خرید بک لینک

شاگردان
آيت الله قاضي طي سه دوره، اخلاق و عرفان اسلامي را با کلام نافذ و عمل صالح خويش تدريس فرمودند و در هر دوره شاگرداني پرورش دادند که هر کدام از بزرگان وادي عرفان و اخلاق محسوب مي شوند؛ و البته فقط نام تعدادي از آن ها بر ما معلوم است و اين که ايشان در حقيقت چه کساني را تا قله هاي بلند عرفان و معنويت بالا کشيده و از شراب گواراي معرفت بر کامشان ريختند، براي ما بصورت کامل و دقيق آشکار نيست. اما به تعدادي از آن ها که مبرز و شناخته شده هستند، اشاره مي کنيم:

آيت الله شيخ محمد تقي آملي(ره)

آيت الله سيد محمد حسين طباطبائي(ره(

آيت الله سيد محمد حسن طباطبايي(ره)

آيت الله محمد تقي بهجت فومني(حفظه الله)

آيت الله سيد عباس کاشاني(حفظه الله)

آيت الله سيد عبد الکريم کشميري(ره)

آيت الله شهيد سيد عبدالحسين دستغيب(ره)

آيت الله علي اکبر مرندي(ره)

آيت الله سيد حسن مصطفوي تبريزي

آيت الله علي محمد بروجردي(ره)

آيت الله نجابت شيرازي(ره)

آيت الله سيد محمد حسيني همداني

آيت الله سيد حسن مسقطي(ره(

آيت الله سيد هاشم رضوي کشميري(ره)

حاج سيد هاشم حداد(ره)

و ...
در پي محبوب

ايشان از جواني به دنبال تزکيه و تهذيب نفس و کسب معنويت و معارف بلند اسلام بود و در اين راه چهل سال صبر و مجاهده کرد و چهل سال درد طلب و عشق، آرام و قرار و خواب و خوراک را از وي ربوده بود.
ضمير الهي اش او را به عالم قدس مي خواند و او که قصد کوي جانان را در سر دارد، مي خواهد به هر نحو شده از اين خاکدان طبيعت به عالم نور و ملکوت پا گذارد.

مي داند که جانب عشق عظيم است و نبايد به راحتي از دستش بدهد و فرو بگذاردش، براي همين چهل سال است که مشغول مجاهده است.

چهل سال است که آداب عبوديت مي آموزد و هنوز معشوق به حضور خود راهش نداده است!

خود ايشان مي گويد:

« نزد هر کس احتمال مي دادم از او چيزي بفهمم، مي نشستم اگر مطلبي را مي فهميدم، که خود خدا نعمت داده بود و اگر نمي فهميدم ديگر به آن شخص مراجعه نمي کردم. »

تقيّد تام به آداب شرع

براي همين آن قدر خود را به ضوابط و آداب شرع و رعايت مستحبات و ترک مکروهات ملزم ساخته بود تا امري از محبوب فرو نماند و آن قدر بر آن اصرار مي کند که به حسب طاقت بشري هيچ مستحبي از او فوت نمي شود تا آن جا که بعضي از مخالفان و معاندان مي گويند:

« قاضي که اين قدر خود را مقيّد به آداب کرده شخصي ريايي و خودنماست. »

و عده اي ديگر هم با وجود مخالفت باز نمي توانند تحسينش نکنند.

يکي از مخالفين ايشان مي گويد:

« من سفر بسيار کردم، با بزرگان عالم اسلام محشور بوده ام و از احوال بسياري از آنان بالمشاهده آگاهم اما حقيقتاً هيچ کس را همانند قاضي تا بدين حد مقيد به آداب شرع نديده ام. »

خود ايشان مي گويد:

« چون بيست سال تمام چشمم را کنترل کرده بودم، چشم ترس براي من آمده بود، چنان که هر وقت مي خواست نامحرمي وارد شود از دو دقيقه قبل خود به خود چشم هايم بسته مي شد و خداوند به من منت گذاشت که چشم من بي اختيار روي هم مي آمد و آن مشقت از من رفته بود. »

و ايشان نا اميد نمي شود، مي داند که طلب حقيقي جدا از مطلوب نيست زيرا که شنيده است:

«اذا تقرب اليّ شبراً تقربت اليه ذراعاً:

و هرگاه به اندازه يک وجب به من نزديک شود به اندازه زراعي به او نزديک شوم. »

اين قدم ها بايد برداشته شود و آن نزديکي بايد حاصل گردد تا زماني که عاشق به معشوق برسد و پرده ها کامل برداشته شود و وصال صورت گيرد و البته معلوم است که معشوق خود در همه جا پيشقدم و مشتاق تر است.
« او نيز اطمينان دارد که باز نشدن در روحانيت، نه از ناحيه بي التفاتي معشوق است بلکه اگر در، بي موقع باز شود صد در صد خام از کار در آيد! »

و بعدها آيت الله قاضي که خود چهل سال پشت در مانده، و صادق بودن خود را در آن عشق و محبت به محبوب و معبود ازل ثابت کرده، درس استقامت و صبوري را به شاگردانش هم مي آموزد و چنين مي گويد:

« اگر به جستجوي آب زمين را کندي، نبايد خسته و نااميد شوي، اگر وقتش باشد به آب مي رسي، وگرنه نااميد مشو که بالاخره به آب مي رسي و حتي آ برايت فوران مي کند. »

آيت الله نجابت از قول ايشان مي گويد:

«چهل سال است دم از پروردگار عالم زدم. چند مرتبه خواستند مرا بکشند، آيت الله سيد ابوالحسن اصفهاني نگذاشت و خدا هم کمکم کرد! در اين مدت نه خوابي ديدم، نه مکاشفه اي، نه رفيقي، نه همدردي، چهل سال است که در را مي کوبم و خبري نيست.»

برچسب: نویسنده: احمد تاريخ: سه شنبه 29 13 ساعت: 12:16

صفحه بندی