مطالب دینی و اخلاقی

دیدگاههای عرفانی و تفسیر قرآن
آیا عرفا در فهم دین و قرآن مرتکب تفسیر به رأی شدهاند؟ این که ما هر تفسیری را که کمی از مرزهای الفاظ و درک عقل بالاتر رود، متهم به کلمات درویشی و … کنیم، کاری بس نادرست و سبب دوری ما از معارف قرآن است.
امام علی (علیه السلام) در پاسخ به زندیقی که میگفت:

دیدگاههای عرفانی و تفسیر قرآن
آیا عرفا در فهم دین و قرآن مرتکب تفسیر به رأی شدهاند؟ اینکه ما هر تفسیری را که کمی از مرزهای الفاظ و درک عقل بالاتر رود، متهم به کلماتدرویشی و … کنیم، کاری بس نادرست و سبب دوری ما از معارف قرآن است.
امام علی (علیه السلام) در پاسخ به زندیقی که میگفت: اگر در قرآنتناقض نبود من در دین شما داخل میشدم، فرمودند: “بخشی از کلام الاهی را عالم وجاهل میشناسند، ولی دستهای دیگر را تنها کسانی میفهمند که برخوردار از صفای باطنو لطافت حس و شرح صدر باشند”.[1]
امام خمینی (ره) نیز معتقدند؛ آنان که ذوق عرفانی ندارند، نمیتوانندبخشی از معارف دین را بفهمند و درباره آیات ۸ و ۹ سوره نجم میگوید: این را تنهاکسی میفهمد که خودش نزدیکی به خدا را درک کرده باشد”.[2] البته ایشان از کسانی کهمیگویند این معارف سخنان درویشی است، انتقاد میکنند و میگویند اینها همه به نحولطیفی در قرآن وجود دارد.[3]
گذشته از این، بخشی از تفاسیر موجود از علمای شیعه تفاسیر عرفانیاست که در این زمینه میتوانید به کتب ملاصدرای شیرازی، ملاعلی نوری، حاج ملاهادیسبزواری، آقا محمد رضا قمشهای و امام خمینی (ره) مراجعه کنید. البته این نکته مهماست که این افراد همگی از شطحیات نامعقول و سطحی و سؤال برانگیز دوری میکردند.ضمن این که این افراد مطالب عرفانی خود را به شکلی معقول و برهانی بیان میکردند.[4]
بنابراین تفسیر عرفانی در فهم قرآن بسیار ضرورت دارد و حتی به نظرامام خمینی (ره) مفسری که از بیان مطالب عرفانی و اخلاقی غفلت کند از مقصود قرآن ومنظور اصلی انزال کتب و ارسال رسل غفلت ورزیده است.[5] با این حال این نکته مهماست که ایشان مبدأ تفاسیر عرفانی را معارف اهل بیت میداند.[6]
با این حال در تفاسیر عرفانی توجه به دو نکته مهم است: نکته اولاین که در این تفاسیر باید پایه و مبنا معارف اهل بیت (علیهم السلام) باشد، نهبافتههای شخصی. و نکته دیگر این که بهتر است یافتههای عرفانی برهانی و عقلانیشود؛ چراکه در غیر این صورت برای دیگران قابل قبول نخواهد بود.
توحید در عرفان اسلامی
توحید در عرفان اسلامی به این معنا است که جز خداوند چیز دیگریوجود ندارد؛ از این دید عارف مسلمان همه چیز را تجلی خدا می بیند و غیر از او چیزیرا نمی بیند و ماسوی الله را مظاهر حق میداند که به عنایت او وجود یافتهاند.بنابراین، این که عرفا میگویند ما در همه چیز خدا را میبینیم، نه به این معنااست که همه چیز، مثل درخت و آب و … خدا هستند و یا این که خدا مانند اینها است،بلکه اینها همگی نمود و سایهای از وجود خدایند. به عبارت دیگر، تجلی وجود خداهستند؛ مثلاً هنگامی شما صدای کسی را میفهمید پی به حضور وی میبرید. به دیگرسخن، با شنیدن صدا چیزی به جز صاحب صدا در ذهن شما تداعی نمیشود. عرفا نیز درمشاهده عالم چیزی به جز خداوند را نمیبینند. بنابراین، کلام عرفا با معنای آیهشریفه ای که می فرماید: لیس کمثله شیء منافاتی ندارد؛ چراکه آیه شریفه بیان میکردکه هیچ چیز مانند خدا نیست، و اعتقاد عرفا نیز این بود که هیچ چیز در دنیا وجودحقیقی ندارد به جز وجود حضرت حق.
امام خمینی (ره) در این باره چنین میگوید: «هستی واقعی از آنخداوند است و چون جلوه هیچ گونه استقلال ندارد، و هستی آن عین ربط و اندکاک است،حکم مستقلی ندارد تا به آن هم در برابر هستی خدا نام هستی نهیم».
ایشان فرق عارف و حکیم را در این میداند که حکیم در کثرت مانده وعارف غرق در وحدت شده است. حکیم تنها جهان را بیند و از آن به خدا رسد، لیکن عارفتنها خدا بیند و بس.[7][
بنابراین این گونه سخنان عرفا برخاسته از تعالیم قرآن و اهل بیت (علیهمالسلام) است و خاستگاه اسلامی دارد؛ هرچند نباید اباطیل برخی از جاهلان صوفیه کهخود را عارف میخوانند و هر چیزی را به نام عرفان به خورد مردم میدهند، پذیرفت وعرفان نامید.
[1] علامه مجلسی، بحار الانوار، ج ۹۰، ص ۱۲۰، دارالکتب الاسلامیة، تهران، ۱۳۶۲٫
[2] صحیفه امام، ج ۱۷، ص ۴۵۷ – ۴۵۸، مؤسسه تنظیم ونشر آثار امام خمینی
[3] صحیفه امام، ج ۱۷، ص ۴۵۸، مؤسسه تنظیم و نشر آثارامام خمینی
[4] ایازی، سید محمد علی، تفسیر قرآن مجید برگرفته ازآثار امام خمینی، ج ۱، ص ۴۵۶، با نظارت محمد هادی معرفت، نشر عروج.
[5] ایازی، سید محمد علی، تفسیر قرآن مجید برگرفته ازآثار امام خمینی، ج ۱، ص 219، با نظارت محمد هادی معرفت، نشر عروج.
[6] ایازی، سید محمد علی، تفسیر قرآن مجید برگرفته ازآثار امام خمینی، ج ۱، ص 225، با نظارت محمد هادی معرفت، نشر عروج.
[7] امام خمینی، مصباح الهدایة الی الخلافة والولایة، ص ۴۸، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول ۱۳۷۲٫
برچسب:
نویسنده: احمد