مطالب دینی و اخلاقی

شیعیان، بر اساس روایات موجود از اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم)، اتفاق نظر دارند که آیۀ سوم سوره مائده “الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ”، مرتبط با واقعۀ اعلان رسمی ولایت امیر المؤمنین (علیه السلام) است[۱] و روایاتی که ناظر به چنین عقیده ای است، در برخی منابع اهل سنت به نقل از راویان مشهوری؛ چون ابو سعید خدری و ابو هریره نیز مشاهده می شود.[۲]

شیعیان، بر اساس روایات موجود از اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلّم)، اتفاق نظر دارند که آیۀ سوم سوره مائده “الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ”، مرتبط با واقعۀ اعلان رسمی ولایت امیر المؤمنین (علیه السلام) است[۱]و روایاتی که ناظر به چنین عقیده ای است، در برخی منابع اهل سنت به نقل از راویان مشهوری؛چون ابو سعید خدری و ابو هریره نیز مشاهده می شود.[۲]
البته، در غالب منابع اهل سنت، تلاش شده تا سلسله سند راویان چنین تفسیری،ضعیف شمرده شوند، -و باید گفت که چاره ای جز این نداشتند؛ چون قبول این روایات، بهمعنای پذیرش عقاید شیعه بود که در زمان اختناق آن روزها، گاهی برابر شرک و کفر به شمارمی آمد!
در مقابل، تفاسیر دیگری برای این آیه از اهل سنت نقل شده که از انسجامکافی برخوردار نبوده و به عبارتی، یک تفسیر قطعی مورد پذیرش در تمام آنان وجود ندارد:
۱٫ برخی از آنان، روز کامل شدن دین را به تمامیت مناسک حج و اخراج مشرکاناز خانۀ خدا تفسیر کرده اند.[۳]
۲٫ گروهی نیز آن را روز نامعلومی دانستند که تنها خداوند از آن با خبراست![۴]
۳٫ بسیاری از اهل سنت، آن را مرتبط با روز عرفه در حجة الوداع می دانند.
در صحیح بخاری، به نقل از خلیفۀ دوم روایت شده است: سوگند به خدا منمی دانم که این آیه چرا و چه زمانی نازل شده است و پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) در آن زمان کجا بوده است، سپس ایشان بدون آن که به دلیل نزول این آیه اشاره ایداشته باشند!، تنها اعلام می کنند که زمان نزول آن، روز عرفه بوده و من نیز در آن جاحضور داشتم.[۵]
در ارتباط با این تفسیر اهل سنت که به نظر می رسد به دلیل وجود منبعروایی آن در صحیح بخاری، از اعتبار بیشتری برخوردار باشد، دو فرضیه موجود است:
۱-۳٫ این تفسیر تنها به زمان نزول آیه اشاره داشته و در مورد شأن نزولآن ساکت باشد، – چنانچه در روایت اشاره شده از خلیفۀ دوم نیز چنین جنبه ای مد نظر بودهاست-. این تفسیر، در تضاد با عقاید شیعیان نیست؛ چون ممکن است این آیه در ابتدای زمانینازل شده باشد که پیامبر در صدد تدارک اعلام ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) بودهو می دانیم که بین روز عرفه و روز غدیر، کمتر از ده روز فاصله زمانی وجود دارد و اینمقدار فاصله نیز جهت آماده سازی برای اعلان چنین امر مهمی، طبیعی به نظر می رسد.
روایاتی در منابع شیعی وجود دارند که (مانند روایات اهل سنت)، نزولاین آیه را در روز عرفه، اما شأن نزول آن را مسئله ولایت می دانند.[۶]
۲-۳٫ اما جهت گیری دیگری در این تفسیر وجود دارد که علاوه بر آن کهمی خواهد زمان نزول آن را روز عرفه اعلام کند، در صدد تغییر شأن نزول آن نیز بوده وبه عبارتی، اکمال دین را تنها به حلال و حرام منحصر می کند:
از سدی نقل شده است که این آیه در روز عرفه نازل شده و بعد از آن دیگرحرام و حلالی نازل نشده و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) بعد از برگشت به مدینه،رحلت فرمود.[۷]
و یا: تا زمانی که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) در مکه بود،هیچ واجبی جز نماز وجود نداشت و بعد از ورود به مدینه، فرایض به تدریج نازل شد تا زمانحجة الوداع که با آن دین کامل شد و این آیه نازل گشت.[۸]
به عقیدۀ ما، به چند دلیل نمی توان چنین تفسیرهایی را پذیرفت، زیرا:
یک. پیامبر(صلی الله علیهو آله و سلّم) قبل از حجة الوداع نیز مناسک حج را به جا آورده بود و انجام حج تازگینداشت.
دو. انجام حج و یا احکام شرعیاشاره شده در آیه، در حدی نبودند که تکمیل دین جز با آنها صورت نپذیرد.
سه. نمی توان تصور کرد برخیاحکامی که حتی اگر خودشان تازگی داشتند، موارد مشابه فراوان دیگری قبل از آن موجودبود، از خصوصیتی برخوردار شوند که کافران با مشاهده آنها به ناگاه از انجام هر فعالیتیبر علیه دین ناامید شوند.
چهار. از همه مهم تر، به تصریحدانشمندان اهل سنت، موارد موجود در آیۀ سوم سورۀ مائده، آخرین احکامی نبود که بر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) نازل شده باشد، بلکه بعد از آن احکام دیگری نیز نازلشد. بر این اساس، نظریه ای که نزول تمام احکام و فرایض را موجب اکمال دین می داند،زیر سؤال خواهد رفت.
اکنون، بعد از مطالعۀ دقیق آیات پایانی سورۀ بقره (۲۷۵-۲۸۲)، به مطالبذیل توجه فرمایید:
ابن عباس در ارتباط با بخشی از این آیات (۲۷۸-۲۸۱) روایت می کند کهاینها، آخرین آیاتی از قرآن بود که بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) نازل شد.[۹]
البته نباید تصور شود که مراد این روایت، تنها آیۀ انتهایی “وَ اتَّقُوا یَوْما …” می باشد که در آن حکمینازل نشده است؛ زیرا در روایت دیگری از خود ایشان مشاهده می کنیم که اظهار داشته اند:آخرین آیه نازل شده بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم)، آیه ربا (یعنی مجموعۀاین آیات و نه تنها آیۀ نهایی) بوده است.[۱۰]
اکنون دو پرسش را مطرح کرده و می خواهیم که به آنها پاسخ داده شود،سپس به پاسخ پرسش های دیگر خواهیم پرداخت:
۱٫ آیات پایانی سورۀ بقره، که بر اساس صحاح اهل سنت، آخرین آیات نازلشده بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) است، متضمن احکامی می باشد، آیا مفسراناهل سنت، هنگام تفسیر آیه اکمال دین (مائده، ۳)، ابراز نکردند که با نزول آن، دیگرحکمی باقی نمانده و دین کامل شده است؟![۱۱]
۲٫ حتی اگر بر خلاف روایات موجود، بگویید که تنها آیۀ ۲۸۱، آخرین آیۀنازل شده بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) است و در آن حکمی وجود ندارد، پرسشما این است که چرا این آیه، در بین آیات ربا (۲۷۵-۲۸۰) و آیۀ قرض و دین (۲۸۲) که زماننزول هر دوی آنها قبل از این آیه بوده، آورده شده است و از طرفی، آیه ۲۷۷ که در ارتباطبا نماز و زکات است، چه ربطی به آیات قبل و بعد آن که هر دو در مورد رباخواری است دارد؟!.
واقعیت آن است که مفسران اهل سنت، نتوانسته اند تفسیر قابل دفاعی رااز این آیه ارائه دهند و به همین دلیل است که در نهایت، یکی از مفسران آنان، نتیجهگیری شخصی خود را از میان نظرات متفاوت و متشتت، چنین بیان می دارد که اکمال دین بهدلیل کامل شدن فرائض و احکام، موضوعی مورد اختلاف و تردید است که آیا در آن روز خاصکامل شده یا خیر؟[۱۲]
این مفسر بزرگ اهل سنت، بدون آن که صریحا نظر شیعه را در ارتباط بانزول این بخش از آیه در مورد ولایت تأیید کند، اما به دلیل وجود نشانه هایی غیر قابلانکار، ارتباط اکمال دین با اغذیۀ حلال و حرامی که قبل و بعد از آن، بیان شده را انکارمی کند.
اما تنها ایرادی که به تفسیر شیعیان شده، آن است که این بخش از آیه،ارتباط چندانی با بخش های دیگر ندارد.
همان گونه که ملاحظه شد، چنین اشکالی در تفاسیر اهل سنت در مورد غیراین آیه، از جمله آیات پایانی سورۀ بقره نیز وجود دارد، اما باید دانست که قرآن کریم،ترکیب و ترتیبی غیر از سخن معمول انسان ها دارد و همین موضوع نیز نوعی اعجاز و باعثتازه ماندن آن بعد از گذشت قرن ها شده است. علاوه بر آن، یکی از اندیشمندان شیعی معاصر،دلیل گنجاندن این بخش را در میان آیات به ظاهر نامرتبط، به خوبی تبیین می کند:
“ممکن است قرار دادن آیه مربوط به غدیر در لابلاى احکام مربوط به غذاهاىحلال و حرام براى محافظت از تحریف و حذف و تغییر بوده باشد؛ زیرا بسیار مى شود که براىمحفوظ ماندن یک شى ء نفیس آن را با مطالب ساده اى مى آمیزند تا کمتر جلب توجه کند(دقت کنید).
اکنون، مختصرا نکاتی راعرضه می داریم:
۱٫ گرچه بر اساس منابع اهل سنت و مصادر شیعی، ولایت امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، بارها و در مناسبت های مختلف اعلام شده است، اما در تمام این موارد، تعداداندکی از افراد حضور داشتند و اعلان عمومی و رسمی آن تنها در روز غدیر بوده و همینموضوع، تفاوت آن با دیگر مسائل حرام و حلال مشخص می کند.
۲٫ ولایت، در زمان حیات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) برعهدۀ ایشان بود (انما ولیکم الله و رسوله …) و بر این اساس، دین اسلام از این بابتنقصی نداشت، اما آنچه مهم بود، ادامۀ راه ولایت بعد از رحلت ایشان بود که با انتصابامام علی (علیه السلام)، ادامۀ راه دین در آینده نیز تضمین شده و به همین دلیل اعلامشد که دین کامل گشت.
به عبارتی، چون زمان به فعلیت رسیدن ولایت امیر المؤمنین (علیهالسلام) که کمال دین در آن نهفته است، بعد از فقدان پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) بوده، تأخیر اعلام آن، نشانگر نقص دین تا آن زمان نیست، بلکه مراد ما از تکمیلدین با ولایت، آن است که اگر چنین اعلانی انجام نمی شد، دین در آیندۀ خود دچار نقصو کاستی می گشت.
۳٫ نیازی نیست که واژۀ “الیوم” را در دو آیۀ بعد ملاحظه نمود و آن را به عنوان دلیلی بر اتحاد آنبا ” الْیَوْمَ أَکْمَلْت …” بیان کرد؛ زیرا در خود همان آیۀ سوم، این واژه دو بارتکرار شده است: ” ٌ الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَکَفَرُوا مِنْ دینِکُم ” امروز کافران از نابودیدینتان مأیوس شدند و ” الْیَوْمَ أَکْمَلْت …” امروز دین کامل شد.
منصفانه و با مراجعه به وجدان می توان پاسخ داد، آیا ناامیدی کفار ازنابودی دین، دقیقا در همان روزی بوده که غذاهایی حرام و حلال اعلام شده اند؟!
آیا این احکام، تا این اندازه برای افراد بی ایمان اهمیت داشت که دقیقادر همان روز دچار یأس و سرخوردگی شوند؟!
مفسر بزرگ اهل سنت، فخر رازی، متوجه این نکته شده و برای خروج از بنبست، چنین اظهار داشته است:
مراد آیه، این نیست که مشخصا همین روز، موجب ناامیدی کفار شده، تا گفتهشود که مگر امکان دارد که آنان تا یکی دو روز قبل امیدوار بودند(و دفعتا و با حلالو حرام شدن برخی غذاها نا امید شوند)![۱۳]
از طرفی، بر اساس برخی تفاسیر اهل سنت نیز همین اشکال وارد است. ضحاک،به عنوان یکی از قدیمی ترین مفسران سنی مذهب، معتقد است که بخشی از همین آیه که بیانمی دارد”الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَکَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ”، هنگام فتح مکه نازل شدهاست[۱۴]، با آن که به اتفاق مفسران شیعه و اهل سنت، “الیوم” در بخش دیگر آیه، یعنی“الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُم ”، به معنای روز فتح مکه نیست.
می دانیم که بر اساس تفسیر شیعیان، می توان، واژۀ “الیوم” را در هر دو مورد موجوددر آیه، به همان معنای واقعی خود، یعنی “امروز” که روز غدیر است، ترجمه کرد.
پی نوشتها:
------------------------------------------------------
[۱]. کلینی، محمد بن یعقوب،کافی، ج ۱، ص ۱۹۹-۱۹۸، دار الکتب الاسلامیة، تهران، ۱۳۶۴ هـ ش.
[۲]. سیوطی، جلال الدین،الدر المنثور، ج ۲، ص ۲۵۹، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، ۱۴۰۴ هـ ق.
[۳]. طبری، محمد بن جریر،جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۶، ص ۵۲، دار المعرفة، بیروت، ۱۴۱۲ هـ ق.
[۴]. همان، ص ۵۴٫
[۵]. صحیح بخاری، ج ۵، ص۱۸۶، دار الفکر، بیروت.
[۶]. کلینی، محمد بن یعقوب،کافی، ج ۱، ص ۲۹۱، ، ” ثم نزلت الولایة و إنما أتاه ذلک فی یوم الجمعة بعرفة”.
[۷]. ابن کثیر، تفسیر القرآنالعظیم، ج ۳، ص ۲۳، دار الکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۱۹ هـ ق.
[۸]. قرطبی، محمد بن احمد،الجامع لاحکام القرآن، ج ۶، ص ۶۱، انتشارات ناصر خسرو، تهران، ۱۳۶۴ هـ ش.
[۹]. صحیح بخاری، ج ۳، ص۱۲٫
[۱۰]. همان، ج ۵، ص۱۶۵٫
[۱۱]. در این بخش، تضادهایموجود در کتب اهل سنت در ارتباط با این آیه بیان شده، وگرنه شیعیان نیز معتقدند که بعد از اعلام ولایت، فریضه دیگری نازلنشده است. ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۸۹، ح ۴٫
[۱۲]. طبری، محمد بن جریر،جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۶، ص ۵۲٫
[۱۳]. فخر رازی، مفاتیحالغیب، ج ۱۱، ص ۲۸۶، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۲۰ هـ ق “أنه لیس المراد هوذلک الیوم بعینه حتى یقال إنهم ما یئسوا قبله بیوم أو یومین”
[۱۴]. قرطبی، محمد بن احمد،الجامع لاحکام القرآن، ج ۶، ص ۶۰٫
برچسب:
نویسنده: احمد