خرید بک لینک

خداوند در كتاب عزيز خود در جاهاى بسيارى به تفكّر و تدبّر امر كرده و انديشمندان را ستوده و فرموده است: وَ يَتَفَكَّرُونَ في خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا«[1]». ابن عباس گفته است: چون قومى در خداوند انديشيدند پيامبر صلّى الله عليه و آله فرمود: «در خلق خدا فكر كنيد و در خدا نينديشيد چه شما هرگز نمى توانيد او را چنان كه شايسته است بشناسيد.»«[2]»



متن کامل در ادامه مطلب


خداونددر كتاب عزيز خود در جاهاى بسيارى به تفكّر و تدبّر امر كرده و انديشمندان را ستودهو فرموده است: وَ يَتَفَكَّرُونَ في خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَهذا باطِلًا«[1]».ابن عباس گفته است: چون قومى در خداوند انديشيدند پيامبر صلّى الله عليه و آله فرمود:«در خلق خدا فكر كنيد و در خدا نينديشيد چه شما هرگز نمى توانيد او را چنان كه شايستهاست بشناسيد.»«[2]»

از پيامبرخدا صلّى الله عليه و آله روايت شده است كه روزى آن حضرت بر گروهى وارد شد كه سر بهجيب تفكّر فرو برده بودند به آنان فرمود: «چرا سخن نمى گوييد؟» گفتند: در خلق خدا مى انديشيم،فرمود: «به همين گونه كار كنيد، در خلق خدا بينديشيد و در او فكر نكنيد. چه در اينمغرب زمينى سفيد است، روشنى اش سفيدى آن و يا سفيدى اش روشنى آن است، خورشيد در چهلروز آن را قطع مى كند، در آن گروهى از آفريدگان خدا به سر مى برند كه به اندازه يكچشم بر همزدن خدا را نافرمانى نكرده اند.» عرض كردند: اى پيامبر خدا شيطان از آنهابه كجا رفته است؟ فرمود: «نمى دانند كه شيطان خلق شده است يا نه؟» گفتند: آنان از اولادآدمند؟ فرمود: «نمى دانند آدم خلق شده است يا نه؟.»«[3]»

عطاءگفته است: من و عبيد بن عمير نزد عايشه رفتيم و ميان ما و او حجابى قرار داده شده بود،عايشه گفت: اى عبيد! چه چيزى تو را از ديدار ما مانع شده است؟ پاسخ داد: سخن پيامبرصلّى الله عليه و آله كه فرموده است: يك روز در ميان ديدار كنيد تا دوستى زياد شود.»سپس ابن عميد گفت: ما را از شگفت ترين چيزى كه از پيامبر خدا صلّى الله عليه و آلهديده اى آگاه كن. عايشه گريست و گفت: همه كارهاى او شگفت بود. شبى كه نوبتم بود نزدمن آمد به طورى كه پوستم به پوست او رسيد، سپس فرمود: مرا بگذار تا پروردگارم را عبادتكنم. پس برخاست و به سوى مشك آب رفت و از آن وضو گرفت و به نماز ايستاد و گريست بهحدّى كه محاسنش تر شد، سپس به سجده رفت و گريست تا زمين تر شد. پس از آن بر پهلو خوابيدتا بلال آمد و اذان نماز صبح را گفت، سپس به پيامبر صلّى الله عليه و آله عرض كرد:اى پيامبر خدا! چه چيزى تو را گريانيده در حالى كه خداوند گناهان متقدّم و متأخّر تورا آمرزيده است، فرمود:

واىبر تو اى بلال چه چيزى مانع گريه من مى شود، در حالى كه خداوند در اين شب اين آيه رابر من فرو فرستاد كه: إِنَّ في خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِوَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ«[4]». سپس فرمود: «واى بر كسى كه آنرا بخواند و در آن نينديشد.»«[5]»

به اوزاعىگفته شد: نهايت انديشيدن در آنها چيست؟ گفت: اين كه آنها را بخوانى و درك كنى.

مى گويم:از طريق خاصه (شيعه) از امير مؤمنان عليه السّلام روايت شده كه فرموده است:

«تفكّر آدمى را به نيكى و عمل به آن دعوت مى كند.»«[6]»

از امامصادق عليه السّلام نقل شده است كه: «بهترين عبادتها پيوسته انديشيدن درباره خدا و قدرتاوست»«[7]» و نيز از آن حضرت از على عليهالسّلام روايت است كه: «با تفكّر دلت را بيدار و از شب پهلو خالى كن و از پروردگارتبترس.»«[8]»

از امامرضا عليه السّلام روايت شده است كه فرموده است: «عبادت به بسيارى نماز و روزه نيستبلكه عبادت تفكّر در امر خداست.»«[9]»

غزّالىمى گويد: از محمّد بن واسع نقل شده كه مردى از اهل بصره پس از مرگ ابى ذرّ نزد همسروى امّ ذرّ رفت و درباره عبادت ابى ذرّ از او پرسيد پاسخ داد: همه روز را در گوشه خانهبه تفكّر مى گذرانيد. يكى از پيشينيان گفته است: يك ساعت انديشيدن بهتر از يك شب عبادتاست. ديگرى گفته است: تفكّر آيينه اى است كه نيكيها و بديهايت را به تو مى نماياند.و ديگرى گفته است: فكر مغز عقل است و گفته اند:

إذ المرء كانت له فكرة ففي كلّ شى ء له عبرة«[10]»

نقل شده است كه حواريان به عيسى بن مريم عليه السّلامگفتند: آيا امروز در روى زمين مانندى براى تو هست؟ فرمود: آرى، كسى كه گفتار او ذكرو خاموشيش فكر و نگاهش عبرت باشد مانند من است.

يكىاز پيشينيان گفته است: كسى كه گفتارش حكمت نيست لغو است، و آن كه خاموشى اش تفكّر نيستسهو است، و هر كس نگاهش عبرت نيست لهو است. درباره قول خداوند كه فرموده است: سَأَصْرِفُعَنْ آياتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ في الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ«[11]» گفته اند:

يعنىدلهاى آنها را درباره خودم باز مى دارم.

از ابىسعيد خدرى روايت شده كه پيامبر صلّى الله عليه و آله فرموده است: بهره چشمهايتان رااز عبادت به آنها بدهيد، عرض كردند بهره چشمهايتان از عبادت چيست؟ فرمود: «نگاه كردنبه قرآن و انديشيدن در آن و عبرت گرفتن از شگفتيهايش.»«[12]»

از زنىكه در باديه نزديك مكّه سكنا داشته نقل شده كه گفته است: اگر دلهاى پرهيزگاران باتفكّر خود به آنچه از خوبيهاى آخرت در حجابهاى غيب اند اندوخته شده نظر كند زندگانىدنيا براى آنها صافى و گوارا نمانده و چشم آنها در دنيا به چيزى روشن نخواهد شد.

لقمانبيشتر تنها مى نشست و خواجه اش از كنارش مى گذشت و به او مى گفت: اى لقمان خيلى تنهامى نشينى، اگر با مردم همنشين شوى انس تو با آنها بيشتر مى شود، لقمان پاسخ مى داد:طول تنهايى بر ادراك فكر و طول تفكّر راهنماى راه بهشت است.

وهببن منبّه گفته است: هرگز تفكّر كسى طولانى نشد جز اين كه دانا گرديد و هر كس دانا شدبه عمل پرداخت. از ابن عباس نقل شده كه گفته است: دو ركعت توأم با تفكّر بهتر از عبادتيك شب است كه از روى غفلت باشد. برخى گفته اند: انديشيدن درباره دنيا حجاب آخرت و عقوبتاهل محبّت است، و تفكّر درباره آخرت حكمت به بار مى آورد و دل را زنده مى گرداند. ديگرىگفته است: از عبرت علم و از ذكر محبّت و از تفكّر ترس از خدا زياد مى شود. ابن عباسگفته است: تفكّر در نيكيها انسان را به عمل به آنها وادار مى كند، و پشيمانى از بديهاانسان را به ترك آنها فرا مى خواند. نقل شده كه خداوند در يكى از كتابهايش فرموده است:من گفتار هر حكيمى را نمى پذيرم بلكه به نيّت و مقصود او مى نگرم. اگر نيّت و مقصودشمن باشم خاموشى اش را تفكّر و گفتارش را حمد و سپاس قرار مى دهم هر چند سخنى نگفتهباشد. يكى از پيشينيان گفته است: خردمندان پيوسته از ذكر به فكر و از فكر به ذكر بازمى گردند تا از دلهاى خود بازپرسى كنند از اين رو به حكمت سخن مى گويند. ديگرى گفتهاست: شريفترين مجالس و برترين آنها نشستن با تفكّر در ميدان توحيد و تنفّس به نسيممعرفت و آشاميدن جام دوستى از بحر محبّت و با حسن ظن به خداوند نگريستن است. سپس گفتهاست: چه مجالس خوش و با جلالتى و چه شراب پر از لذّتى است، خوشا به حال كسى كه آن روزىاو باشد. يكى از پيشينيان گفته است: براى سخن گفتن از خاموشى و براى دريافتن از انديشيدنكمك گيريد. و نيز گفته است: درست انديشيدن در كارها مايه نجات از غرور و عزم در رأىموجب سلامت از تقصير و پشيمانى، و تدبّر و تفكّر نمايانگر دور انديشى و زيركى، و مشورتبا دانايان موجب ثبات نفس و قوّت بصيرت است. بنابراين پيش از تصميم گيرى بينديش، وپيش از شروع به عمل در آن تدبّر كن و پيش از آن كه پشيمان شوى مشورت كن. و نيز گفتهاست:

فضيلتها چهار چيزند: نخست حكمت كه اساس آنانديشيدن است دوم عفّت و قوام آن در شهوت است سوم قوّت و قوام آن در خشماست چهارم عدالت و قوام آن در اعتدال قواى نفسانى است.

اينهاگفته هاى دانشمندان پيروان تفكّر است اما هيچ يك از آنان حقيقت تفكّر و موارد آن راذكر نكرده است.[13]



پی نوشتها:

[1] آل عمران/ 191: ... و در آفرينشآسمانها و زمين مى انديشند( و مى گويند) بار الها اينها را بيهوده نيافريده اى.

[2] ابو الشيخ از حديث ابن عباس،الجامع الصغير.

[3] صدر حديث را ابن ابى حاتم وبيهقى در اسماء و صفات از ابن عباس روايت كرده اند الدّر المنثور، ج 2، ص 110 عراقىگفته است: ما آن را جزء حديث عبد اللّه بن سلام نقل كرده ايم.

[4] آل عمران/ 190: بى شك در آفرينشآسمانها و زمين و آمد و رفت شب و روز نشانه هاى روشنى براى خردمندان است.

[5] عبد بن حميد، التفكّر ابن ابىالدّنيا، و پيش از اين در كتاب صبر و شكر ذكر شده است.

[6] كافى، ج 2، ص 55، شماره 5 و3.

[7] كافى، ج 2، ص 55، شماره 5 و3.

[8] همان مأخذ، ج 2، ص 54، شماره1.

[9] كافى، ج 2، ص 55، شماره 4.

[10] اگر مرد داراى تفكّر باشد- درهر چيزى برايش عبرتى است

[11] اعراف/ 145: كسانى را كه روىزمين بناحق تكبّر مى ورزند از آيات خود منصرف خواهيم ساخت ...

[12] التفكّر ابن ابى الدنيا و درطريق او ابو الشيخ ابن حبان در كتاب العظمة است المغنى.

[13]منبع : راه روشن(ترجمه المحجةالبيضاء)تأليف: ملا محسن فيض كاشانى - ترجمه: سيد محمد صادق عارف - ناشر: مؤسسه چاپو انتشارات آستان قدس رضوى - چاپ: چاپ اول 1372 هجرى شمسى، جلد8، از صفحه: 236 تا240

برچسب: نویسنده: احمد تاريخ: شنبه 21 13 ساعت: 5:57

صفحه بندی