خرید بک لینک

1. بازشدن قفل با نام فاطمه عليهاالسلام

علامه طباطبايي ازمرحوم قاضي نقل مي كند كه روزي همراه با سيد مرتضي كشميري (از اوتاد و زهّاد معروفوقت كه داراي حالات و مقامات و مكاشفات بوده) براي زيارت مرقد حضرت اباعبدالله ازنجف به كربلاي معلا آمديم و در يكي از حجرات مدرسه بازار بين الحرمين ساكن شديم. ....

بقیه در ادامه مطلب


1. بازشدن قفل با نام فاطمه عليهاالسلام

علامه طباطبايي ازمرحوم قاضي نقل مي كند كه روزي همراه با سيد مرتضي كشميري (از اوتاد و زهّاد معروفوقت كه داراي حالات و مقامات و مكاشفات بوده) براي زيارت مرقد حضرت اباعبدالله ازنجف به كربلاي معلا آمديم و در يكي از حجرات مدرسه بازار بين الحرمين ساكن شديم.

روزي سيد مرتضي جلو ومن از پشت سر ايشان به سمت حجره مي رفتيم، ديديم درِ حجره مقفّل (قفل شده) است.مرحوم كشميري نظري به من كردند و گفتند: مي گويند هر كس نام مادر حضرت موسي عليهالسلام را بر قفل بسته ببرد، باز مي شود؛ مادر من از مادر موسي عليه السلام كمترنيست. آن گاه دست به قفل زد و گفت: يا فاطمه! و قفل باز شد. آن را زمين گزارده ووارد حجره شديم.(1)

2.طلاب بخوانند

مرحوم آية اللّهصالحي مازندراني درباره سرگذشت خود و طلاب آن دوره مي گويد:

«ايامي بر ما گذشت كهنان حتي به اندازه بسيار كم هم فراهم نمي شد، اما تحمل آن براي كساني كه شيدايتحصيل علوم و معارف ديني بودند، چندان مشكل نبود. سال 1332 ه . ش از تهران به قمآمدم و حدود يكسال در مدرسه فيضيه اقامت داشتم و بعد به مشهد رفتم و تا سال 1339 ه. ش در آنجا ماندم و از لحاظ مالي سخت در مضيقه بودم.

در يك زمان، سختگرسنه شدم و دو روز چيزي براي خوردن نداشتم. به نانوايي نزديك فيضيه رفتم. وقتيشاطر نان را جلوي من گذاشت، چون پول نداشتم، خواستم مشكل را طوري حل كنم، به اوگفتم: الآن پول خرد ندارم، اجازه بده پولش را بعدا بياورم.

نانوا گفت: پولت رابده خورد كنم. من كه دستانم شل شده بود، نان را گذاشتم و سرم را به زير انداختم وبدون آنكه چيزي بگويم، به حجره برگشتم. وضعيت طوري شده بود كه جرئت نكردم از حجرهبيرون بيايم؛ چون احتمال داشت از حال بروم و معلوم شود گرسنه ام.

مدتي گذشت. يكي ازطلاب با مقداري شيريني وارد حجره شد و ... .

بار ديگر در همانحجره كه چيزي براي رفع گرسنگي نداشتم، نارنجي را كه يكماه قبل خورده و پوست آن رابه خاطر عطرش روي طاقچه گذاشته بودم و به خاطر هواي خشك قم، مثل سنگ شده بود، به جاينان خوردم تا سدّ جوع شود.»(2)

3. خداهمه جا با شماست

بايزيد بسطامي آنگاه كه در آغاز سلوك خويش براي يافتن حق تعالي از بسطام خارج شد، مردي را ديد كهبه او گفت: اي ابايزيد! در طلب چه هستي؟ گفت: خدا. آن مرد گفت: آن چيزي كه در طلبآني، در بسطام او را ترك گفتي و رها كردي. ناگهان ابايزيد متنبه شد و به خود گفتكه چگونه خدا را مي طلبي، در حالي كه خود خدا فرمود: «هُوَ مَعَكُمْ اَيْنَمَاكُنْتُمْ»؛(3) «هر كجا باشيد خدا با شماست.»(4)

4.اسير نفس

سلطان ملكشاه سلجوقيبر حكيمي گوشه نشين و عارفي عزلت گزين وارد شد. حكيم سرگرم مطالعه بود و سر برنداشت و به سلطان تواضع نكرد. او نيز عصباني شد و گفت: تو نمي داني كه من كيستم!من آن سلطان مقتدري هستم كه فلان گردنكش را به خواري كشتم و فلان ياغي را به غل وزنجير كشيدم و كشوري را به تصرف آوردم.

حكيم خنديد و گفت: مننيرومندتر از تو هستم؛ زيرا من كسي را كشته ام كه تو اسير چنگال بي رحم او هستي.شاه با حيرت پرسيد: او كيست؟ حكيم به نرمي پاسخ داد: آن نفس اماره است كه من اينچنين آن را كشته ام، ولي تو هنوز اسير نفس اماره خود هستي و اگر اسير او نبودي، ازمن نمي خواستي كه پيش پاي تو به خاك بيفتم و عبادت خدا را بشكنم و ستايش كسي راكنم كه چون من انسان است.

ملكشاه از شنيدنسخنان عالم حكيم، شرمنده شد و عذر خطاي گذشته خود را خواست.(5)

5.آثار فكر كردن

تابلويي كه پيش رويشماست، چكيده اي از كلمات نوراني رسول خدا صلي الله عليه و آله و امامان معصومعليهم السلام درباره آثار فكر كردن است:

فكر در نعمتها، عاملدوست داشتن است.

فكر در گناهان، عاملتوبه است.

فكر در دنيا، عاملزهد است.

فكر در حوادث، عاملتواضع است.

فكر در مرگ، عاملكنترل هوسها و شهوات است.

فكر در عواقب، عاملمصونيت است.

فكر در بزرگان، عاملمقايسه و رشد است.

فكر در گذشت عمر،عامل سعي و تلاش است.

فكر در الطاف الهي،عامل رجاء و اميد است.

فكر در قهر الهي،عامل خوف است.

فكر در تاريخ، عاملعبرت است.

فكر در مخلوقات، عاملايمان است.

فكر در ضعفها عاملتوكل است.

فكر در مفاسد اخلاق،عامل تهذيب است.

فكر در شدائد ديگران،عامل استقامت است.

فكر در خدمات والدين،عامل احسان است.

فكر در پديده هايهستي و زيبايي طبيعت، عامل معرفت و خشوع است.(6)

پاورقــــــــــــــــــــي

--------------------------------------------------------------

1. مهر تابان، سيدمحمد حسين تهراني، انتشارات باقر العلوم، ص 220؛ ر. ك: ره توشه سالكان، سيد مهديشمس الدين، انتشارات قدس، اول، 1373، ص 38.

2. اُسوه صالحان،زندگينامة مرحوم آية الله صالحي مازندراني، محمد علي صالحي، صالحان، اول، 1381، صص7 ـ 6.

3. حديد/4.

4. فتوحات مكيه، ج 2،ص 370، ب 184؛ ر. ك: آئينه سالكان، ص 93.

5. عبرتها در آينهداستانها، صص 57 ـ 58؛ حكايات برگزيده از زندگي علما با سلاطين، ج1، ص 136.

6. همراه با نماز،محسن قرائتي، با همكاري سيد جواد بهشتي، ستاد اقامه نماز، پنجم، 1378، صص 23 ـ 24.

برچسب: نویسنده: احمد تاريخ: جمعه 14 13 ساعت: 22:33

صفحه بندی