خرید بک لینک

تمام اعمال و اخلاق انسان از سه قوه كلّى نشأت مىگيرد. اين سه قوّه عبارت است از:

  1. قوّه غضبيّه؛
  2. . قوّه شهويّه؛
  3. . قوّه متفكّره.

زيرا تمام اعمال و كارهايى كه انجام مى دهيم و نيز تمام اخلاقياتى كه در عمل ما ظهور مى كند، يا به خاطر ...


اصول و ريشه هاى اخلاق[1]

تمام اعمال و اخلاق انسان از سه قوه كلّى نشأتمىگيرد. اين سه قوّه عبارت است از:

  1. قوّه غضبيّه؛
  2. . قوّه شهويّه؛
  3. . قوّه متفكّره.

زيرا تمام اعمال و كارهايى كه انجام مى دهيم و نيزتمام اخلاقياتى كه در عمل ما ظهور مى كند، يا به خاطر جلب منافع است؛ مانند: خوردن،آشاميدن، ازدواج، تهيه مسكن، معاملات و... و يا به خاطر دفع مضّار است؛ مانند؛كشتن حيوانات موذى، ايستادگى در برابر دشمن، دفع آفات، مبارزه با منكرات، دفاع ازجان و مال و ناموس و وطن و امثال آن، و يا مربوط به عالم تصورات و تصديقات است؛مانند تعاريف اشيا، تعاريف موضوعات علوم و مسائل آنها، تشكيل قياس ها، ترتيب ادلّهو براهين، توطئه و تلبيس در امور و غير اينها.

منشأامور دسته اول (جلب منافع)، قوّه شهويّه است.

منشأامور دسته دوم (دفع مضار)، قوّه غضبيّه است.

منشأامور دسته سوم (تصور و تصديق)، قوّه تفكّر وتعقّل است.

براى هر يك از اين قواى سه گانه، حدّ اعتدال، حدّافراط و حدّ تفريطى وجود دارد، كه بعداً توضيح داده مى شود.

علماى اخلاق، سه حد ياد شده قوا را، اجناس فضايل ورذايل، و صفات ديگرى كه از آنها منشعب مى شود و يا نشأت مى گيرد، انواع آن را مى دانند.

البته دركنار قواى سه گانه فوق، قوّه ديگرى به نام قوّه عامله وجود دارد. اين قوّه در تمام عضلاتو رگ و پيوندهاى بدن از ظاهر و باطن گسترش يافته است. هيچ يك از اعضاى ظاهرى وباطنى بدن از اين نيرو بى بهره نيست. اگر اين قوّه در هر عضوى از اعضا به ضعف وكاستى بگرايد، آن عضو فلج شده و از كار باز مى ماند و اگر احياناً به طور كلى قوهعامله در عضوى از بين رود، آن عضو از كار مى افتد و از احساس تهى مى شود. چنانچهدر مورد اشخاصى كه سكته مى كنند، اين وضعيت مشاهده مى گردد.

اجناس فضايل و رذايل

عالمان اخلاق، چهار فضيلت را به خاطر اهميت وموقعيتى كه دارند، اجناس فضايل و هشت رذيلت را نيز به همين جهت اجناس رذايل مى نامند.

توضيح مطلب

صفات و ملكات نفس انسانى همچون ساير عوارض بدن، داراىشدت و ضعف و حالات مختلف و متفاوتى است؛ همان گونه كه مثلاً شيرينى ميوه ها و موادمختلف گاهى در حدّ بسيار كم و پايين است؛ مانند شيرينى انار و انجير، گاهى در حدّبسيار زياد و بالا است؛ مانند شيرينى ساكارين كه پانصد برابر شيرينى شكر است، وگاهى در حد متوسط است، و گاهى در حد متوسط است؛ مانند شيرينى قند و شكر و هم چنينتلخى، شورى، سردى، گرمى و... به همين صورت حالات و صفات آدمى نيز مراحل شدت و ضعفگوناگونى دارد.

جانب شدت صفات را حدّ افراط و جانب ضعف هر يك را حدّتفريط وقسمت بينابين و اعتدالى آنها را حدّ متوسط گويند.

از نظر اخلاق، حدّ افراط و تفريط هر صفت، مذموم وحدّ متوسط آن ممدوح است؛ قرآن شريف نيز «خَيْرُالاُمُورَ اَوْسَطُها» را معيار و مورد تمجيد قرار داده است؛ چنانچه فرموده است:

وَكَذلكَ جَعَلْناكُمْ وَسَطا.[2]

و بدين گونه شما را اميت ميانه قرار داديم.

و در جاى ديگر فرموده است:

كُلُواوَاشْرَبوُا وَ لا تُسْرِفُوا.[3]

نه چندان بخور كز دهانت برآيد، نه چندان كز ضعفجانت برآيد.

پيشتر اشاره كرديم كه تمام صفات و ملكات از قوّهمتفكره، قوّه شهويه و قوّه غضبيه نشأت مى گيرد؛ البته قوّه عامله نيز در كنار قواىديگر نقش مهمّى را ايفا مى كند. با توجه به موقعيت قواى چهارگانه و نقش آنها درشدت و ضعف صفات، اجناس فضايل و رذايل به صورت ذيل تنظيم مى شود:

حدّ افراط

حدّ متوسط

حدّ تفريط

جُربزه، سفسطه، جهل مركب

حكمت

بُله، جهل بسيط

تهوّر

شجاعت

جبن

شره

عفّت

خمود

ظلم

عدالت

انظلام

همان طور كه قبلاً گفتيم، جانب متوسط هر صفت،فضيلت و جانب افراط و تفريط آن، رذيلت محسوب مى شود. در (إن شآء الله)درس بعدى بهتعريف يكايك آنها مى پردازيم.

پی نوشتها:

[1] منبع : مبانى اخلاق اسلامى/ مختارامينيان

[2] بقره (2) آيه143

[3] اعراف (7)آيه 31

برچسب: نویسنده: احمد تاريخ: سه شنبه 14 13 ساعت: 3:19

صفحه بندی