خرید بک لینک

موضوع: انتخابات، حق شهروندي، تكليف ديني

تاريخ پخش: 23/03/92

بسم الله الرحمن الرحيم

«الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»

عزيزاني كه پاي تلويزيون هستند، زماني بحث را ميبينند كه ماه شعبان سال 92 است. اوائل شعبان است. تولد امام حسين(علیه السلام) را داريم. كه روز پاسدار است. تولد ابالفضل (علیه السلام) را داريم كه برادر وفادار نسبت به نظام حسيني است. و تولد امام زينالعابدين(علیه السلام) و بعد هم تولد امام زمان(علیه السلام). اين اعياد شعبانيه را به همه تبريك ميگويم. به خصوص روز پاسدار، كه روز بعدش روز جانباز است. تبريك ميگويم.

در خدمت عزيزاني هستيم كه پاسدار در جزيرهي ابوموسي هستند. از همه شما تشكر ميكنم و از مسؤولين و مديراني كه به هر حال اين جلسات را تشكيل داديد، به خصوص تشكر ميكنم.

من ميخواهم براي روز پاسدار صحبت كنم، ولي چون بحث را زماني ميبينيد كه در آستانهي انتخابات است، راجع به انتخابات ميخواهم صحبت كنم.

متن کامل در ادامه مطلب


موضوع: انتخابات، حق شهروندي، تكليفديني

تاريخ پخش: 23/03/92

بسم الله الرحمنالرحيم

«الهي انطقني بالهدي والهمني التقوي»

عزيزاني كه پاي تلويزيون هستند، زمانيبحث را ميبينند كه ماه شعبان سال 92 است. اوائل شعبان است. تولد امام حسين(علیهالسلام) را داريم. كه روز پاسدار است. تولد ابالفضل (علیه السلام) را داريم كهبرادر وفادار نسبت به نظام حسيني است. و تولد امام زينالعابدين(علیه السلام) وبعد هم تولد امام زمان(علیه السلام). اين اعياد شعبانيه را به همه تبريك ميگويم.به خصوص روز پاسدار، كه روز بعدش روز جانباز است. تبريك ميگويم.

در خدمت عزيزاني هستيم كه پاسدار درجزيرهي ابوموسي هستند. از همه شما تشكر ميكنم و از مسؤولين و مديراني كه به هرحال اين جلسات را تشكيل داديد، به خصوص تشكر ميكنم.

من ميخواهم براي روز پاسدار صحبت كنم،ولي چون بحث را زماني ميبينيد كه در آستانهي انتخابات است، راجع به انتخابات ميخواهمصحبت كنم. من هم يك انسان سياسي نيستم. با نگاهي سياسي، به عنوان معلم قرآن حرف ميزنم.هيچكس نميتواند حرف مرا رد كند. چون از خودم نيست كه رد كند، متن سخن خالق است. «إِنْ شاءَ اللَّه »! تذكراتي اگر هست برخاسته ازقرآن است. احدي هم به من نگفته چه بگو. اصلاً در اين سي و چند سال در تلويزيون كسيبه من نگفته چه بگو. اختيار با خودم بوده است. من هم بدون حب و بغض«إِنْ شاءَ اللَّه » مطالبي را عرض كنم.

1- شناخت راه مستقيم درانتخابات

ما در همه شرايط و هميشه بايد از خدابخواهيم در انتخاب درست انتخاب كنيم. منتهي توجه نداريم كه هر روز از خدا ميخواهيم.همه مسلمانها واجب است در نماز بگويند: «اهْدِنَاالصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ» (فاتحه/6) يعني خدايا در انتخابم راهمستقيم را انتخاب كنم. كج نروم. جالب اين است كه همه دعاها مستحب است و يك دعايواجب داريم. اين خيلي مهم است. همه دعاها مستحب است. يك دعاي واجب داريم«اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ» است. باايشان ازدواج كنم يا نه؟ «اهْدِنَا الصِّراطَالْمُسْتَقيمَ». اين شغل يا آن شغل؟ «اهْدِنَاالصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ». اين كلمه را بگويم يا نگويم؟ «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ». ببخشم يا نبخشم؟برخورد كنم؟ موضعگيريام چطور باشد؟ چطوري تبليغات كنم؟ روز پاسدار است، از كربلابگويم. امام حسين! ماجراي كربلا اين بود كه 72 نفر و جمعي راه مستقيم را انتخابكردند، باقيها رفتند راه يزيد را انتخاب كردند. سي هزار نفر يزيدي، 72 نفر حسيني!كه هميشه ما بايد از خدا بخواهيم، يك دعا ميكنم همه آمين بگوييد.

خدايا به آبروي امام حسين و اصحابش همهما را هميشه در هر كار، در هر فكر، هميشه همه ما را در همه كار به راه مستقيمهدايت بفرما. (الهي آمين)

بايد دعا كنيم چون عقل ما كوتاه است.بارها گفتم، دليل اينكه عقل ما كوتاه است اين است كه پشيمان ميشويم. اگر انسانعقلش كامل بود هيچوقت پشيمان نميشد. پشيماني دليل بر كوتاهي عقل است. بايد از خدابخواهيم.

اما شركت در انتخابات؛ يكي اينكه ازبركات جمهوري اسلامي شركت مردم در ادارهي كشور است. پدران ما آمدند زندگي كردند،مردند. يك نفر به اينها نگفت، چه كسي رئيس باشد. ولي هر سال به طور ميانگين يكباراز من ميپرسند: شوراي شهر كه باشد؟ رئيس جمهور كه باشد؟ نماينده مجلس كه باشد؟خبرگان كه باشد؟ يعني تقريباً هر سالي يك انتخاب، سي و چند سال از انقلاب گذشته،سي و چند تا هم انتخابات داشتيم. سي و چند سال از انقلاب گذشته است. اين نعمت است.از بركات جمهوري اسلامي شركت دادن مردم در ادارهي كشور است.

2- بياعتنايي بهانتخابات، كفران نعمت الهي

حالا اگر بياعتنا بوديم. بياعتناييبه انتخابات كفران نعمت است. ممكن است بگويي: آقاي قرائتي ما چند بار پاي صندوقهاآمديم. وضع ما خوب نشد. نه تخم مرغ ارزان شد. نه شكر ارزان شد. نه ماشين ارزان شد.نه سكه ارزان شد. نه خانه ارزان شد. هر كاري هم كردند نشد. حالا كه نشد، پس ماديگر نيستيم. جواب اين را قبلاً دادم. در يك دقيقه تكرار كنم.

پس موضوع بحث: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم »، انتخابات.چرا؟ براي اينكه شب جمعهاي گوش ميدهند كه فردايش ميخواهند پاي صندوق بروند. 1-شركت در انتخابات از بركات جمهوري اسلامي است. 2- بياعتنايي در انتخابات كفراننعمت است.

اما گلههايي كه داريم. چرا انتخاباتآنطور كه ميخواستيم نشد؟ بحث من اين است. ما توجيه نميكنيم. توجيه حماقت است.معذرت ميخواهم از آقاياني كه اين را تكراري ميشنوند. چون اين را گفتم. ولي اجازهبدهيد تكرار كنم. توجيه حماقت است، يعني ما نميخواهيم توجيه كنيم كه همه اينهاييكه انتخاب شدند آدم خوبي بودند، و آدمهاي خوب هم همه تصميمهايشان خوب باشد. ممكناسد انتخابي بد بوده يا كار فلان مسؤول بد بوده. ما توجيه نميكنيم. آدم بايد خيليآدم احمقي باشد كه بگويد: مملكت ما بيعيب است. توجيه حماقت است. اما بگوييم: حالاكه عيب دارد پس ديگر ما نيستيم، تضعيف كنيم. تضعيف جنايت است. بگوييم: حالا كهخراب شد، پس ديگر ما نماز جمعه نميرويم. ديگر ما پاي صندوق نميرويم. تضعيف كنيم.ميدانيد چند صد هزار جوان شهيد شده، جانباز شده، اسير شده، نميشود كنار رفت.

يكوقت اگر يك گروه كودتاچي آمدند نظامرا درست كردند، ميگوييم: آقا گور پدرشان ما نيستيم. اما به چه كسي بگوييم: گورپدرشان، بچههاي خودمان بودند. در هر شهر و روستايي، كوچه و برزني بهترين جوانهارفتند شهيد شدند. حالا برويم تضعيف كنيم. جنايت به خون شهداست.

تكميل رسالت است. رسالت ما اين است كهتكميل كنيم. يعني اگر يكبار كسي به اسم دين آمد، بعد ديديم آنطور كه ميگفت نيست.خيلي خوب، اين بار ديگر حواسمان را جمع كنيم، گول شعارهايش را... بگوييد...نخوريم! تكميل كنيم. يعني از تلخيهاي گذشته استفاده كنيم. اين بار تكميل كنيم.

چه گفتم؟ ميخواهم اينها را حفظ كنيد.توجيه حماقت است. تضعيف جنايت به خون شهداست. تكميل، رسالت ما، مسؤوليت ما اين استكه تكميل كنيم. مواظب باشيم يك قدم جلوتر برويم. اين هم يك مسأله است.

3- انتخابات، نمود عدالتاجتماعي

مسألهي سوم بهترين نمود عدالت در كشورما انتخابات است. چون امام خميني يك رأي دارد، يك آدم عادي عادي عادي هم يك رأيدارد. خوب عدالت از اين بهتر؟ هركسي يك رأي دارد. بالاترين شخصيت و ضعيفترينشخصيت هركدام يك رأي دارند. اين قلهي عدالت است. انتخابات قلهي عدالت است. اينهم يك نكته، اينها را بنويسم. چون يكوقت ميبيني مرگ براي همه است. يكبار ديديد مانيستيم، اين كلمات باشد. انتخابات قلهي... شما بگوييد... عدالت است كه همه يك رأيدارند.

4- عرض كنم كه صندوقها، امانت است.تمام اينهايي كه دستاندركار صندوق هستند، از وزارت كشور، نيروي انتظامي، شورايمحلي، نميدانم، شوراي نگهبان، بدانيد صندوق امانت است. و خيانت به امانت خيلي مهماست. قرآن ميگويد: علامت مؤمن اين است كه«وَالَّذينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ» (مؤمنون/8) مؤمنبايد امانتها را مراعات كند. اين هم يك مورد.

مسألهي ديگر انتخابات عرصه آزمايشنامزدهاست. چون قرآن يك آيه داريم، از كجا درميآيد؟ از اين آيه درميآيد. قرآن ميگويد: «فَتَنَّا بَعْضَهُمْ بِبَعْض » (انعام/53) يعنيمردم را باهمديگر امتحان ميكنيم. به او ميدهيم، به او نميدهيم، او رأي ميآورد،او رأي نميآورد ببينيم چطور برخورد ميكند؟ اگر رأي آورد مغرور ميشود. اگر رأينياورد دري وري ميگويد. از كشور فرار ميكند، ميرود.

خدا از ما يك چيزي ميخواهد. ميشودهمه به اين قرآن عمل كنيم؟ نامزدها كه معلوم نيست پاي تلويزيون باشند. به گوششانبرسانيد. شايد ستاد انتخابات پاي تلويزيون باشند. قرآن ميگويد: طوري باشيد كه رأيدادند، «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين »! اگررأي ندادند، «اللَّهُ أَكْبَر»! اگر بهمن رأي دادند، مردم بصيرت دارند، فرهيخته هستند. اگر رأي ندادند اين تودهيناآگاه! اين نامردي است كه اگر به من رأي دادند، نخبه هستند. اگر به من رأي ندادندناآگاه هستند. اين بازي كردن است. اينكه ميگويم شد.

اول انقلاب يكي از اين منافقين خودش راكانديدا كرده بود. حالا يا منافق يا نيمه منافق، با منافقين تاب ميخورد. براياينكه رأي جمع كند ميگفت: اين ملت قهرمان! رأيها را كه شمردند، رأي نياورد، گفت:اين تودهي ناآگاه! يعني ساعت ده صبح كه هنوز وضعش روشن نشده بود، مردم قهرمانبودند. ملت قهرمان! بعدازظهر كه رأي نياورد، تودهي ناآگاه شدند. اين بازي است.الان هم فرار كرده است. «تِلْكَ الْأَيَّامُنُداوِلُها بَيْنَ النَّاس » (آلعمران/140) آيه قرآن است.

قرآن ميگويد: طوري باشيد كه «لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُم وَ لا تَفْرَحُوابِما آتاكُم » (حديد/23) آيه قرآن است اينكه خواندم. يعني اگردادند مغرور نشويد. گرفتند مأيوس نشويد. مثل دوست شيرازي ما اينطور بود. ميگفت:كارمند بانك يك روز اين قسمت بانك ميايستد پول ميدهد. مسؤول پرداخت است. يك روزديگر رئيس بانك ميگويد: شما آن قسمت بايست. مسؤول دريافت ميشود. يعني آن روزي كهپول ميدهد سكته نميكند. آن روزي كه پول ميگيرد، بد مستي نميكند. مثل كارمندهايبانك باشيد. يك روز اينجا مسؤول دريافت هستيم، يك روز در آن قسمت مسؤول پرداختهستيم. دريافت و پريافت... دريافت و پرداخت، در روح بانكي اثر نميكند. يعنياينقدر روح باز است.

خود امام قهرمان اين كار بود. درهواپيما نشست، از فرانسه به ايران بيايد. با او مصاحبه كردند چه احساسي داري؟فرمود چه؟ هيچي! يعني جمهوري اسلامي تشكيل دادم، «الْحَمْدُلِلَّه »، هواپيما سرنگون شد باز هم «الْحَمْدُلِلَّه » شهيد شديم. روح بزرگ است. اين هم يك مسأله.

4- سپردن امانتها بهافراد صالح و امين

مسألهي ديگر اينكه، قرآن يك آيه دارد ميگويد:پستها را به اهلش بسپاريد، چون گفتيم: صندوقها امانت است. رأيها امانت است. «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُم » خدا امر كرده، كهامانت را «إِلى أَهْلِها» (نساء/58) امانترا به اهلش بدهيد. اهلش هم هركسي اهليت يك چيزي دارد. ممكن است يك كسي به درد يككار ميخورد، به درد كار ديگر نميخورد.

يكوقت يك كسي پيش من آمد گفت: ميخواهمخودم را براي فلان مسؤوليت، رياست جمهوري، ديگر حالا پشت پرده چيزي نيست. چند سالپيش. يك كسي آمد گفت: ميخواهم خودم را كانديدا كنم؟ گفتم: آدم خوبي هستي اما عرضههم داري؟ قرآن نگفته: حكومت آينده براي آدمهاي خوب است. نگفته: «أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ نماز شب خوان»، «عِبادِيَالمتقون»، «عِبادِيَ الصَّالِحُونَ» (انبياء/105) يعنيصلاحيت هم دارد. ممكن است كسي نماز شب بخواند، اما صلاحيت نداشته باشد. «أَنَّ الْأَرْضَ» ارض يعني چه؟ «يَرِثُها» وارث زمين ميشوند. چه كساني؟ «عِبادِيَ الصَّالِحُونَ» صلاحيت بايد داشتهباشد.

قرائتي ممكن است در معلمي خوب باشد.اما آرپيچي هم ميتواند بزند؟ اگر ديديد من آمدم آرپيچي بزنم، بايد دست مرابگيريد، مرا عقب پرت كنيد. ميگويم: آقا من سي سال است، سي و چند سال است معلمميليوني هستم. بله، در معلمي حرفهايت را در تخته سياه بزن. اما تو به درد اين كارنميخوري. حتي ممكن است كسي يك كارهاي بزرگ را بتواند. مثلاً بولديزر خاك برميدارد،اما قند هم ميتواند بشكند؟ يك كسي ممكن است قبا بدوزد، نتواند كت شلوار بدوزد.تافتون بپزد، سنگك را خراب كند. بايد ديد اين به درد اين... امانت را به اهلشبسپاريد. موفقيت در چيزي دليل موفقيت در جاي ديگر... بگوييد... نيست. اين هم يكمسأله است.

5- انتخابات، مشاركت درامور جامعه اسلامي

مسألهي ديگر اينكه شركت در انتخاباتبه چه دليل واجب است؟ دلايل شركت؛ اين هم يك بحث قشنگي است. دلايل شركت، به چهدليل شركت كنيم؟ 1- اول اينكه حق ما است. حق است، حق ما است. چه حقي است؟ هم حقسياسي است. هم حق اجتماعي است. هم حق شهروندي است. 2- در جمهوري اسلامي غير ازاينكه حق است، تكليف هم هست. يعني حق شرعي هم هست. ديگر چه؟ 3- اطاعت از رهبري.اطاعت از مراجع است. از امام، رهبري، مراجع. 4- رأي دادن فرار از بيتفاوتي است.آدمي كه رأي نميدهد، معلوم ميشود آدم بيتفاوتي است. حديث داريم «مَنْ أَصْبَحَ لَا يَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَفَلَيْسَ بِمُسْلِم » (بحارالانوار/ج71/ص337) كسي كه صبح كندنسبت به امور مسلمين اهتمام، يعني جدي نباشد، «فَلَيْسَبِمُسْلِم » مسلمان نيست. آيا رياست جمهوري، نمايندگان مجلس، خبرگان، شورايشهر، آيا اينها امور مسلمين نيست؟ يكبار ديگر حديث را بخوانم. «مَنْ أَصْبَحَ» كسي كه صبح كند، «لَا يَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ» اهتمامو جدي نباشد نسبت به امور مسلمين، «فَلَيْسَبِمُسْلِم» مسلمان نيست. خيلي خطرناك است آدم بيتفاوت باشد. فرار ازبيتفاوتي. ديگر چه؟

عمل صالح است. به چه دليل؟ در قرآن در سورهي توبه آيهي 120 داريم كه ميگويد: هر حركتيكه دشمن را عصباني كند عمل صالح است. و هرچه در انتخابات بيشتر شركت كنيم، دشمنانما عصبانيتشان بيشتر ميشود. در قرآن يك آيه داريم. سورهي توبه، آيه 120. ميترسماشتباه كنم. يك صلوات بفرستيد من از رويش بخوانم. (صلوات حضار)

6- انتخابات، عامل تضعيفتوطئههاي دشمنان

ميگويد: حركتي كه «يَغيظُ الْكُفَّار» هر حركتي كه كفار را «يَغيظُ» يعني غيظ كند، هر حركتي كه «يَغيظُ الْكُفَّار» كفار را عصباني كند،«كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صالِح ». ما اگر درانتخابات كم شركت نكنيم كفار شاد ميشوند. اگر زياد شركت كنيم، كفار«يَغيظُ»، غيظ ميكنند، عصباني ميشوند. قرآن ميگويد: «كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صالِح » اين عملصالح است. يك عمري هي ميگفتيم: «إِنَّ الَّذينَآمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحات »(يونس/9) عمل صالح چيه؟ عمل صالحيعني طوري حركت كن كه كفار عصباني شود. اين عمل صالح است. ديگر چه؟

پاسداري از خون شهداست. بالاخره شهدااين نظام را به ما دادند. حالا ما در خانه بنشينيم بگوييم: ما نيستيم. چرا؟ براياينكه تخم مرغ گران شد. آنچه ما ميخواستيم نشد، پس من نيستم. ديگر چه؟

جلوگيري از نيش دشمن است. تمام بوقهاو دوربينها منتظر هستند ببينند ما چه ميكنيم الم شنگه راه بياندازند. نيش كفار،در قرآن يك آيه بخوانم. من معلم قرآن هستم، بنا شد هرچه ميگويم «إِنْ شاءَ اللَّه » از قرآن بگويم. قرآن ميگويد: «لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ»، «لَنْ يَجْعَلَ» يعنيهرگز خدا اجازه نميدهد. «لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُلِلْكافِرينَ» ترجمهاش را ميفهميد. «عَلَىالْمُؤْمِنينَ سَبيلاً» (نساء/141) يعني خدا اجازه نميدهد كفاربه مسلمانها نيش بزنند. يك حركتي انجام بدهيم كه كفار چه ميگويند... كاشان اينرا ميگويند. نميدانم شهرهاي ديگر ميگويند يا نه. ميگويند: با دُمشان گردو ميشكنند.

ما اگر در انتخابات شركت نكنيم ضعيفشويم، كفار شاد ميشوند. و كفار كه شاد شوند راه نفوذ پيدا ميكنند. «لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرينَ عَلَى الْمُؤْمِنينَسَبيلاً» اين هم يك مورد.

ديگر چه؟ وفاداري، قرآن تعريف خوبهارا ميكند به شرط اينكه در خوبي بمانند. «قالُوارَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا» (فصلت/30) گفتند خدا و پايشايستادند. «قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّاسْتَقامُوا».

7- انتخابات، اعلاموفاداري به شهدا و جانبازان

اينجا استان هرمزگان است كه فيلم را پرميكنيم. جزيرهي ابوموسي است. در جزيرهي هرمز كسي پيدا شد، ده، يازده تا شهيدداده. «اللَّهُ أَكْبَر»! خيلي مهم استدر هرمزگان اين همه شهيد داده؟ برادر، شوهر، پسر، داماد، آخر يك نفر اينقدر وفادارباشد، يك نفر هم براي اينكه تخم مرغ گران شده بگويد: ما نيستيم. چقدر ظرفيتها فرقميكند.

يكي مثل امام حسين بدنش زير سم اسبسوراخ سوراخ ميشود به يزيد بله نميگويد. يك كسي يك بستني به او ميدهي، سي و دوتا دروغ برايت ميگويد. بعضيها كوه كوه هستند، بعضيها از شلي آب آب هستند.وفادار! «قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّاسْتَقامُوا»

يكي ديگر، حال ندارم بلند شوم، باقياشرا خودتان بنويسيد. مقابله با تبليغات دشمن؛ چون خيلي دلار خرج ميكنند. خيلي دلارخرج ميكنند. يك شبكهاي آمريكا دارد، من ديدم. مخصوص كوبيدن آخوندهاست. اصلاًبودجهاش براي آخوندها است. هنرمندهايي كار ميكنند كه آخوندها را بکوبند. وقتي يككسي مثلاً مقام معظم رهبري در يك استان ميرود استقبال ميكنند، تمام دلارهاياينها هدر ميرود. ما الآن دشمن داريم. ما نميخواهيم بگوييم، ما خوب هستيم. ممكناست يك عيبي هم از يك آخوندي، از بنده، از امثال من پيدا شود. شهردار بد، فرمانداربد، استاندار بد، وكيل بد، سفير بد، امام جمعه بد، بد ممكن است در همه باشد. اماوقتي ما بد هستيم روبروي غريبه بايد حواسمان را جمع كنيم.

ببينيد در خانه گاهي زن و شوهر با هممسأله دارند. اما تا مهمان آمد هيچي نميگويند. روبروي مهمان بايد آبروداري كرد.مهمان خواهند گفت: اينها عجب زن و شوهر پستي هستند. ملاحظهي ما را هم نكردند. ماالآن پشت دوربينها هستيم. مقابله با تبليغات،نشان دهندهي سعه صدر است. وقتي درانتخابات شركت ميكنيم، ديگران كه مينشينند تحليل ميكنند، ميگويند: معلوم ميشوداينها همه نق و نوقهايي هم كه دارند سر مسائل جزئي است. در مسائل كلي اينها با هميكي هستند. اينها نشان دهندهي سعه صدر است.

7- يكي جلوگيري از نيش، 8- وفاداري، 9-مقابله با تبليغات، 10- نشانهي سعه صدر

عرض كنم به حضور شما كه در انتخاباتبايد مواظب باشيم آنچه مينويسيم بايد روز قيامت جواب بدهيم. يك آيه در قرآن داريمسه عضو را گفته است. باقيها را نگفته. منتهي ميگويد: چرا باقيها را نگفتي؟ ميگويد: «كُلُّ أُولئِك » (اسراء/36) يعني باقيهارا هم نگفتم، نگفته باشم. ميگويد: «إِنَّالسَّمْعَ» گوش، «وَ الْبَصَرَ» چشمو گوش «وَ الْفُؤادَ» قلب، «كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً» (اسراء/36)اين «كُلُّ أُولئِكَ» يعني چه؟ يعني چشم و گوش و دلاز باب نمونه بود. «كُلُّ أُولئِكَ» يعنيدست و پا هم همينطور است. اگر دست و پا مورد سؤال نبود فقط ميگفت: «إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كانَ عَنْهُمَسْؤُلاً». نگفته چشم و گوش و دل مسؤول است. گفته: چشم و گوش و دل، بعدگفته: و كلشان. كلشان يعني اين سه تايي كه گفتم از باب نمونه بود. كلش، يعني دستيكه شما ميخواهي بنويسي رئيس جمهور كي، خبرگان كي، وكيل كي، هرجا ميخواهي امضاءكني چكي ميخواهي امضاء كني، قراردادي ميخواهي امضاء كني، همين دست مسؤول است. چهامضاء كردي؟ براي كه امضاء كردي؟

8- انتخاب افراد متعهد ومتخصّص

تعهد يا تخصص؟ هردو، سوزن ميدوزد يانخ، هردو. تعهد بيتخصص خراب ميكند. تخصص بيتعهد بيديني ميكند. مملكت را برباد ميدهد. تقسيم نكنيد. شما طرفدار تخصص هستي يا طرفدار تعهد؟ طرفدار هر دو! اولانقلاب بني صدر ميگفت: اين بسيجيها، اين پاسدارها، اين عوام، اينها سواد ندارند.به كارشناسان ارشد، آن روز هم خلاف ميگفت. حالا بر فرض آن روز اطلاعات ما كم بود.الآن چه اطلاعاتي كم داريم؟ ما چند هزار استاد دانشگاه داريم كه خيلي درجهشانبالا است. الآن ديگر خود شما پاسدارها هم ميدانيد كارهايي كه كرده. ميدانيد قوايمسلح چه كرده است. ما در همه رشتهها قوي هستيم. ما الآن خيلي قويتر از سي سالپيش هستيم. هم تعهد، هم تخصص! ديگر چه؟

به كسي رأي بدهيم كه به محرومين توجهداشته باشد. يعني محروميت را درك كنند. خدا به پيغمبر ميگويد: ببين خودت هم محرومبودي، «أَلَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوى » (ضحي/6) ببينيتيمي محروميت است، تو چشيدي. «وَ وَجَدَكَعَائلًا فَأَغْنىَ » (ضحي/8) فقر هم چشيدي، پيغمبر تو خودت هميتيمي را چشيدي، هم فقر را. «فَأَمَّاالْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ، وَ أَمَّا السَّائلَ فَلَا تَنهَرْ» (ضحي/9و10) ايندرد آشنا باشد. گرايش روحياش به فقرا باشد. ديگر چه؟

الگويش نه شرق باشد، نه غرب. الگويشاولياي خدا باشد. وظيفه شرعي باشد. هي بينالملل، بين الملل نكند. خودش هم يك جگريداشته باشد. گور پدر بينالملل، اگر يك چيزي خلاف رضاي خداست، من كار به بينالمللندارم. بينالملل باشد. الگويش نه شرق باشد، نه غرب. الگويش خالقش باشد. اين هم يكنكته.

عرض كنم به حضور شما كه به نااهلانتكيه نكند. آدمهايي در ايران نااهل هستند. ميآيند ميخرند، قرارداد امضاء ميكنند.آقا من فلان ميلياردتومان به تو ميدهم خرج انتخابات كن، به شرطي كه بعداً يك قطعهزمين دارم، يك پاساژ دارم اين را تغيير كاربري بدهيد. تغيير كاربري يعني چه؟ يعنياينجا مسكوني است قيمتش چقدر است. تا ميگويند تجاري است قيمتش بالا ميرود. من دهتا پاساژ دارم. شما اين را بعداً كه شهردار شدي، بنويس كه اين... بگوييد... تجارياست. چون خانه باشد متري قيمت ميكنند، مغازه كه شد سر قفلي دارد. يك تغيير كاربريبدهند، من ده ميليارد به انتخابات تو كمك ميكنم. قرآن ميگويد، از قرآن بگويم حرفهايخودم رنگ قرآني داشته باشد. «وَ لاتَرْكَنُوا» تكيهنكنيد، «إِلَى الَّذينَ ظَلَمُوا» (هود/113) بهستمگران تكيه نكنيد. «فَتَمَسَّكُمُ النَّار» نار هم ميدانيد يعني چه؟ گرفتار آتش ميشويد. حالاقراردادها چه پولدارهاي، سرمايهدارهاي داخلي باشند، رندهاي داخلي باشند، چه كسانيكه از بيرون چشمك ميزنند. هركسي را آمريكا تأييد ميكند شما ضدش را انجام بدهيد.اين هم يك مورد. به نااهلان تكيه نكنيد.

خودمان را نفروشيم و اسير نكنيم. شنيدمكسي سهم امام را خدمت امام آورد، اول مرجعيتش، بعد گفتند: ايشان مقلد شماست يكرساله هم به او بدهيد. گفت: اگر رساله ميخواهد برود بيرون بخرد. اينطور نيست كهحالا چون سهم امام و خمسش را به من داده، من هم يك رساله به او بدهم. من رساله نميدهم،مقلد من است برود يك رساله بخرد. يك چنين آدمي بايد باشد. اين هم يك مسأله.

وعدههاي دروغين ندهد. قرآن بخوانم،آيهي وعدهي دروغين اين است. «لِمَ تَقُولُونَما لا تَفْعَلُونَ» (صف/2) چيزي كه نميتواني انجام بدهي چراقولش را به مردم ميدهي؟ تو ميتواني يا نميتواني؟ وعدهي دروغين ندهيم.

بنده اگر در تلويزيون بگويم: هفتهيآينده به خواست خدا پياز را كيلويي يك ريال ارزان ميكنند. خوب ممكن است نتوانندارزان كنند ديگر مردم تمام قال الصادق و قال الله من هم فداي پياز شد. چون ميگويد:ايشان قول داد، به قولش عمل نكرد. نميدانيم، خدا به پيغمبرش ميگويد: تو به مردمقول ندهي. آيه قرآن است. «وَ لا تَقُولَنَّلِشَيْ ء» (كهف/23) «وَ لا تَقُولَنَّ» به پيغمبر است. «وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْ ء» تو حق نداريبگويي، «إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً» (كهف/23) منفردا چنين خواهم كرد. «إِلَّا أَن يَشَاءَاللَّهُ» (كهف/24) ممكن است تو بخواهي، خدا نخواهد. بنابراين بهمردم قول ندهيد.

براي اينكه رأي جمع كنيد، من دو تا راچهار تا ميكنم. بعضي كارها پز است. من اگر بشوم اينجا فرودگاه ميآورم. خيلي ازنمايندهها گفتند: اگر من نماينده بشوم اينجا فرودگاه ميآوردم. فرودگاه ساختند، پروازنبود. هيچي بستند! فرودگاه ميآوريد كه آخر بعضي شهرها يك ساعت و نيم راه است تاتهران. آخر يك ساعت و نيم كه فرودگاه نميخواهد. تا بروي در فرودگاه سوار شوي يكساعت طول ميكشد. تا بازديد بدني شود و فلان. آخر آدم براي يك كيلو آرد كه نانواييدرست نميكند. كدام نانوايي در تاريخ سراغ داريم كه براي ده كيلو آرد،نانوايي درست كند. آخر براي يك شهر كه نزديك تهران است، نزديك تبريز است، نزديكشيراز است، شهرهاي نزديك فرودگاه نميخواهد. منتهي اين چون قول داده خودش را به آبو آتش ميزند.

يادم نميرود يك عده كاشاني خانهي ماآمدند. گفتند: يك قطاري بنا است كه براي اصفهان برود، تو بيا كمك كن قطار از كاشانحركت كند. گفتم: حالا از كاشان حركت نميكند از كجا حركت ميكند؟ گفت: آنها ميخواهنداز دليجان حركت بدهند. گفتم: خوب از دليجان حركت بدهند. كجا مسافرش زياد است. گفت:به! اين هم كاشاني نيست. غيرت همشهري ندارد. گفتم: من دين دارم. غيرت ندارم! غيرتاينكه چون كاشاني هستم، قطار از كاشان برود. ببينيد مصلحت چيه؟ اگر مسافرهاي كاشانبيشتر است، بگو: به دليل اينكه مسافرش بيشتر است. اگر مشتريهاي دليجان بيشتر است،بگوييد: از دليجان برود. هيچي، در ذوقشان خورد.

از اول انقلاب تا به حال هيچ سياسي دورمن نيامده است. ميدانيد چرا؟ براي اينكه ميگويند: تو بيايي با ما اينطور ميشود.گفتم: من قول نميدهم. من يك مرتبه وسط كار ميگويم: حق با ايشان نيست. اين دروغميگويد. (خنده حضار) گفتند: خوب نميشود با اين اشكنه خورد. چون اين راستش را ميگويد.قرار داد نگوييم. به نااهلان تكيه نكنيم. مراقب قول باشيم.

ميگويند: وقت تمام شد.

روي تعصب نباشد. ممكن است انسان در يكمرحلهاي طرفدار يك نفر باشد. وسط كار بفهمد اشتباه كرده است. برگردد، بگويد: نه،حالا كه در اين ستاد آمدم، تا آخرش هم بايد در اين ستاد باشيم. طوري نيست. از قرآنبگويم.

سورهي برائت نازل شد، پيغمبر به يكنفر داد و گفت: بخوان، خدا به او وحي كرد كه اين، اين كاره نيست. دومي اين كارهنيست. آخر به حضرت علي داد. هيچ اشكالي ندارد، كه من جز ستاد انتخاباتي آقاي الفباشم، وسط كار از رفتار و گفتار بفهمم كه اين آقاي الف آن كسي كه ما خيال ميكرديمنيست. فوري عوض كن. مثل لحاف، ببينيم سرد است رويمان مياندازيم. بعد ببينيم داغشديم پايين ميكشيم. (خنده حضار) خيلي گير نباشيد كه نه، حرف مرد بايد يكيباشد.نخير! هيچ تعصبي در كار نباشد. منت در آن نباشد. پشيمان نشويم، عمل مااميرالمؤمنين فرمود: طعمه نيست. امانت است.

گاهي هم گاهي آدم دوست دارد اين كاربشود. از كجا دوست داريم؟ قرآن ميگويد: يك آيه داريم. «عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً» (بقره/216)گاهيوقتها يك چيزي را دوست داريد كه ايشان رئيس شود. ولي «شَرٌّ لَكُم » بهنفع تو نيست. گاهي يك كاري را دوست نداريد، ولي خير شماست. از كجا هرچه را ما دوستداريم خير است، هرچه را دوست نداريم شر است. بايد مواظب باشيم.

هركس هم رئيس شد، شرط كنيد يك خرده بهدين برسد. ما خيلي وقتها آدم داريم كه آخر رئيس جمهوريشان ميگوييم: آقا پولنماز چقدر دادي؟ پول ورزش چقدر؟ لااقل نماز مردم را... چون ورزشكارها يك قشرهستند. پيرزنها، پيرمردها، بچهها، آنها كه اهل ورزش نيستند، معمولاً. آن مقداريكه براي دين گذاشتي روي كاغذ بياور، منتهي حالا پروندههايشان نزد من است. كه اينآقا چقدر براي ورزش دارد، چقدر براي نماز دارد. چقدر براي قرآن چوبي و كاشيكاريخطي داد، چقدر براي زكات پول داد؟ اينها همه هست. شرط كنيد كه باز حكم خدا راپياده كند. ازدواج خيلي مهم است. ازدواج را آسان ميكنيد. دو سوم دين نسل نو مربوطبه ازدواج است. طرح تو براي آسان كردن ازدواج چيه؟ چيزهاي كليدي، ازدواج، نماز،لقمهي حلال روي اينها كار بكند.

بله خيلي خوب وقت تمام شد.

خدايا خودت اين كشور و مردمش را، رهبرو دولت و ملت و مسؤولين، همه افراد كشور را به راهي كه امام زمان راضي ميشودهدايت بفرما. قلب حضرت مهدي را از الآن تا ابد از همهي كارهاي ما شاد بفرما. لبلغزشگاهها خودت دست ما را بگير و حفظ بفرما. تولد امام حسين را تبريك ميگوييم.تولد ابالفضل و امام سجاد را تبريك ميگوييم. شركت هم لازم و واجب است.

«والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته»


منبع: سایت آقای قرائتی

برچسب: نویسنده: احمد تاريخ: پنجشنبه 23 13 ساعت: 22:11

صفحه بندی