مطالب دینی و اخلاقی
بهداشت روان در گفتاربزرگان:
هر قدر مى توانى شادزندگى كن و هرگز فكر بيهوده به مغزت راه نده ؛ چون سلامتى ات تباه مى شود.(ديكنز)
خوشبختى و سعادت، دراعصاب نيرومند نهفته است. هر اندازه كه
جهت مطالعه کامل به ادامه مطلب بروید
خوشبختى و سعادت، در اعصاب نيرومند نهفته است. هر اندازه كه تاب و توان بدن و مزاج، كمتر شود، پذيرفتن ناخوشيها آسان مى گردد و بدخويى به دنبال آن، رو به فزونى مى گذارد.(روحى)
سرمايه همه گونه شايستگى و دستيابى به سعادت، تندرستى و سلامت است. روان توانا در كالبد نيرومند، و خِردِ سالم در بدن سالم است.(روحى)
آخرين مقصد ما سعادت روحى است ؛ اما مناسب ترين و بلكه تنها وسيله براى تحصيل اين مقصد، عبارت است از كسب فضيلت و معرفت.(لايبنيتز)
هر كه در جام گيتى نماى خرد، فرجام كارها ننگرد و در مطلع انديشه مخلص ياد نكند، هميشه پراكنده دل و آسيمه سر و بى سامان كار باشد.(مرزبان بن رستم)
آن كه نفس خود را بالاتر و برتر از آنچه هست داند، هرگز به سر حد كمال نرسد.(فارابى)
حسود، هميشه اندوهگين بُوَد ؛ زيرا كه به دارايى مردمان، غمناك باشد و خير خلق، مرتفع و منقطع نشود. پس غم و اندوهِ او را انقطاعى و انتهايى صورت نبندد.(خواجه نصير طوسى)
بكوش كه نسبت به مردم بدبين نشوى ؛ زيرا كه دارنده سوءظن را جز رحمت ابدى و كسالت روحى بهره نباشد.(سقراط)
كسى كه بر اعصاب خود حكومت ندارد، شايسته نيست كه بر كوچك ترين پله نردبان سياست، قدم نهد.(گوستاو لوبون)
چون عيب ديگران جويى و هنر خويش بينى، از جستن عيب خويش و هنر ديگران غافل مباش ؛ چرا كه هر كه بر عيب خويش و هنر ديگران واقف نشود، هرگز از عيب، پاك نگردد و بر گرد هنرمندان نرسد.(روحى)
انسان، هيچ وقت، بيشتر از آن موقع خود را گول نمى زند كه خيال مى كند ديگران را فريب داده است.(لاروشفوكو)
شريف ترينِ دلها دلى است كه انديشه آزار كسان، در آن نباشد.(زردشت)
براى زندگى فكر كنيد، ولى غُصّه نخوريد.(دِيْل كارنِگى)
تا بشر روحاً آزاد نشود، يعنى رفاه فكر و علوّ همت و قوّه گذشت از علايق جزئى در وى پيدا نشود، نمى تواند آزادى اجتماعى و سياسى به دست آورد. هر ملّت به هر اندازه اخلاقش عالى تر است، بهره اش از آزادى بيشتر و هر قدر اخلاقش پَست تر است، بدون شك از آزادى محروم تر است.(حسينعلى راشد)
دارندگان قلبهاى پاك، هيچ گاه راحت و خوشى را به خود نخواهند ديد ؛ زيرا خوشى و راحتِ خود را فداى اعتلاى ترقى ديگران نموده اند.(لابروير)
پايبندان به اخلاق، روح جامعه خود هستند.(اِمِرسون)
آزمندان، هيچ وقت به آنچه دارند، خُرسند نيستند و هرچه بيشتر به چنگ آرند به همان اندازه آزشان فزونى مى يابد و اين درد را جز به مرگ، چاره نتوان كرد.(روحى)
خودسِتا، نماينده جنون بشريّت است.(غلامحسين ذوالفقارى)
وقتى كه پَر كاهى به چشمتان مى رود، آن را بيرون مى آوريد ؛ امّا وقتى عادتى بد، وارد روح شما مى شود، مى گوييد: سال ديگر معالجه اش مى كنم.(هوراس)
همان طور كه بدن ما از غذاهايى كه مى خوريم تغذيه و كسب قوت مى كند، همان طور هم روحمان از صحبت و معاشرت رفقاى خوب و بد، فضيلت و تقوا يا خباثت و شرارت كسب مى نمايد.(ژُرژ هربرت)
پاى عادت بد را بشكن.(مثل اسپانيايى)
وقتى به بدبينى عادت كنيد، بدبينى به اندازه خوش بينى، مطلوب و دوست داشتنى است.(آرنولد بِنِت)
يك آدم ثروتمند، كمتر خواب راحت و آسايش روحى دارد.(غلامحسين ذوالفقارى)
در گرفتارى بايد فكر را به جنب و جوش درآورد،نه اعصاب را.(محمّد حجازى)
منبع: مجله حدیث زندگی/شماره9/گفته ها و نوشته ها/به كوشش: حسين پورشريف
برچسب:
نویسنده: احمد