خرید بک لینک

چون رضى الدين سيد على بربام بلند فقه فراز آمد استادان حله از وى خواستند تا راه دانشوران گذشته را پيش گيردو با نشستن در جايگاه فتوا مردم را با حلال و حرام الهى آشنا سازد. ولى ستاره خاندانطاووس نمى توانست بدين پيشنهاد پاسخ مساعد دهد. ايات پايانى سوره الحاقه (ولو تقولعلينا بعض الاقاويل لاخذنا منه باليمين ثم لقطعنا منه الوتين فما منكم من احد عنه حاجزين: و اگر محمد به دروغ سخنانى به ما نسبت مى داد او را گرفته ، رگ گردنش را قطع مى كرديمو هيچ يك از شما نمى توانستيد ما را از اين كار باز داشته ، نگهدارنده اش باشيد) هموراهدر ژرفاى روانش طنين مى افكند و او را از نزديك شدن به فتواباز مى داشت . او چنان مىانديشيد كه وقتى پروردگار پيامبرش را چنين تهديد كرده و از نسبت دادن سخنان و احكامخلاف واقع به خويش باز داشته است هرگز اشتباه و لغزش مرا در فتوانخواهد بخشيد.(1) بنابر اين راه خويش را از مفقيان جدا ساخت . ناگفته پيداست كه اين پايان پيشنهادها نبود.صرفان حله هرگز نمى توانستند گوهر يگانه ان ديار را ناديده ، گرفته ، از ان به سوىديگرى رو كنند. بنابر اين ديگر بار به آستانش روى آورده ، از او خواستند داورى شهررا به عهده گيرد. سيد فرمود: مدتهاست ميان خردو نفسم درگيرى است ... من در همه عمرهرگز نتوانستم بين اين دو دشمن داورى كرده ، ميانشان آشتى بر قرار سازم ! كسى كه درهمه عمر از يك داورى و رفع اختلاف ناتوان باشد چگونه مى تواند در اختلافهاى بى شمارجامعه داورى نمايد؟ شما بايد در پى كسى باشيد كه خرد و نفسش آشتى كرده ، به يارى همبر شیطان چيرگى يافته باشند... چنين كسى توان داورى درست دارد.(2)

پی نوشتها:

--------------------------------

1و2. كشف المحجه لثمره المهجه، سيد بن طاووس ، فصل 125، نسخه كتابخانه ايت الله العظمى مرعشى ره .

منبع: سایت تربیت

برچسب: نویسنده: احمد تاريخ: چهارشنبه 18 13 ساعت: 6:3

صفحه بندی