كويت چون آمدم، امّا نبودي

تو بودي آنجا ولي با ما نبودي

جهاني را گشته ام، هيچ جا نبودي

تو هر جا بوده اي؛ گويا نبودي...

***

كار ما از خنده گذشت، خنده هركس نخريم

بدين مقصود دست گدايي پيش هركس نبريم

در محضر دوست صد گريه بريم تا يك خنده خريم

كز سر منزل پيران خرابات مغان باخبريم...

***

شكر خدا را كه خامشم كرد

انديشه ديگران را فرامشم كرد

در دولت عشق، باده نوشم كرد

صه[1] يا حسن! را حلقه گوشم كرد...



[1] امر به سكوت

برچسب: نویسنده: احمد تاريخ: دوشنبه 22 13 ساعت: 1:57

صفحه بندی