خرید بک لینک

اسرار عرفات

حضرت امام حسين بن علي ـ عليه السلام ـ فرمود: لا والله لا اعطيهم بيدي اعطاء الذليل و لا أفرّ منهم فرار العبيد.[1]

فرمود: نه پاي فرار و گريز دارم، نه دستي که دست تسليم و ذلت باشد بلکه من هستم و مردانگي و ميدان مبارزه و شهامت و شجاعت. اين درس را هم، سرّ حج به انسان مي آموزد; چرا که در هر قدمي از حج، سرّي است.

امام سجاد ـ عليه السلام ـ در اين حديث، اسرارِ اعمال مختلف حج را به شبلي آموخته اند; از جمله اسرار، اسرار عرفه است. به طور معمول شخص حج گزار در روز ترويه (روز هشتم ذيحجّه) احرام مي بندد که شب نهم را در سرزمين عرفات بماند تا آن وقوف لازم را که روز نهم مي باشد، درک کند. روز نهم را، از زوال خورشيد (ظهر)، بايد در سرزمين عرفات بماند و در شب دهم از عرفات به مشعر کوچ نموده و در آنجا بيتوته کند و روز دهم بعد از طلوع آفتاب، از مشعر به طرف منا حرکت و کوچ کند. آنگاه که وارد سرزمين منا شد، قرباني، حلق و رمي جمرات مي کند. سرّ حج در اين نيست که انسان، اعمال ظاهري را ـ چه واجب و چه مستحب ـ انجام دهد.


اسرارعرفات

حضرت امام حسين بن علي ـعليه السلام ـ فرمود: لا والله لا اعطيهم بيدي اعطاء الذليل و لا أفرّ منهم فرار العبيد.[1]

فرمود: نه پاي فرار و گريزدارم، نه دستي که دست تسليم و ذلت باشد بلکه من هستم و مردانگي و ميدان مبارزه وشهامت و شجاعت. اين درس را هم، سرّ حج به انسان مي آموزد; چرا که در هر قدمياز حج، سرّي است.

امامسجاد ـ عليه السلام ـ در اين حديث، اسرارِ اعمال مختلف حج را به شبليآموخته اند; از جمله اسرار، اسرار عرفه است. به طور معمول شخص حج گزاردر روزترويه (روز هشتم ذيحجّه) احرام مي بندد که شب نهم را در سرزمين عرفات بماند تا آن وقوفلازم را که روز نهم مي باشد، درک کند. روز نهم را، از زوال خورشيد (ظهر)،بايد در سرزمين عرفات بماند و در شب دهم از عرفات به مشعر کوچ نموده و در آنجابيتوته کند و روز دهم بعد از طلوع آفتاب، از مشعر به طرف منا حرکتو کوچ کند. آنگاه که وارد سرزمين منا شد، قرباني، حلق و رمي جمراتمي کند. سرّ حج در اين نيست که انسان، اعمال ظاهري را ـ چه واجبو چه مستحب ـ انجام دهد.

اميرالمؤمنين ـ سلام اللهعليه ـ فرمودند: مي دانيد وقتي زائر و انسان حج گزار احرام بست، چرابايد به عرفات رود و بعد بيايد کعبه را طواف کند؟ براي آن که عرفات خارج از مرزحرم است و اگر کسي ميهمان خدا است، ابتدا بايد به بيرون دروازه رود و آنقدر دعا وناله کند تا لايق ورود به حرم شود بعد در عرفات، هم شب و هم روز، بخصوص روز عرفه،دعاي مخصوصي است. و دعا جزء فضائل برجسته و وظائف مهمّ روز عرفه در سرزمين عرفاتاست; چرا که اگر کسي روز نهم ذيحجّه در عرفات نباشد نيز از فضائل برجسته آن روز،خواندن دعاي عرفه سالار شهيدان حسين ابن علي ـ عليهماالسلام ـ مي باشد.[2]

زائر ابتدا بايد در خارجاز محدوده حرم، آنقدر دعا کند و خود را تزکيه و تطهير نمايد تا لايق ورود به مرزحرم شود; از اين جهت گفته اند که قبل از طواف، بايد به بيرون دروازه; يعنيعرفات رود; مثل اين که اگر ميهماني بخواهد بر بزرگي وارد شود، اول بايد در قسمتورودي درب; اجازه ورود بگيرد آنگاه به محضر وارد شود. حاجيان در روز نهم، بهسرزمين عرفات مي روند، در آنجا تضرّع مي کنند، دعا مي خوانند و اجازهورود به حرم را از خدا مسألت مي کنند آن گاه که لياقت يافتند، وارد محدودهحرم مي شوند.

عرفات پنج سرّ دارد کهدر حديث شبلي آمده است:

1 ـ وقوف در عرفات به اينمعنا است که انسان به معارف الهي واقف، عارف و آگاه شود. بداند که خداوند به همهنيازهاي او واقف است و براي رفع همه نيازمنديهاي او توانا است. خود را به خدابسپارد و احساس کند که بنده او و محتاج به او است تا تنها او را اطاعتکند. اگر بنده اي مطيع و پيرو خدا شد، از همه چيز و همه کس بي نياز است;چرا که سرمايه وسيله هر بي نيازي است (و طاعتهُ غِنًي([3]پس کسي که در عرفاتايستاده، بايد از معرفت طرفي ببندد.

2 ـ بايد عارف بشود که ذاتاقدس الهي به صحيفه قلب او و به درون او و رمز و راز او آگاه است، زائر بايد درسرزمين عرفات آيه شريفه: «وان تجهر بالقول فانّه يعلم السرّ و أخفي[4] را درک کند.

خداوند متعال مي فرمايد:پروردگار شما، از هر کاري که انجام مي دهيد، از هر چرخي که مي زنيد و ازهر سرّي که در درون خود داريد، آگاه و مستحضر است. حرف آشکار و راز نهاني شما رامي داند و آنچه را که پوشيده است و حتّي احياناً براي خود شما روشن نيست وبطور ناخودآگاه در زوايا و شيار مغز و قلب و روح شما عبور مي کندمي داند.

خلاصه آن که انسان بايدعارف شود که خداوند متعال بر صحيفه قلب او احاطه کامل دارد. اگر آدمي بداند که قلباو در محضر و در مشهد حق است، همانطوري که گناه با زبان، دست و پا مرتکبنمي شود، گناه خيالي و فکري هم نخواهد داشت و آرزوهاي باطل به خود راه نخواهدداد. همانگونه که حرف باطل بر لب ندارد و به کسي بد نمي گويد، بديِ کسي را دردل نيز نمي طلبد. و بالاخره همانگونه که بدن خود را تطهير مي کند، قلبشرا نيز از خاطرات آلوده پاک مي سازد.

3 ـ شايسته است کسي که درسرزمين عرفات بسر مي برد، از جبل الرّحمه بالا رفته و دعاي خاص آن را بخواند.سالار شهيدان حسين بن علي ـ عليهماالسلام ـ در قسمت چپ آن کوه رو به کعبه ايستاد وآن دعاي معروف را خواند. راز و سرّ بالا رفتن از جبل الرّحمه، اين است که بداندخداوند متعال بر هر زن و مرد مؤمن رؤوف و رحيم است. وليّ هر مرد و زنمسلمان است. گر چه ولايت خداوند متعال تکويني است و او وليّ کلّ است; «هنا لک الولايةلله الحق[5] و اگر چه رحمتخداوند متعال فراگير است; «رحمتي وسعت کلّ شيء ، امّا آن، ولايت و رحمت عامّ است و در کنار اين ولايت و رحمت عامه،رحمت خاصّ و ويژه نيز دارد که براي همه نيست; «رحمتي وسعت کلّ شيء،فسأکتبها للّذين يتّقون[6] در بخش اول آيه مشخص فرمود که رحمتش فراگير است; (رحمتي وسعت کلّشيء)و در بخش دوّم بيان که رحمتش به سود متّقين است (فَسَأکتبها لِلذينَيَتَّقوُن) فرمود: بر خود لازم کرده ام که رحمت خاص را شامل متّقين سازم;چرا که «کتَبَ ربّکم علي نفسه الرحمة[7]; خداوند متعال رحمت را برخود لازم کرده است. از مجموع دو آيه، استفاده مي شود که خداوند متعال بر خودلازم کرده است رحمت خاص را به پرهيزکاران دهد.

بالاي جبل الرحمه رفتنآدمي را به اين سرّ و راز و رمز، آشنا و عارف مي کند [8]که خداوند متعالرحمت و ولايت خاصّي دارد بر مرد و زن با ايمان و مسلمان. طبيعي است که وقتي به اينسرّ مزيّن شد، نسبت به زن و مرد مؤمن رحمت خاص دارد و به آنان ولايتمخصوص پيدا مي کند و در رفتار، گفتار و نوشتار خود، اين سرّ راپياده مي کند.

4 ـ در سرزمين عرفات،منطقه اي است بنام «نَمِره که با علامت هايي مشخص شده است. به فرمودهامام سجّاد ـ عليه السلام ـ وقتي به اين منطقه از عرفات رسيديد، راز و رمزشاين است که بگوييد:

« خدايا! به چيزي [9]امر نمي کنممگر آن که قبلا خودم به آن عمل کنم و مؤتمر باشم و از چيزي نهينمي کنم مگر آن که قبلا خودم از آن منزجر باشم .

هر انسان مسلماني وظيفهدارد امر به معروف و نهي از منکر کند. امر به معروف و نهي از منکر، يکحکم فقهي دارد و يک سرّ. حکم فقهي آن، اين است که عالم به حکم شرعي،اگر ديد کسي از روي علم و آگاهي و از روي قصد و عمد حکمي را رعايتنمي کند، بايد او را راهنمايي کند.

بديهي است امر به معروف ونهي از منکر غير از تعليم، موعظه و ارشاد است.[10]

امر به معروف و نهي ازمنکر جنبه ولايت و امريّت دارد، گر چه ممکن است در بعضي از موارد، مصداق تعليم،ارشاد و يا موعظه قرار گيرد و ليکن حقيقت امر به معروف و نهي از منکر از عناوينياد شده جدا است.

در امر به معروف و نهي ازمنکر لازم نيست خود انسان درون پاک داشته باشد و يا متّصف به عدالت گردد. عدالتشرط امر به معروف و نهي از منکر نيست بلکه علم، آگاهي و احتمال تأثير،از شرايط آن مي باشد. اما با اين همه، در سرزمين عرفات راز و رمز امر بهمعروف ونهي از منکر، به عدالت برمي گردد; يعني انساني که آمر است بايد قبلامؤتمِر باشد. انساني که ناهي و زاجر است قبلا بايد منتهي و منزجر باشدو بگويد: خدايا! آنچنان توفيقي بر من عنايت کن که هر چه را به ديگران،به عنوان «امر به معروف امر مي کنم، ابتدا خود بدان عمل کرده باشم و از آنچهديگران را نهي مي کنم قبلا خود از آن منزجر شده باشم.

آري در اسرار حجّ، عدالتشرط امر به معروف و نهي از منکر، شمرده شده است.

5 ـ منطقه وسيعي است درعرفات که با علامت هاي خاصّي به عنوان «نَمِرات مشخص شده است. حضرت سجّادفرمود: روز نهم که وارد سرزمين عرفات شدي و به اين منطقه وسيع رسيدي، سرّش آن استکه آگاه باشي اين سرزمين، سرزمينِ شهادت، معرفت و عرفان است ومي داند که چهکساني بر روي آن گام مي نهند و با چه انگيزه اي آمده اند و با چهانگيزه اي برمي گردند! گذشته از آن که خدا و فرشتگان هم شاهدند. خداوندـ تعالي ـ اين منطقه و اين سرزمين را شاهد اعمال شما قرار داد; بطوري که خوبمي داند شما چه مي کنيد. زمين هايي که زير پاي زائران بيت خداوندياست، کاملا مشخص است که زائر، حاجي و معتمر به چه نيّت آمده و با چه نيّت بازمي گردد.[11]

پی نوشتها:

[1] مقتلخوارزمي، ج1، ص253; تاريخ طبري، ج7، ص328; و کامل ابن اثير، ج3، ص287

[2] کافي،ج4، ص224; وسائل الشيعه، طبع جديد، ج11، ص225; شعب الايمان، ج3، ص468

[3] دعاي کميل

[4] طه : 7

[5] کهف : 44

[6] اعراف :156

[7] انعام :54

[8] جبلالرّحمه، تقريباً در انتهاي عرفات قرار دارد به طول تقريبي 300 متر و مستقل و ازکوههاي اطراف مي باشد. بر بالاي اين کوه نمازگاه ابراهيم ـ علیه السلام ـ وپيامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ بوده است.
رسول خدا بر تخته سنگي از اين کوه ايستاده و خطبهمعروف عرفات را خواندند. در اين کوه قبّه اي بنام قبه حضرت آدم قرار دارد کهنماز گزاردن در آنجا مکروه است و حسين بن علي ـ علیهماالسلام ـ در دامنه اين کوهدعاي عاليه مضامين روز عرفه را با چشمي اشکبار خواندند. (فاکهي، اخبار مکه(.

[9] کافي،ج4، ص245

[10] فرق بين«امر به معروف و نهي از منکر و «موعظه و ارشاد آن است که حوزه مأموريت امر بهمعروف و نهي از منکر «عمل است و حوزه مأموريت موعظه و ارشاد «انجام دهنده عمل.
امر و نهي مي گويند گناه انجام نشود اما درموعظه اهتمام بر اين است که انجام دهنده گناه و تارک فريضه هدايت شود.
بنابراين امر به معروف و نهي از منکر متوجه «قبحفعلي است و ارشاد و موعظه متوجه «قبح فاعلي است.

[11] : کتاب عرفان حج/ آیة الله جوادی آملی

برچسب: نویسنده: احمد تاريخ: دوشنبه 22 13 ساعت: 13:25

صفحه بندی