مطالب دینی و اخلاقی
خطبه پيامبر صلى الله عليه و آله در غدير خم [1]
«حمد و ثنا مخصوص خداست. از او يارى مى طلبيم و به او ايمان داريم و بر او توكّل مى كنيم. از بدى ها و اعمال ناشايست خود به او پناه مى بريم. خدايى كه جز او هادى و راهنمايى نيست. و هركس را كه هدايت نمود، گمراه كننده اى براى او نخواهد بود. گواهى مى دهم كه جز او معبودى نيست، و محمّد بنده و پيامبر او است.
هان اى مردم! نزديك است من دعوت حق را لبيك بگويم و ....

خطبه پيامبر صلى الله عليه و آلهدر غدير خم [1]
«حمد وثنا مخصوص خداست. از او يارى مى طلبيم و به او ايمان داريم و بر او توكّل مى كنيم.از بدى ها و اعمال ناشايست خود به او پناه مى بريم. خدايى كه جز او هادى و راهنمايىنيست. و هركس را كه هدايت نمود، گمراه كننده اى براى او نخواهد بود. گواهى مى دهم كهجز او معبودى نيست، و محمّد بنده و پيامبر او است.
هان اى مردم! نزديك است من دعوت حق را لبيك بگويمو از ميان شما بروم. من مسؤولم و شما نيز مسؤول هستيد!»
سپس فرمود:
«دربارهمن چه فكر مى كنيد!؟ ...» (آيا من وظيفه خود را در برابر شما انجام دادم؟)
در اين موقع صداى جمعيت به تصديق خدمات پيامبرصلى الله عليه و آله بلند شد و گفتند:
«ما گواهىمى دهيم تو رسالت خود را انجام دادى، و كوشش نمودى، خدا تو را پاداش نيك دهد».
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
«آيا گواهىمى دهيد كه معبود جهان يكى است، و محمّد بنده خدا و پيامبر او مى باشد؛ و در بهشت ودوزخ و زندگى جاويدان در سراى ديگر جاى ترديد نيست؟»
همگى گفتند:
«آرى صحيحاست، گواهى مى دهيم!»
سپس فرمود:
«مردم!من دو چيز نفيس و گرانمايه در ميان شما مى گذارم، ببينم بعد از من چگونه با اين دويادگار من رفتار مى نماييد؟!»
در اين وقت يك نفر برخاست و با صداى بلند گفت:
«منظوراز اين دو چيز نفيس چيست؟!»
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
«يكى كتابخداست كه يك طرف آن در دست قدرت خداوند، و طرف ديگر آن در دست شما است، و ديگرى عترتو اهل بيت من است؛ خداوند به من خبر داده كه اين دو هرگز از هم جدا نخواهند شد!»
«هان اىمردم! بر قرآن و عترت من پيشى نگيريد، و در عمل به فرمان هر دو، كوتاهى نكنيد كه هلاكمى شويد!»
در اين لحظه، دست على عليه السلام را گرفت و آنقدر بالا برد كه سفيدى زير بغل هر دو براى مردم نمايان گشت، و او را به همه مردم معرفىنمود.
سپس فرمود:
«سزاوارتربر مؤمنان از خود آنها كيست؟»
همگى گفتند:
«خدا وپيامبر او داناترند!»
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
«خدا مولاىمن، و من مولاى مؤمنان هستم، و من بر آنها از خودشان اولى و سزاوارترم! هان اى مردم!«مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ[2]اللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَاحِبَّمَنْ أحِبَّهُ وَ أَبْغِضْ مَنْ أَبْغَضَهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْخَذَلَهُ وَ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَيثُ دارَ؛ هر كس من سرپرست و مولاى اوهستم على مولاى او است.
خداوندا! كسانى كه على را دوست دارند، دوست بدار؛و كسانى كه او را دشمن بدارند دشمن دار. خدايا! آنها كه على را يارى كنند يارى كن،و آنها كه دست از يارى او بردارند آنها را از يارى خود محروم ساز، و حق را بر محوروجود او بگردان!»[3]
در جاى جاى خطبه بالا [4]اگر نيك بنگريد، دلائل زنده امامت على عليه السلام آشكار است. (شرح اين سخن را به زودىخواهيم گفت).
[1] منبع : حديث غدير، سند گوياى ولايت، ص:8/ گروه معارفو تحقيقات اسلامى
[2] پيامبر براى اطمينان خاطر، اين جمله را سه بار تكراركرد كه مبادا بعدها اشتباهى رخ دهد!
[3] اين فراز از حديث غدير، و گاهى قسمت اول آن بدون قسمتدوّم يا به عكس، در منابع زير آمده است:
مسند ابنحنبل: ج 1، ص 84، 88، 118، 119، 152، 331 و ج 4، ص 368؛ تاريخ دمشق: ج 42، ص 207 و208؛ خصائص نسايى: ص 95؛ المعجم الكبير: ج 5، ص 166؛ سنن الترمذى: ج 5، ص 297؛ المستدركعلى الصحيحين: ج 3، ص 109 و 110؛ المعجم الاوسط: ج 2، ص 324؛ مسند ابى يعلى: ج 1، ص428؛ تاريخ بخارى؛ ج 4، ص 193؛ مناقب خوارزمى: ص 156 و كتب ديگر.
[4] سنن ابن ماجه، ج 1، ص 452؛ فتح البارى، ج 7، ص 61؛ تاريخ خطيببغدادى، ج 8، ص 284؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص 103 تا 108 و كتب ديگر.
برچسب:
نویسنده: احمد