خرید بک لینک

روح پدرم شاد!

كه در همه احوال، به يك حال بود، حالى خوش، و حالى يكسان!

هميشه شاكر بود،

و هيچ شاكى نبود!

و اين، از آن بود، كه حقيقت را از آنِ خداوند مى ديد، . . . . . .


روح پدرم شاد!

كه در همه احوال، به يك حال بود، حالى خوش، و حالى يكسان!

هميشه شاكر بود،

و هيچ شاكى نبود!

و اين، از آن بود، كه حقيقت را از آنِ خداوند مى ديد،

و جز او، هر چه هست، نيست مى انگاشت، و سراب، و سايه!

و مى گفت: آنچه بر ما مى رود، به كبوترى مى ماند كه بربالاى ما مى گذرد، و تنها، سايه اش بر ما مى افتد،

ما را چه تفاوت، كه آن سايه، سايه هما باشد، يا سايه جغد!

سايه بال هما و جغد پيش ما يكى است

ما كه از اقبالو از ادبار فارغ گشته ايم

برچسب: نویسنده: احمد تاريخ: چهارشنبه 13 13 ساعت: 1:19

صفحه بندی