مطالب دینی و اخلاقی
درس دوم ( اشراقات معنوی) - آیت الله محمود امجد
خداشناسی از طریق آثار

بسم الله الرحمن الرحیم
والحمدالله رب العالمین و العاقبة للمتقین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
مهم ترین مسئله انسانی و ارزشی مسئله توحید است، از این جهت محور قرآن بر این اساس است .اما چون خدا شناسی اصل مطلب است به صورت های مختلف خداشناسی از راه آفاق ،از راه نفس و از راه شهود و دیدار حق – آفتاب آمد دلیل آفتاب – مطرح شده است.

درس دوم ( اشراقات معنوی) - آیت الله محمود امجد
خداشناسی از طریق آثار

بسم الله الرحمن الرحیم
والحمدالله رب العالمین و العاقبة للمتقین و صلیالله علی محمد و آله الطاهرین
مهم ترین مسئله انسانی و ارزشی مسئله توحید است،از این جهت محور قرآن بر این اساس است .اما چون خدا شناسی اصل مطلب است به صورت هایمختلف خداشناسی از راه آفاق ،از راه نفس و از راه شهود و دیدار حق – آفتاب آمد دلیلآفتاب – مطرح شده است.
قران کریم در خصوص دریافت حقایق و شهود حضرت ربوبیاز جانب رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) این گونه نقل می نماید: « ما کذب الفوادما رای ؛ آنچه دل دید انکارش نکرد».[1]
در این قسمت خداشناسی از طریق آثار مورد بحث است.هر اثری دلالت بر موثر میکند و هر چه آن اثر کامل تر باشد، دلیل بر کمال موثر است.پیامبراعظم (ص) فرمود:« قولو لا اله الا الله تفلحوا» ،لااله الا الله بگوئید و رستگار شوید.گفتنکافی نیست،موحد شدن مهم است.و قرآن بر این بحث می کند که توحید چیست و موحد کیست.مثنویهم در واقع تفسیر قرآن است،از این جهت ما از اشعار مثنوی استفاده می کنیم و برای بیانمطالب از کتاب شریف مثنوی بهره می گیریم:
چون به آثار این همه پیدا شدت چون نشد پیدا ز تاثیر ایزدت
تو که از هر اثری به موثرش می رسی،چطور شد که اینهمه آثار وجودی و این همه موجودات عجیب و غریب، این همه شگفتی ها و این همه قدرت نمایی، تو را به خدا رهنمون نکند؟
نه سبب ها و اثرها مغز و پوست چون بجویی جملگی آثار اوست
هرچه از ظاهر و باطن ،از ریز و درشت و از همه موجوداتمی بینی ، اگر دقت کنی جز آثار خدا نیست ، همه آنها با همه وجودشان داد می زنند: «هو»،« هوالحق»،« هوالله» ،«هوالحی».
درست است بی نشان هستند ، اما در بی نشانی نشانیاز او هستند . چرا که همه عالم آیت و نشانی اوست.
دوست گیری ها چیزها را ز این اثر پس چرا ز آثار بخشی بی خبر
تو که از هر اثری علاقمند به آن موثر می شوی، چگونهاز این همه آثار به خدای تعالی دلبستگی پیدا نمی کنی؟خدا انسان را عاشق خلق کرده واین عالم را آیینه ای برای انسان قرار داده که در این آیینه خدا را ببیند.
از خیالی دوست گیری خلق را چون نگیری شاه غرب و شرق را
وقی که ما به یک نفر بخیال این که صاحب کمالی استعلاقه مند میشویم ، چطور شد که این همه زیبای ها ،این همه آثار شگفت انگیز ما را بهآن طرف متوجه نکند؟این ها در اثر غفلت است،وگرنه انسان عاشق اوست . همه انبیا آمدهاند تا این غفلت را از انسان بگیرند و انسان را متوجه حقیقت مطالب کنند.
قرآن کریم می فرماید:« هو الذی انزل من السماءماء لکم منه شراب ومنه شجر فیه تسیمون * ینبت لکم به الزرع والزیتون والنخیل والاعنابومن کل الثمرات ان فی ذلک لآیة لقوم یتفکرون * وسخر لکم اللیل والنهار والشمس والقمروالنجوم مسخرات بامره ان فی ذلک لآیات لقوم یعقلون * وما ذرا لکم فی الارض مختلفا الوانهان فی ذلک لآیة لقوم یذکرون * وهو الذی سخر البحر لتاکلوا منه لحما طریا وتستخرجوامنه حلیة تلبسونها وتری الفلک مواخر فیه ولتبتغوا من فضله ولعلکم تشکرون * والقی فیالارض رواسی ان تمید بکم وانهارا وسبلا لعلکم تهتدون * وعلامات وبالنجم هم یهتدون* افمن یخلق کمن لا یخلق افلا تذکرون * وان تعدوا نعمة الله لا تحصوها ان الله لغفوررحیم* ؛ او كسى است كه از آسمان، آبى فرستاد، كه نوشيدن شما از آن است; و (همچنين)گياهان و درختانى كه حيوانات خود را در آن به چرا مى بريد، نيز از آن است. خداوند باآن (آب باران)، براى شما زراعت و زيتون و نخل و انگور، و از همه ميوه ها مى روياند;مسلما در اين، نشانه روشنى براى انديشمندان است.او شب و روز و خورشيد و ماه را مسخرشما ساخت; و ستارگان نيز به فرمان او مسخر شمايند; در اين، نشانه هايى است (از عظمتخدا،) براى گروهى كه عقل خود را به كار مى گيرند! (علاوه بر اين،) مخلوقاتى را كه درزمين به رنگهاى گوناگون آفريده نيز مسخر (فرمان شما) ساخت; در اين، نشانه روشنى استبراى گروهى كه متذكر مى شوند! او كسى است كه دريا را مسخر (شما) ساخت تا از آن، گوشتتازه بخوريد; و زيورى براى پوشيدن (مانند مرواريد) از آن استخراج كنيد; و كشتيها رامى بينى كه سينه دريا را مى شكافند تا شما (به تجارت پردازيد و) از فضل خدا بهره گيريد;شايد شكر نعمتهاى او را بجا آوريد! و در زمين، كوه هاى ثابت و محكمى افكند تا لرزشآن را نسبت به شما بگيرد; و نهرها و راه هايى ايجاد كرد، تا هدايت شويد.و (نيز) علاماتىقرار داد; و (شب هنگام) به وسيله ستارگان هدايت مى شوند. آيا كسى كه (اين گونه مخلوقاترا) مى آفريند، همچون كسى است كه نمى آفريند؟! آيا متذكر نمى شويد؟! و اگر نعمتهاىخدا را بشماريد، هرگز نمى توانيد آنها را احصا كنيد; خداوند بخشنده و مهربان است![2]
باد را دیدی که میجنبد بدان بادجنبانیست اینجا بادران
جزو بادی که به حکم ما درست بادبیزن تا نجنبانی نجست
جنبش این جزو باد ای ساده مرد بیتو و بیبادبیزن سر نکرد
جنبش باد نفس کاندر لبست تابع تصریف جان و قالبست[3]
پس همه دانسته اند آن را یقین که فرستد باد رب العالمین
پس یقین در عقل هر داننده هست این که با جنبنده جنباننده است[4]
صنع بیند مرد محجوب از صفات در صفات آن است کو گم کرد ذات[5]
اگر انسان با نظر استقلالی به این جهان بنگرد بهحقیقت نمی رسدو اگر به نظر ربطی و فقری به این جهان بنگرد می یابد که این جهان در پیشگاهخود چیزی نیست و در پیشگاه خود هیچ است و با توجه به حیثیت تقییدیه و تعلیلیه جلوهمی کند که از خود هیچ ندارد . هرچه هست از اوست ، همه کمالاتی که هست از ناحیه اوست. از احادیث نبوی(ص9 است :« الفقر فخری و به افتخر».[6]
مولوی به متابعت از حدیث نبوی گوید:
فقر فخری نز گرافست و مجاز صد هزاران عزّ پنهانست و ناز
این است حقیقت این عالم ، که این عالم آیینه ایبیش نیست . آیینه وقتی می گوییم نه آیینه عرفی و فلزی و فیزیکی ، بلکه آیینه همان عکسو مرآتی است که در آیینه دیده می شود ، که انسان به آن تصویر که می نگرد خودش را میبیند . خدای تعالی این عالم را آیینه خود ساخته است.
آینه جان نیست الا روی یار روی آن یاری که باشد زان دیار
این جهان را برای انسان ساخته است و انسان را همبرای کمال ، تا انسان در خودش و در این جهان خدا را ببیند ، انسان آیینه بزرگ الهیاست.
« و فی الارض ایات للموقنین* وفی انفسکم افلا تبصرون؛ و روی زمین برای اهل یقین نشانه هایی ]متقاعد کننده[ است ، و در خود شما ، پس مگرنمی بینید؟»[7]
انسان موجودی استثنایی است ، با اینکه انسان همجزء جهان است، به خاطر اینکه انسان چشم و چراغ این عالم است ، خدا تعالی عالم را برایانسان خلق کرده است و انسان را برای این خلق کرده که به کمال برسد و کمال انسان درتوجه به حق و رسیدن به حقیقت و تخلق به اخلاق و رسیدن به توحید است.
این است کمال و سعادت انسان ، و پایگاه انسانیتتوحید است و بس . حالا توحید به مراتبی که « لااله الاالله » یعنی غیراز خدا موثریدر عالم نیست ، سبب ساز اوست ، مسبب اوست یا اینکه اصولا معبودی ، محبوبی ، موجودیبه حقیقت نیست ، جز او هرچه هست مظاهر و جلوه های اوست و این بحث عمیقی است که بایددنبال شود. حرکت تمام انبیا براساس توحید است و می خواهند انسان ها را موحد کنند. ایناست که بزرگان علم و ادب با زبان نثر و شعر مطالب قرآن و تعالیم انبیا را به ما رساندندو باید به این آثار و کلمات نورانی دقت کنیم تا به حقیقت خودمان و حقیقت مطالب آشناشویم.
[1] نجم: 11
[2] نحل:10-18
[3] دفترچهارم ، 125- 129
[4] همان،152-153
[5] دفتردوم ، 2812
[6] بدیعالزمان فروزانفر ، احادیث مثنوی ، انتشارات امیرکبیر ، 1361 ش ، ص 23
[7] ذاریات: 20 و 21
برچسب:
نویسنده: احمد