خرید بک لینک
هو الحاسب

در مجلس اول ملاقات مرحوم علامه طباطبائي با استاد اخلاق خود ، مرحوم آقا سيد علي قاضي مرحوم قاضي به ايشان فرمود :

« فرزندم ! اگر دنيا مي خواهي نماز شب بخوان اگر آخرت هم مي خواهي نماز شب بخوان . در روايت هم آمده است : « هر كس نماز شب بخواند و در روز بگويد كه گرسنه هستم يا غذا و روزي ندارم او را تكذيب كنيد ».

پاي صحبت يك آشنايي بودم كه اهل سير و سلوك بود و مي گفت : چرا در آيينه به خود نگاه نمي كنيم و خود را نمي بينيم ؟ كي خود را آنطور كه هستيم خواهيم ديد ؟! مگر ما براي بازي كردن و خورد و خواب آفريده شده ايم ؟! چرا از خود نمي پرسيم كه(آيه56سوره ذاريات) « وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ » (جن و انس را جز براي پرستش خود نيافريده ام.)براي ما انسانهاست كه نازل شده ؟ چرا خدا را فراموش كرده ايم ؟ چرا قرآن را فراموش كرده ايم ؟ چرا دوستي با اهل بيت و عترت و قرآن را فراموش كرده ايم ؟ بدتر از همه ؛ چرا خود را فراموش كرده ايم ؟ چون منشاء همه بدبختي ها ، از « غفلت » است . به نظر من واقعاً شرم آور است كه تصور كنيم زنده ايم و تصور كنيم كه معتقديم در صورتي اين سئوالات را هنوز پاسخي نگفته ايم ...

چرا با قرآن انس نمي گيريم ؟ چه دوستي بهتر از قرآن ؟! در قرآن مگر نخوانده ايم كه در قيامت همه موجودات اعم از جاندار و بي جان همه به سخن در خواهند آمد و شهادت خواهند داد؟! مگر مي توان قرآن را قبول داشت و قسمتي از آن را ردّ كرد ؟ اصلاً ، مگر مي توان گفت كه خدا را قبول دارم ، ولي نسبت به قرآن او بي تفاوت ... ؟!

اگر معتقديم ؛ بايد بگويم كه يك راه ميان بر بلدم و آن دوستي واقعي با قرآن است ... چگونه ؟

ايشان مي گفت : همانگونه كه با انسانها دوستي داريم ، بياييم با قرآن نيز همانگونه دوستي برقرار كنيم يعني بياييم با قرآن صحبت كنيم با قرآن بنشينيم با قرآن احوال پرسي كنيم ... قبل از اينكه باز كنيم و صفحات آن را ورق بزنيم و بخوانيم با قرآن صحبت بكنيم ، حرف بزنيم ، درد دل كنيم ... آخر ، خدا را ! بايد بدانيم كه قرآن چقدر مهجور مانده است ؟ به نظر من كاملاً احمقانه است ما به شهادت موجودات بي جان در آخرت معتقد باشيم و تصور كنيم كه آنها داراي « روح » هستند (كه البته داراي روح هم هستند) ولي به اينكه قرآن داراي « روح » هست يا نه ، معتقد نباشيم ... هزاران اما و هزاران پرسش بي پاسخ در درون خود داريم كه جواب آن خيلي ساده تر و روشن تر از آن است كه تصور مي كنيم ... يك پيشنهاد دارم بيايم با قرآن همانگونه كه گفتم دوستي كنيم و بعد آن را بخوانيم ، اگر ديديم كه موثر واقع شد و اگر ديديم اين كار عملي شد و قرآن نيز پاسخمان داد ؛ آن وقت بقيه حرفها و راهها خود خواهد آمد طبق آيه 69 سوره عنكبوت (وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ ) يعني « كساني را كه در راه ما مجاهدت كنند، به راههاي خويش هدايتشان ميكنيم، و خدا با نيكوكاران است ... » من از خيليها شنيدم و در خيلي از اين كتابها از علما خوانده ام كه گفته اند : « رفتيم پيش آيت ا... بهجت (حفظه الله) و از ايشان دستورالعمل خواستيم ولي ايشان ، هيچ دستورالعملي ندادند ... » از خدمت تمامي ايشان اگر جسارت نباشد ، سئوال مي كنم كه « آقاي بهجت حفظه الله ؛ دستورالعمل ندادند يا ما مرد عمل نبوديم ؟! خوب ، من ديده ام و شنيده ام كه ايشان صراحتاً فرموده اند : « ترك معصيت ، عمل به واجبات و معلومات و احتياط در آنچه نمي دانيم و و و ... » بياييم از خود بپرسيم و به خود بگوييم كه ايشان دستورالعمل داده اند و ما مرد ره نبوده ايم ، چرا در اين امر ساده پاي يك معصيت ديگر را به ميان مي كشيم مگر براي تقرّب و سلوك الي الله راه بهتر از اين هم وجود دارد مگر دنبال چه چيز مهم ديگري غير از اين هستيم ... ؟!

من از عرفا كسي را سراغ ندارم كه اين دستورات را رعايت نكرده و به جايي اصطلاحاً رسيده باشند ، شما اگر كسي را سراغ داريد به من هم بگوييد ... »

(در خصوص نوشته هاي اين متن هر گونه سئوالي اگر بود در قسمت نظرات مطرح شود ، من با ايشان در ميان مي گذارم و اگر پاسخي دادند هر طور كه عزيزان مايل بودند ، آنگونه نيز پاسخ سئوالات را به شما مي رسانم ...)

در پناه الطاف حضرت حق

موفق باشيد و كامروا

برچسب: نویسنده: احمد تاريخ: چهارشنبه 16 13 ساعت: 17:19

صفحه بندی