خرید بک لینک


آنان كه از عيوب پاكند و از لطف خدا از گناهان سالمند شايسته است به اهل گناه و معصيت ترحم آورند، و سرگرم شكرگزار نعمت پاكى باشند، و اين شكر مانع آنان از عيبجويى ديگران شود، چه رسد به كسى كه (خود گنهكار است آن گاه) از برادر ايمانى غيبت كرده، و وى را به گناه انجام گرفته سرزنش نموده! آيا توجه ندارد كه خداوند گناهى بزرگتر از گناهى را كه برادرش را به آن ملازمت كرده بر او پرده پوشى نموده؟! چگونه ديگرى را به گناهى سرزنش مى كند كه خود مانند آن را مرتكب شده؟! اگر هم به گناهى مانند آن آلوده نشده در گناهى بزرگتر از آن (كه عيب جويى است) خدا را عصيان كرده. به خدا سوگند اگر به گناه بزرگى آلوده نگشته و مرتكب گناه كوچك هم نشده باشد هر آينه اين جرأتش بر عيبجويى از مردم بزرگترين گناه است.


آنانكه از عيوب پاكند و از لطف خدا از گناهان سالمند شايسته است به اهل گناه و معصيتترحم آورند، و سرگرم شكرگزار نعمت پاكى باشند، و اين شكر مانع آنان از عيبجويىديگران شود، چه رسد به كسى كه (خود گنهكار است آن گاه) از برادر ايمانى غيبت كرده،و وى را به گناه انجام گرفته سرزنش نموده! آيا توجه ندارد كه خداوند گناهى بزرگتراز گناهى را كه برادرش را به آن ملازمت كرده بر او پرده پوشى نموده؟! چگونه ديگرىرا به گناهى سرزنش مى كند كه خود مانند آن را مرتكب شده؟! اگر هم به گناهى مانندآن آلوده نشده در گناهى بزرگتر از آن (كه عيب جويى است) خدا را عصيان كرده. به خداسوگند اگر به گناه بزرگى آلوده نگشته و مرتكب گناه كوچك هم نشده باشد هر آينه اينجرأتش بر عيبجويى از مردم بزرگترين گناه است.

اىبنده خدا، در عيبجويى از كسى به خاطر گناهش شتاب مكن، شايد خداوند آن گناه او رابخشيده باشد. و از گناه كوچكى كه خود گرفتار آن شده اى آسوده مباش، كه ممكن است بهآن گناه عذاب شوى. بنابراين هر كدام از شما كه از عيب ديگرى آگاه است، به خاطرعيبى كه از خود خبر دارد دست از عيبجويى او بردارد و لازم است شكر پاك بودن از گناهىكه ديگرى به آن دچار است او را از دنبال كردن عيب ديگران بازدارد.[1]

متن عربی:

(خطبه 140 نهج البلاغه)و من كلام له عليه السلام في النهي عن غيبة الناس[2]

وَإِنَّمَا[3] يَنْبَغِي لِأَهْلِالْعِصْمَةِ وَ الْمَصْنُوعِ إِلَيْهِمْ فِي السَّلَامَةِ أَنْ يَرْحَمُوا أَهْلَالذُّنُوبِ [4] وَ الْمَعْصِيَةِ وَيَكُونَ الشُّكْرُ هُوَ الْغَالِبَ عَلَيْهِمْ وَ الْحَاجِزَ لَهُمْ عَنْهُمْفَكَيْفَ بِالْعَائِبِ الَّذِي عَابَ أَخَاهُ وَ عَيَّرَهُ بِبَلْوَاهُ أَ مَاذَكَرَ مَوْضِعَ سَتْرِ اللَّهِ عَلَيْهِ مِنْ ذُنُوبِهِ مِمَّا هُوَ أَعْظَمُمِنَ الذَّنْبِ الَّذِي عَابَهُ بِهِ [5] وَ كَيْفَ يَذُمُّهُبِذَنْبٍ قَدْ رَكِبَ مِثْلَهُ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ رَكِبَ ذَلِكَ الذَّنْبَبِعَيْنِهِ فَقَدْ عَصَى اللَّهَ فِيمَا سِوَاهُ مِمَّا هُوَ أَعْظَمُ مِنْهُ وَايْمُ اللَّهِ لَئِنْ لَمْ يَكُنْ عَصَاهُ فِي الْكَبِيرِ وَ عَصَاهُ فِيالصَّغِيرِ لَجُرْأَتُهُ عَلَى عَيْبِ النَّاسِ أَكْبَرُ يَا عَبْدَ اللَّهِ لَاتَعْجَلْ فِي عَيْبِ أَحَدٍ [6] بِذَنْبِهِ فَلَعَلَّهُمَغْفُورٌ لَهُ وَ لَا تَأْمَنْ عَلَى نَفْسِكَ صَغِيرَ مَعْصِيَةٍ فَلَعَلَّكَمُعَذَّبٌ عَلَيْهِ فَلْيَكْفُفْ مَنْ عَلِمَ مِنْكُمْ عَيْبَ غَيْرِهِ لِمَايَعْلَمُ مِنْ عَيْبِ نَفْسِهِ وَ لْيَكُنِ الشُّكْرُ شَاغِلًا لَهُ عَلَىمُعَافَاتِهِ مِمَّا ابْتُلِيَ بِهِ غَيْرُهُ.



پی نوشتها:

[1] شیخ حسین انصاریان/ترجمه نهج البلاغه،ص: 182

[2] نهج البلاغة؛ ص: 159/ گردآورندهفرمايشات امام، امير المؤمنين، عليه السلام: سيد رضى، محمد، نهج البلاغة، در يك جلد،مؤسسه نهج البلاغه، قم - ايران، اول، 1414 هu200d ق

[3] «ن»، «م»، «ف»: فانما ينبغى.

[4] «ف»، «ن»: و ان يرجموا اهل الذنوب.

[5] «ض»، «ب»: الذى غابه به.

[6] «ش»: فى عيب عبد.

برچسب: نویسنده: احمد تاريخ: پنجشنبه 9 13 ساعت: 2:45

صفحه بندی