مطالب دینی و اخلاقی
سوال : قواى سه گانه ى شهويه، غضبيه و عاقله را تعريف كنيد و راه برقرارى اعتدال در آن سه قوه را توضيح دهيد؟
سوال : قواى سه گانه ى شهويه،غضبيه و عاقله را تعريف كنيد و راه برقرارى اعتدال در آن سه قوه را توضيح دهيد؟
جواب : نفس داراى قواى سه گانه ىشهويه، غضبيه و عاقله است كه هر يك تأمينِ بخشى از نيازهاى انسان را بر عهدهدارند. همه ى قواى بشرى براى حكمت و غرض و هدفى آفريده شده اند و هر كدام سهمبسزايى براى رساندن انسان به كمال مطلوبش دارند; آن چه مهّم است جهت دادن و تربيتكردن و شكوفا نمودن اين قواست، به گونه اى كه هر كدام نقش خود را به شكل بايسته وشايسته در ترقى و تعالى انسان ايفا كنند. در اين بخش به تعريف و نيز بيان حالتاعتدال و افراط و تفريط هر يك از اين قوا مى پردازيم.
قوهى شهويه
درحقيقت، اين قوه، عهده دار جلب منافع براى انسان است كه به آن نفس بهيمى نيز گفتهمى شود و مبدأ امور شهوانى است و اشتياق لذت بردن از خوردنى ها و آشاميدنى ها وامور جنسى را دارد.
فايدهى اين قوه، حفظ و ادامه ى حيات بدن است كه وسيله ى تحصيل كمال براى نفس است و درصورتى كه به درستى از اين قوه استفاده شود و افراط و تفريط در آن صورت نگيرد،فضيلتى به نام عفّت از آن به وجود مى آيد كه به تعبير فيلسوفان و عالمان اخلاقى،يكى از چهار جنس فضيلت شمرده مى شود[1].
قوهى غضبيه
وظيفهو مسئوليت اين قوه، دفع ضرر از انسان است و به اعتبارى، به آن نفس سَبُعى نيز مىگويند كه مبدأ غضب و دليرى و اقدام بر اعمال و شوق تسلّط و تصرّف، برترى و رسيدنبه جاه بيش تر است. فايده ى اين قوه اين است كه زياده روى، تندى قواى شهوى وشيطانى را درهم مى شكند و در صورتى كه در جاى خود از آن استفاده گردد و افراط وتفريطى در آن صورت نپذيرد، فضيلت شجاعت از آن پديد مى آيد و اگر به شكل افراط وزياده روى مورد بهره بردارى قرار گيرد رذيلت تهوّر و درنده خويى از آن به وجود مىآيد و اگر هيچ كاركردى نداشته باشد و در آن تفريط شود، رذيلت «جبن» از آن پديد مىآيد[2].
قوهى عاقله
همانقوه ى تفكر و ادراك است كه به آن نفس ملكى و فرشته اى نيز مى گويند كه مبدأ ادراكحقايق و جدايى بين نيكى ها و بدى هاست، و نيز انسان را به نيكى فرمان مى دهد و اززشتى بر حذر مى دارد و در صورتى انسان به سمت ترقى و تعالى پيش مى رود كه به امر ونهى عقل عمل نمايد. فايده ى اين قوه اين است كه حقايق را ادراك مى كند و آدمى رابه كارهاى نيك فرمان مى دهد و از صفات زشت بازمى دارد.[3]
درصورتى كه از اين قوه به صورت صحيح و معتدل بهره بردارى شود فضيلت حكمت از آن بهوجود مى آيد; اما هنگامى كه افراط و زياده روى در آن صورت گيرد، رذيلت جربزه وسفسطه را به دنبال خواهد داشت. چنين شخصى در اين حالت در تمام امور، حتى يقينيات وامور ضرورى نيز شك و ترديد مى كند و در شك خود باقى مى ماند; چنان كه در تفريط وكوتاهى نسبت به آن قوه، رذيلت ديگرى به نام «غباوت» و جهل مركب پديد خواهد آمد كهاساس و پايه ى بسيارى از زشتى ها، نزاع ها و اختلافات مى گردد.[4]
شايانذكر است كه قوه ى عاقله از عقل نظرى گرفته مى شود كه در يكى از تعريف هاى آن گفتهاند:
آگاهىو علم به چيزى كه سزاوار دانستن صرف است و از امور اختيارى انسان شمرده نمى شود.[5]
دربرابر آن قوه ى عامله وجود دارد كه از عقل عملى به دست مى آيد و در يكى از تعريفهاى آن آمده است:
علمو آگاهى به چيزى كه سزاوار عمل كردن است.[6]
بههر حال از قوه ى عامله نيز، مانند عاقله، در صورتى كه به اعتدال از آن بهره گرفتهشود، فضيلت عدالت، و افراط و تفريط در آن، دو رذيلت ظلم و انظلام (ظلم پذيرى) رابه وجود مى آورد.[7]
راهايجاد اعتدال در قوا
براىاعتدال اين قوا بايد همه ى آنها را تحت تدبير و كنترل عقل و شرع درآورد. در رواياتمعتبرى كه از امامان معصوم(عليهم السلام)رسيده است، مطالب ارزنده اى در اين خصوصوجود دارد.
شيوههاى عملى ايجاد اعتدال
مراعاتامورى كه در ذيل آورده مى شود، براى كمك به عقل و ايجاد بستر مناسب براى تعديل قوامفيد است:
1. هم نشينى با نيكان و معاشرتبا كسانى كه از فضايل اخلاقى برخوردارند و نيز اجتناب و پرهيز از هم نشينى بابدكاران و كسانى كه داراى اخلاق زشت و ناپسند هستند; زيرا معاشرت با هر كس قوىترين انگيزه براى خو گرفتن به صفات و اخلاق اوست.
2. به كار بردن قوا در راه كسبصفات شريف و مواظبت و مداومت بر اعمال و افعالى كه آثار و نتايج آن، تحصيل فضايلاست; هم چنان كه اگر كسى بخواهد ملكه ى جود و سخاوت را در خود حفظ كند، بايد انفاقمال و بذل و بخشش را همواره ادامه دهد و بر نفس خويش، در زمانى كه به طرف بخل وامساك مى رود، تسلط داشته باشد.
3. بايد هنگام اقدام بر هر عملى،تفكّر و تأمل نمايد و مواظب باشد كه هيچ كارى را بدون توجّه به آثار آن انجام ندهدو در صورت روى آوردن به رذايل، خود را تنبيه و تأديب نمايد.
4. از ديدن و شنيدن و تخيّل آنچهشهوت و غضب را برمى انگيزد به شدت پرهيز نمايد و زمانى كه بالطبع آن دو قوه بهجنبش در آمدند، در بهره گيرى از آن به اندازه اى كه طبيعت بشرى اقتضا مى كند اكتفانمايد و از آنچه به سلامت تن و روان او صدمه وارد مى كند پرهيز نمايد; البته ملاكو معيار بهره گيرى معتدل از اين قوا، عقل و شرع است.
5. بايد عيب هاى پنهانى خود رابا جستوجو و بررسى و محاسبه به دست آورد و پس از آگاهى، در ريشه كن ساختن آن كوششفراوان نمايد.
درمجموع، بايد با تمرين و تكرار عمل اخلاقى، از اين قوا براى تحقق فضيلت بهره گيرد وزمينه ى رذيلت را فراهم نسازد.[8]
پی نوشتها:
[1]. ملامهدى نراقى، گزيده ى كتاب جامع السعادات، ترجمه ى سيد جلال الدين مجتبوى، ص 174 ـ244.
[2]. همان،ص 103 ـ 173.
[3]. همان،ص 71 ـ 101.
[4]. همان،ص 71 ـ 101.
[5] براىاطلاع بيش تر ر.ك: سيد محمد رضا مدرّسى، فلسفه ى اخلاق، ص 269 به بعد
[6]. مهدىحائرى، كاوش هاى عقل نظرى، ص 241 ـ 242.
[7]. ملامهدى نراقى، همان، ص 52 ـ 63.
[8]. براىمطالعه ى بيش تر ر.ك: همان، ص 67 به بعد; جمعى از نويسندگان، روش خودسازى; و مهدوىكنى، اخلاق عملى، ج 1، و محمد شجاعى، مقالات، ج 2 و 3.
برچسب:
نویسنده: احمد