مطالب دینی و اخلاقی
بسم حق
نگاهی به کرامات آیت الله قاضی (ره) :
قرآن خواندن مادر
آقاي سيّد محمّد حسن قاضي كه آن روزها را به ياد مي آورد درباره قرآن خواندن مادرشان اين گونه مي گويد :
« بله ، مادرم به آقاي قاضي مي گفت : آخر شما چه آقايي هستي كه من سالهاي سال در منزل شما هستم ، و شما يك قرآن خواندن به من ياد ندادي ، و البته اين قرآن خواندن براي كسي كه اصلاً سواد خواندن و نوشتن نداشته باشد خيلي دشوار است . آقا فرمودند تو قرآن را باز كن ، مقابل هر سطر يك صلوات بفرست و بعد بخوان . ايشان هم به همين صورت صلوات ميفرستادند و قرآن مي خواندند . بعداً ما كه بزرگ شديم و خواندن و نوشتن ياد گرفتيم ، من مي آمدم به مادرم مي گفتم اين آيه اي كه من مي خوانم كجاي قرآن است ؟ و ايشان پيدا مي كرد و نشان مي داد . يعني خواندن و نوشتن بلد نبود ولي اشاره مي كرد كه فلان صفحه است و سطر آن را هم تعيين ميكرد . »
كمك معنوي استاد پس از وفات
مهر و محبّت و توجّه آقاي قاضي به شاگردان خود فقط منحصر به زمان حياتشان نبود . بلكه اولياء بعد از رحلتشان سيطره و احاطه كامل تري پيدا مي كنند ، چرا كه از اين زندان تنگ ، جسمشان نيز رها شده است . علامه طباطبايي مي فرمودند :
« پس از ارتحال مرحوم قاضي ، روزي مشغول نماز بودم امّا تحت الحنكم را(كه گشودن آ» مستحب است ) باز نكرده بودم ، ناگاه ديدم آقاي قاضي تشريف آوردند و در همان حال كه من به نماز ايستاده بودم تحت الحنكم را باز كردند و رفتند ! »
از آيت الله نجابت نيز نقل شده است :
« در ايّام نوروز با چند تن از دوستان به زيارت مرقد آيت الله قاضي ميرفتيم . يكي از ما خطاب به روح آن جناب عرض كرد : نوروز است و ما از شما عيدي مي خواهيم . ناگهان در همان بيداري مشاهده كرديم كه جسم آيت الله قاضي با عمامه و عبا و ابريقي از گلاب بيرون آمد و بركف دست ما از آن گلاب ريخت و فرمود : من از خدا خواسته ام جسمم در برزخ در اختيار خودم باشد . »
از استاد فاطمي نيا نقل شده كه فرموده اند :
« هنوز هم مرحوم قاضي به خانه شاگرد شاگردان خود مي آيد و به آنان دستورات سلوكي مي دهد . »
پس به استمداد مي خوانيمت :
آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند
آيا بود كه گوشه چشمي به ما كنند
آيا بود ...
برچسب:
نویسنده: احمد