مطالب دینی و اخلاقی
بسم حق
گوشه اي از ابعاد وجودي و زندگاني عارف كامل، حاج شيخ علي آقا سعادت پرور
به قلم يكي از ارادتمندان
سبك تربيتي و روش سير و سلوكي
جناب شيخ العرفا حضرت آقا شيخ علي پهلوانيداراي سبك تربيتي و روش سير و سلوكي گرانبهايي بود . هموكه ساليان متمادي از محضرپرفيض علّامه طباطبايي استفاده برده بود و به دقايق و ظرافتهاي معرفتي علّامهطباطبايي پي برده بود . در شاكله اصلي دستوراتش سيره و روش عارفان شيعه و به خصوصپيروان مكتب تربيتي اسوه مراقبان در سده هاي اخير شيخ عارف كامل آخوند ملّاحسينقلي همداني رضوان ا... تعالي عليه مشهود بود . چه اينكه آنان اعتقادي عميق بهصراط مستقيم قرآني و سنّت پيامبر اكرم و ائمه (ع) داشته و دارند . حضرت استاد درمدّت حيات نوراني خويش عدّه اي از بزرگان اين مكتب عظيم تربيتي را درك كرده بود وبا اصول و انديشه ها و زندگي ملكوتي آنان آشنا بود .
امّا با همه اين اوصاف خود ابتكاراتي زيباو نورانيتي الهي در شيوه عمل داشت . او عصاره انديشه هاي پيشينيان را در خويش جمعكرده بود و با دريافت صحيح و دقيق آنها ، روش هاي استفاده هرچه بيشتر از آنها رادر سير و سلوك شاگردانش دريافته و به كار مي گرفت .
هركس كه علاقه اي به سير و سلوك پيدا مي كرد و به حضورش مي رفت چون دريافت كهحقيقتاً به عنوان سير الي ا... آمده به گرمي مي پذيرفت و از او استقبال مي كرد .به شاگردان دسته اول خود كه در ايّام ميانسالي حضرتش به حضورش رسيده بودند محبّتهاي فراوان مي كرد . در آن ايّام معمولاً خود ايشان چاي درست مي كرد و خودشان ازشاگردان پذيرايي مي كردند . در ايّام رحلتشان كه با يكي از شاگردان ممتازش همسفربوديم اشك آلود و بغض در گلو از محبّت هاي استاد سخن مي گفت كه حتّي سيب پوست ميگرفت و هر تكه را در دهان يكي از شاگرداني كه در حضورش بودند قرار مي داد . با يكدنيا عشق و محبّت تربيت شاگردان را به عهده گرفت و پس از مدّتي كه شاگرد به خدمتشمي رسيد و احساس مي كرد مي خواهد به خداوند تعالي و تقّدس تقرّب جويد و نيز بخشياز دستورات را انجام داده و مقداري از راه را پيموده بود ، شاگرد را به كلاس درسمعارف توحيدي دعوت مي كرد .
ايشان اغلب شبها براي عدّه اي از عاشقانراه خدا بعد از نماز مغرب و عشاء جلسه داشت . و اينكه هر كس در كدام جلسه شركت كندبه عهده حضرت استاد بود كه براساس مقدار پيشرفت در سير و سلوك تعيين مي كردند . هرطبقه به فراخور نوع افرادش در شبي تشكيل مي شد و برخي از اين جلسات در حدود 20 سالبه طول انجاميد .
در اين جلسات معمولاً مطالبي خوانده مي شدتا شاگردان نسبت به معارف توحيدي و ساير ديد عميقي پيدا كنند و هم به انجامدستورات ، همّت و آگاهي بيشتري يابند و توفيق بيشتري براي سير و سلوك رفيق راهشانباشد . از جمله چيزهايي كه من شنيده ام يا مي دانم كه در جلسات ايشان خوانده مي شدشرح ادعيه شيعه بر اساس كتاب اقبال الاعمال سيّد بن طاووس ، شرح غزليات ديوان حافظكه خود شرح فرموده بودند ، شرح كلمات اهل معرفت از صدر اسلام تاكنون كه اين مجموعهعظيم و گرانقدر نيز جزء آثار آن بزرگمرد است .
رساله لب الّباب در سير و سلوك اوليالالباب كه تقريرات اولين دوره از جلسات سير و سلوكي علامه طباطبايي است و به قلمعلامه ي عارف سيد محمد حسين حسيني تهراني تحرير شده است ، رساله سير و سلوك منسوببه سيدبحرالعلوم باز با تصحيح و توضيحات آيت ا... آقا سيد محمد حسين حسيني تهراني، گزيده اشعار توحيدي صائب تبريزي و غير آن .
همچنين در ماههاي رجب و شعبان نيز ادعيهاين دو ماه شريف و عزيز بحث و بررسي مي شد و در ايّام ماه رمضان همه جلسات تعطيلمي شد و خلوت انس معبود ، شب و روزِ آن پروانه ي پر سوخته را فرا مي گرفت .
در ايّام سال هميشه در قم بودند و بهكارهاي سير و سلوكي دوستانشان رسيدگي مي كردند . البته هر روز صبح تا ظهر به مباحثعلمي و تحقيقات خودشان مشغول بودند و عصرها بطور كامل تا اذان مغرب برايشاگردانشان بودند و به كارهاي آنها رسيدگي مي كردند . نامه هاي سير و سلوكيشاگردان را پاسخ مي دادند كه اين نامه ها ، خود هزاران نامه ارزشمند است و در دستشاگردان ايشان موجود است و داراي مطالبي گرانبها و ارزنده است . يقيناً اگر ايننامه ها در دست يكي از اعاظم شاگردان ايشان قرار گيرد و مطالب اساسي آن استخراجشود گنجي گرانبها از معارف آسماني و ملكوتي اين مرد الهي خواهد بود و مي تواندچهره اي درست و شايسته از سبك تربيتي ايشان به جامعه ما ارائه نمايد .
علاوه بر اين طلاب و دوستداران سير و سلوكيرا مي پذيرفتند و به مشكلات آنها رسيدگي و سالكان الي ا... را راهنمايي و دستگيريمي فرمودند . در سالهاي اخير كه بالا و پايين رفتن از پله برايشان مشكل شده بودعصرها مي آمدند و روي پله نزديك در ورودي مي نشستند تا دوستانشان را پاسخ دهند وگاهي اين رسيدگي هايِ عصر تا 5 ساعت طول مي كشيد و بعد از نماز مغرب و عشاء نيزهمه شبها جلسه داشتند كه خود نشان از اهتمام و توجه فوق العاده ايشان به تربيت هاياخلاقي بود .
متن كامل در ادامه مطلب
در يكي از ايّام كه متأسفانه تاريخ دقيق آنرا در يادداشتهايم نياورده ام از محضرش فيض مي برديم . حضرتش در آن جمع نورانيفرمودند : بنده پس از اينكه دستورات سير و سلوكي را بطور كامل از خدمت علامهطباطبايي استفاده كردم و مدتها گذشت و نوع شاگردان سير و سلوكي كه سالهاي اوّل بهخدمت علامه رسيده بودند ، همه رفته بودند و اغلب احساس كرده بودند كه ديگر نيازينيست به عنوان سير و سلوك در خدمت علامه طباطبايي – رضوان خدا بر او باد – باشند .در چنين زماني دريافتم علامه طباطبايي معارف و رازهايي آسماني از فتوحات معنوي وكمالات انساني دارند و از افشا كردن آن پرهيز مي كنند . با اين انديشه تلاش كردمكه بدانم چگونه ميتوانم علامه را به سخن بياورم و زمينه اي فراهم كنم تا ايشانرازهاي توحيدي خويش را بازگويند و موفق شوم از خرمن مشاهدات توحيدي ذاتي و وارداتالهي رباني آن حضرت بهره ببرم.
چنين شد كه هر روز سئوالاتي را آماده مي كردمو به محضر علامه طباطبايي شرفياب مي شدم و با اين سئوالات علامه را به سخن در ميآوردم و آنچه را مي فرمودند به جان دل دريافت ميكردم و مطالب ايشان را پس از آننشست ها به دقّت مي نوشتم . در همان حال سعي ميكردم سخنان ارزشمند مرحوم علامه طباطبايي را با آنچهاوحدي از اهل معرفت گفته و نوشته بودند تطبيق دهم؛ چرا كه علامه ابا داشت در اينمسائل از اصطلاحات اهل معرفت استفاده كند .
بهنظر بنده – كه اراتمندي نا آشناي با معارف اهل ا... هستم – اين درك هوشمندانه ازفتوحات معنوي علامه طباطبايي در چنين موقعيتي منحصر در حضرت شيخ علي آقا پهلوانيبوده است . (براي حقير از محضر حضرت استاد حاج شيخ عليآقا پهلواني اينچنين روشن بود و از كلمات و نوع تلقي استاد در مي يافتم كه حضرتعلامه طباطبايي فوق العاده كتوم بودند و تا شاگرد از ايشان چيزي نمي طلبيد – حتّياگر آن شاگرد از خصيصين ايشان باشد – ايشان خود به خود دم بر نمي آورد ايشان ازاين حالات علامه طوري مي فرمودند كه بنده استنباط مي كردم كه علامه آنچه را از رازو رمزهاي توحيدي با خود بردند بيش از آنچه است كه بر جاي گذاشتند . )
آري ايشان با اين توشه ارزشمند از گنجينههاي لايزال الهي به امر علامه طباطبايي و در حيات آن بزرگمرد شروع به تربيت شاگردكردند . ايشان در روش سير و سلوكي خودشان بسيار ليّن و آرام ، همراه با وزانت واستقامت بودند . دستورات حضرتش لطيف و بدون فشارهاي بي سود بر شاگرد بود . توجهبسيار داشتند تا هنگاميكه شاگرد به مرحله اي بطور كامل بار نيافته است به مرحلهديگر راه نيابد چرا كه اين اولين مراحل شكست و يا انحراف شاگرد است . ايشان ازرياضتهاي دشوار و سالك شكن و گاه نفس پروري كه بعضي از مدعيان معرفت معتقد بودندبي آزار بود و اعتقاد داشت سالك راه خدا بايد با تشخيص درست ، دستورات استاد راهرا به دقّت انجام دهد . محصول اين سير مبارك حالات و روحيّاتي است كه در خواب وبيداري براي شاگرد پيش مي آيد و استاد بر همه ي اينها با دقّت نظارت مي كند و ازآن پس بايد چنان اين دستورات را انجام دهد تا در آنها راسخ قدم گردد .
سلامت مزاج و روح و تن سالك در قاموس فكرنوراني او بسيار مهم و حياتي مي نمود و با او اطلاعات مفيدي كه از طبّ قديم داشتند، دستورات پزشكي كارسازي به شاگردانشان ارائه ميكردند . تن سالم را براي سالك اليا... مركب راهوار طي طريق انسانيت مي دانستند و توصيه مي كردند كه بدن خود را سالمنگه داريد تا بتوانيد در سنّ كهولت نيز به عبادت خدا بپردازيد .
دستوراتي ساده و پيچيده ، سهل و ممتنع يعنيهمين ! آنچه كه در ظاهر ساده و بسيط مي نمايد ولي در باطن مؤثر و كارساز و پرباراست و ظرافت و پيچيدگي خاص به خود را دارد .
در يكي از شبها مي فرمودند : در ميان رفقايما (كه منظورشان شاگردان بود و هميشه همين تعبير را استفاده مي كردند) كسي بود كهيكي از بستگانش از رماتيسم پا رنج مي برد و پا درد شديد داشت . وقتي از بنده خواستبراي ايشان طبابتي كنم به ايشان عرض كردم كه هر وقت براي قضاي حاجت به دستشويي ميروند پس از طهارت حتماً بدنشان را با پارچه يا حوله خشك كنند ؛ چون اين رطوبتهاخود باعث درد شديد پاها ميشود . حتّي اگر در جواني باعث پادرد نشود در ميانسالي ياپيري عوارضش ظاهر مي شود . ايشان اين مطلب را به آن شخص گفته بود بعد از چند ماهبه من خبر دادند كه اين شخص از روماتيسم پا آسوده شده اند و پاهايشان ديگر دردنميكند .
تأكيد مي كردند در وضو گرفتن در حال خيسبودن دستها آستين را پايين نكشيد . اينها براي بدن ضرر دارد . اينكه لباس از آبوضو خيس شود اينقدر در تن انسان بماند تا با گرمي بدن انسان خشك شود ، اين خوبنيست و باعث بيماريهاي استخواني و دردهاي عضلاني مي شود .
برچسب:
نویسنده: احمد