مطالب دینی و اخلاقی
روح پدرم شاد!
كه در همه احوال، به يك حال بود، حالى خوش، و حالى يكسان!
هميشه شاكر بود،
و هيچ شاكى نبود!
و اين، از آن بود، كه حقيقت را از آنِ خداوند مى ديد، . . . . . .

روح پدرم شاد!
كه در همه احوال، به يك حال بود، حالى خوش، و حالى يكسان!
هميشه شاكر بود،
و هيچ شاكى نبود!
و اين، از آن بود، كه حقيقت را از آنِ خداوند مى ديد،
و جز او، هر چه هست، نيست مى انگاشت، و سراب، و سايه!
و مى گفت: آنچه بر ما مى رود، به كبوترى مى ماند كه بربالاى ما مى گذرد، و تنها، سايه اش بر ما مى افتد،
ما را چه تفاوت، كه آن سايه، سايه هما باشد، يا سايه جغد!
سايه بال هما و جغد پيش ما يكى است
ما كه از اقبالو از ادبار فارغ گشته ايم
برچسب:
نویسنده: احمد