خرید بک لینک

پرسش: آيا مي توان تواناييهاي روحي خاصي را از غير طريق دينيمثل «يوگا» به دست آورد؟

پاسخ: چنانكه مي دانيد، انسان مركب از دو بعد است:

1. بُعد جسماني.

2. بُعد روحاني.


پرسش: آيا مي توان تواناييهاي روحي خاصي را از غير طريق دينيمثل «يوگا» به دست آورد؟

پاسخ: چنانكه مي دانيد، انسان مركب از دو بعد است:

1. بُعد جسماني.

2. بُعد روحاني.

«بُعد جسماني» مربوط به همين جسم خاكي مي باشد و در مقابلِ بعد روحاني ارزش وقدرت قابل توجهي ندارد.

اما «بُعد روحاني» ـ كه همه تواناييهاي معنوي به واسطه آن امكان پذير است وارزش والاي انساني به آن بستگي دارد ـ قدرت عجيبي دارد و انسان مي تواند به واسطهتربيت روح، كارهاي شگفت انگيزي را به نمايش بگذارد. منتها مهم آن است كه انسان،روح خود را چگونه پرورش دهد و آن استعداد عجيب را در چه راهي مصرف كند.

البته از راههاي غيرديني، مثل روش: يوگا، هيپنوتيزم، مرتاضي و غير اينها نيزمي توان به تواناييهاي خاص روحي دست يافت و مانند مرتاضان، در اثر رياضتهاي خاص،قدرتهايي را پيدا كرده و چيزهاي عجيبي كه نمونه هايش را شنيده ايم انجام داد. ولياين نوع كارها موجب كمال و ترقي انسان نمي تواند باشد، مثلاً بعضي از مرتاضان، براثر تمرينهاي فراوان و رياضتهاي عجيب، مانند: خوابيدن چند ساعت يا چند روز، رويميخهاي آنچناني، اذيتهاي طاقت فرسا به بدن و ...، حبس كردن نفس را ياد گرفته و بااين گونه رياضتهاي بي ارزش، خود را در معرض نمايش مردم قرار مي دهند، مدتها نفسخود را در سينه حبس مي كنند؛ حتي گاهي، مردم برخي از آنان را در تابوت گذاشته دفنمي كنند و بعد از يك هفته يا ده روز، قبر را شكافته و آنان را زنده مي يابند!

به اين نوع اشخاص نمي توان گفت كه به كمال معنوي رسيده اند؛ زيرا همه انسانهابدون استثنا؛ حتي بدترين و شقي ترين افراد و كافر مطلق هم مي توانند بر اثر تمرينو رياضت نَفْس به چنين كارهايي دست يابند. اين نوع كارها فقط براي سرگرم كردن مردمساده لوح است و الاّ هيچ گونه جنبه كمالِ معنوي و قرب الهي ندارد.

بنابراين، بايد توجه داشت كه صحيح ترين شيوه كسب تواناييها و پرورشِاستعدادهاي روحي و ارزش آن، در صورتي است كه اين امور، در راستاي اطاعت از امرپروردگار و كسب رضايت خداوند و تقرب به او بوده و در نهايت، موجب كمال و سعادتمعنوي انسان گردد.

به عبارت ديگر، مطمئن ترين راه براي به فعليت رساندن قواي روحي، همان رياضتهايشرعي است كه از طريق تعاليم اولياي الهي و معصومين عليهم السلام ترسيم شده و از هرگونه افراط، تفريط، گوشه نشيني و انزوا منزه است.

در واقع، همه انبيا و ائمه عليهم السلام ، براي شكوفا ساختن و از قوه به فعلرساندن همين استعداد شگفت انگيز انساني و هدايت صحيح آن مبعوث شده اند. اساسابرنامه ها و تعاليم دين مقدس اسلام، براي تربيت و توانمند ساختن بعد روحانيِ بشريتمي باشد و هدف نهايي از توانمند ساختن روح انساني، تقرب معنوي به خداوند است و اينتقرب، فقط با رياضتهاي شرعي امكان پذير است.

رياضت شرعي

رياضت شرعي، همان انجام واجبات و ترك محرمات و مكروهات مي باشد؛ نظير نماز،جهاد با نفس، تقوا، زهد، ترك دنيا؛ كه در آيات و روايات فراواني به اين رياضتهاتأكيد شده است.

در اينجا لازم است قبل از بيان نمونه اي از روايات، به مفهوم رياضت و اهداف آناشاره اي داشته باشيم.

مفهوم رياضت

«رياضت» در لغت به معناي جلوگيري و بازداشتن حيوانات از حركات آزاد و دلخواهاست و در اصطلاح ديني عبارت است از: بازداشتن انسان از هواهاي نفساني خويش و فرماندادن و وادار كردن آن براي اطاعت امر پروردگار.(1)

رياضت شرعي همان ورزيدگي روحي، جهاد اكبر و خودسازي است. امام علي عليه السلامدر نامه معروف به عثمان بن حنيف مي نويسد: «وَ إنَّما هِي نَفسي أَرُوضُهابِالتَّقوي؛(2) و جز آن نيست كه نفس خويش را با پرهيزكاري رياضت مي دهم.»

اهداف رياضت

«رياضت» براي به دست آوردن سه هدف است:

1. دوركردن غير حق از سر راه: هدف اول از رياضت، اين است كه عارف، براي رسيدنبه حق، هر گونه مانعي را از بين ببرد كه در اصطلاح «تزكيه» يا «تخليه نفس» ناميدهمي شود؛ يعني بايد تلاش كرد تا هر آنچه كه غير از خدا در دل وجود دارد، از آنبيرون و دل را تخليه كرد.

2. مطيع ساختن نفس اماره: از آنجا كه انسان تركيبي از عقل و شهوت است، براياينكه بتواند بدون مزاحم و مانع، به سوي خدا سير كند، بايد كاري كند كه نفس امارهرا مطيع و تسليم نفس مطمئنه سازد. در نتيجه، نفس شيطاني را تحت امر و اختيار نفسرحماني قرار دهد.

3. لطيف و رقيق كردن روح: يعني انسان به كمك اين دو مورد ياد شده، با زهد درعمل و حضور قلب در عبادت، روح خود را براي قبول انوار الهي آماده سازد.(3)

حال با عنايت به مطالب گذشته، توجه خوانندگان عزيز را به نمونه هايي از رواياتوارده از معصومين عليهم السلام در زمينه رياضت شرعي جلب مي كنيم:

1. امام اميرالمؤمنين عليه السلام درباره مبارزه با نفس (كه در واقع همانرياضت شرعي است) مي فرمايد:

«رَحِمَ اللّه ُ امْرَأً نَزَعَ عَنْ شَهْوَتِهِ، وَقَمَعَ هَوَي نفسهِ،فَانَّ هذِهِ النَّفْسَ اَبْعَدُ شَيْ ءٍ مَنْزعا، وَاِنَّهَا لاتَنْزَعُ اِلَيمَعصيَةٍ فِي هَوي. وَاعْلَمُوا ـ عِبادَاللّه ِ ـ انّ الْمُؤمِنَ لايُصْبحُوَلاَيُمْسِي الاَّ وَنَفْسُهُ ظَنُونُ عِنْدَهُ، فَلاَ يَزالُ زَارِيا عَلَيْهاوَمُستَزِيدا لَهَا؛(4) خداوند رحمت كند بر كسي كه شهوت خود را مغلوب و هواي نفسرا سركوب كند؛ زيرا اين نفس دورترين چيز از نظر مغلوب شدن بوده كه پيوسته خواهاننافرماني و معصيت است. بندگان خدا! بدانيد كه انسان با ايمان، شب را به روز و روزرا به شب نمي رساند، جز آنكه نفس خويش را متهم مي داند، همواره نفس را سرزنش ميكند و گنهكارش مي شمارد.»

2. در كتاب مصباح الشريعه آمده است: «طُوبي لِعَبْدٍ جاهد للّه نَفْسَهُوَهَواهُ وَمَنْ هَزَمَ جُنْدَ نَفْسِهِ وَهَواهُ ظَفِرَ بِرِضَا اللّه ِ وَمَنْجَاوَزَ عَقْلُهُ نَفْسَهُ الامّارَةَ بِالسُّوْءِ بِالْجُهدِ وَالاِسْتِكانَةِوَالْخُضُوع عَلي بِساطِ خِدْمَةِ اللّه تَعالي فَقَدْ فازَ فَوْزا عَظيما وَكانَرَسُول اللّه صلي الله عليه و آله يُصَلّي حَتّي يَتَوَرَّمَ قَدَماهُ وَيَقُولُ:اَفَلا اَكُونُ عَبْدا شَكُورا!؟ اَرادَ بِهِ أَنْ تَعْتَبِرَ بِها أُمَّتُه وَلايَغْفَلُوا عَنِ الاِْجْتِهادِ وَالتَّعَبُّدِ وَالرياضَةِ بِحالٍ؛(5) خوشا به حالهر چند از راه هاي غيرديني، مثل روش: «يوگا» يا «مرتاضي» انسان مي تواند به بعضياز تواناييهاي روحي دست يابد، ولي اين نوع تواناييها موجب معرفت، كمال و تقرب بهخداوند نمي گردد

كسي كه براي تقرب به خداوند با نفس خود جهاد كند و هر كس سپاه نفس و هواي خويشرا شكست دهد، به رضايت الهي دست يافته است و هر كس عقلش بر نفس امّاره او ـ باتلاش و سكونت گرفتن و خضوع در پيشگاه خداوند متعال ـ غالب شود، به رستگاري بزرگيرسيده است.

رسول خدا صلي الله عليه و آله از كثرت نماز، پاهاي مباركش متورم مي شد و بااين حال مي فرمود: آيا بنده شكرگزار نباشم؟! مقصود پيامبر صلي الله عليه و آله ازآن عمل اين بود كه امت او در عبادت به او اقتدا و تأسي كنند و از تلاش و كوشش،تعبد و رياضت نفس در هيچ حالي غافل نشوند.»

خلاصه سخن

هر چند از راه هاي غيرديني، مثل روش: «يوگا» يا «مرتاضي» انسان مي تواند بهبعضي از تواناييهاي روحي دست يابد، ولي اين نوع تواناييها موجب معرفت، كمال و تقرببه خداوند نمي گردد؛ زيرا مقصود از رياضت شرعي و ديني آن است كه انسان، برخلافهواها و خواسته هاي نفساني خويش عمل كند و نفس خود را به اطاعت خداوند وادار سازد.

مقصود از اين نوع رياضتها (يوگا و مرتاضي) معمولاً براي تشخص، جلب توجه مردمبه سوي خود و يا ارتزاق مي باشد، لذا اين نوع رياضتها، نوعي پيروي از هواي نفس ودوري از خداوند است، ولي در مقابل، از راه رياضتهاي شرعي مي توان به بالاترين درجهكمال و معرفت و در نتيجه، تقرب به خداوند نايل گشت.

پاورقــــــــــــــــــــي

----------------------------------------

1. ر.ك: سيد يحيي يثربي، فلسفه عرفان، (قم: دفتر تبليغات اسلامي، چاپ سوم،1374 ه . ش)، ص268 ـ 269.

2. نهج البلاغه، نامه 45.

3. ر،ك: شيخ ابو علي سينا، الاشارات والتنبيهات، نمط نهم، مرحله اول و دوم سيرو سلوك.

ـ استاد شهيد مرتضي مطهري، مجموعه آثار، (قم: انتشارات صدرا، چاپ دوم، 1373 ه. ش) ج7، ص 126 ـ 133.

ـ سيد يحيي يثربي، فلسفه عرفان، (پيشين) ص272 ـ 277.

4. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، خطبه 176.

5. عبدالرزاق گيلاني، شرح مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقة، مقدمه، تعليقات وتصحيح، سيد جلال الدين محدث، (تهران: نشر صدوق، چاپ سوم، 1366 ه . ش) ص441، بابهشتاد و دوم.

برچسب: نویسنده: احمد تاريخ: جمعه 8 13 ساعت: 0:1

صفحه بندی