مطالب دینی و اخلاقی
تـعـاريـف گـونـاگـونـى از فـرهـنـگ ارائه شـده اسـت : كـه حـكـايـت ازتـحـول و پـيچيدگى معناى فرهنگ داشته ، ابعاد متفاوت آن را مى نماياند. فرهنگ از سويى به(دانـش ، عـلم ، مـعـرفـت ، تعليم و تربيت ، آثار علمى و ادبى يك قوم يا ملت ) و از سوى ديگربـه (مـجـمـوعـه آداب و رسوم ، عقايد، افكار، ارزش ها و هنجارهاى موجود در يك جامعه ) اطلاق مىشـود. هـمـچـنـيـن گفته شده كه مجموع عناصر عينى و ذهنى كه در سازمان هاى اجتماعى جريان مىيابند و از نسلى به نسل ديگر منتقل مى شوند فرهنگ نام دارد.
تـايـلر (Tylor B.E) فـرهـنـگ را مـجموعه اى در نظر مى گيرد كه بر اثر (شناخت ها، باورها،هـنـر، حـقـوق ، اخـلاق ، آداب و سـايـر شـايـسـتـگـى ها و عادات انسان به عنوان عضو يك جامعه )حـاصـل شـده است . پاى (pye.L) و وِربا (Verba.S) در تعريف فرهنگ سياسى به وضوح ازتايلر الهام گرفته اند.
(شـيـوه زنـدگـى مـشـتـرك افـراد يـك جـامـعـه )، (مـجـمـوعـه قـواعـد و انـديـشـه هـايـى كـهتـعـامـل اجـتـمـاعـى را تـداوم مـى بـخـشـنـد)، يـا (شـيـوه اى آمـوخـتـه بـراىحل مسائل ) از تعاريف ديگرى است كه براى فرهنگ ارائه شده است .
كلوك هوهن (Kluckhohn.C) و كِلّى (Kelly .H.W) فرهنگ را به نظامى كه به لحاظ تاريخىاز الگـوهاى ضمنى يا آشكار زندگى شكل گرفته و مى تواند وجه اشتراك همه يا بخشى ازيك گروه قرار گيرد، تعريف مى كنند و كليفورد گيرتز (Geertz.C) در اين زمينه مى نويسد:(مـن هم چون ماكس وبر، كه معتقد بود انسان حيوانى است معلق در تارهاى معنايى كه خود بافتهاسـت ، فـرهـنـگ را بـه منزله اين تارها و تحليل آن را نه به عنوان علمى تجربى براى يافتنقانون ، بلكه به عنوان علمى تفسيرى براى يافتن معانى قلمداد مى كنم ).
از ايـن زاويـه فـرهـنـگ بـه مـعناى رمز (كد) يا نظامى از معانى تلقى مى شود كه از طريق آنهاانـسـان هـا بـه ارتـبـاط بـاهـم پـرداخـتـه و شـناخت و طرز فكر خود را درباره زندگى تداوم وتـوسـعـه مى بخشند. همچنين بايد گفت ، فرهنگ از آن جهت كه تمامى بخش هاى زندگى اجتماعى(خـويـشاوندى ، مذهب ، سياست و غيره ) را در شبكه اى از مفاهيم جاى مى دهد، حالتى انسجام بخشدارد و از ايـن نـظـر كه به رفتارهاى ظاهرى بسنده نمى كند و اساسا به نمونه هاى ساختارىضمنى نيز رجوع مى كند، حالتى پنهان دارد.
در مـجموع مى توان گفت كه فرهنگ به مجموعه آداب و رسوم ، اسطوره ها، عقايد، افكار، ارزشها و هنجارهاى موجود در جامعه اطلاق مى شود كه تمامى بخش هاى زندگى اعم از مذهب ، سياست ،دولت ، جامعه مدنى ، خانواده ، اقتصاد و... را در بر مى گيرد.
برچسب:
نویسنده: احمد