مطالب دینی و اخلاقی
سخنرانى امام موسى صدر در جمع اعضاى ارشد جنبش امل
ترجمه احمد ناظم
بسم الله الرحمن الرحيم، الحمد لله رب العالمين و الصلوه و السلام على سيدنا محمد و على آله الطيبين الطاهرين، السلام عليك يا ابا عبدالله و على الارواح التى حلّت بفنائك، عليك منى سلام الله ابداً ما بقيت و بقى الليل و النهار، و لا جعله الله آخر العهد منى لزيارتكم، السلام على الحسين و على علىّ بن الحسين و على اولاد الحسين و على اصحاب الحسين.
امروز كه روز شهادت امام حسين (علیه السلام) است پيش از هر چيز بايد با تمام وجود به حقيقت اين مناسبت و اهداف و ابعاد اين مناسبت توجه كنيم. اين وظيفه پيش از هر شخص ديگرى بر ما واجب است، زيرا حسين پيش از هر كس ديگرى، متعلق به ماست. حسين متعلق به ما اهل مسجد و اهل نماز و شركت كنندگان در نماز جمعه است. امام حسين عليه السلام هدف خود را از اين سفر كه به شهادت ايشان انجاميد، بيان كرده است و لازم نيست ما درباره هدف مبارك او اجتهاد يا استنباط كنيم. هنگامى كه از مدينه بيرون مى آمد يعنى هنگامى كه اين سفر منتهى به مرگ را آغاز كرد فرمود:

سخنرانىامام موسى صدر در جمع اعضاى ارشد جنبش امل
ترجمهاحمد ناظم
بسم الله الرحمن الرحيم، الحمد لله ربالعالمين و الصلوه و السلام على سيدنا محمد و على آله الطيبين الطاهرين، السلامعليك يا ابا عبدالله و على الارواح التى حلّت بفنائك، عليك منى سلام الله ابداً مابقيت و بقى الليل و النهار، و لا جعله الله آخر العهد منى لزيارتكم، السلام علىالحسين و على علىّ بن الحسين و على اولاد الحسين و على اصحاب الحسين.
امروزكه روز شهادت امام حسين (علیه السلام) است پيش از هر چيز بايد با تمام وجود بهحقيقت اين مناسبت و اهداف و ابعاد اين مناسبت توجه كنيم. اين وظيفه پيش از هر شخصديگرى بر ما واجب است، زيرا حسين پيش از هر كس ديگرى، متعلق به ماست. حسين متعلقبه ما اهل مسجد و اهل نماز و شركت كنندگان در نماز جمعه است. امام حسين عليهالسلام هدف خود را از اين سفر كه به شهادت ايشان انجاميد، بيان كرده است و لازمنيست ما درباره هدف مبارك او اجتهاد يا استنباط كنيم. هنگامى كه از مدينه بيرونمى آمد يعنى هنگامى كه اين سفر منتهى به مرگ را آغاز كرد فرمود: « والله إنِّى لَمْأَخْرُجْ أَشِرًا وَ لَا بَطِرًا وَ لَا مُفْسِدًا وَ لَا ظَالِمًا وَ إنَّمَاخَرَجْتُ لِطَلَبِ الإصْلَاحِ فِى أُمَّه جَدِّى مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِوَ ءَالِهِ؛ أُرِيدُ أَنْ ءَامُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ،»[1]؛ به خدا سوگند من از روىسرمستى و سرخوشى و يا براى ستمگرى و فسادانگيزى قيام نكرده ام، بلكه مى خواهم درحد توان امت جدم را اصلاح كنم. مى خواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم.»
بنابراين،از اولين لحظات شروع قيام هدف روشن است. اين قيام براى مطالبه خلافت و حكومت و يابراى فتنه انگيزى و آشوب طلبى در امت پيامبر نبود. دشمنى حسين (علیه السلام) بايزيد و ياران يزيد به خاطر دشمنى هاى ديرينه ميان بنى اميه و بنى هاشم قبل ازاسلام نبود، زيرا اين مسايل پايان يافته بود و حد اقل اين بود كه از سوى پيامبر وفرزندان و اصحاب ايشان اين دشمنى كنار گذاشته شده بود. بنابراين قيام امام حسين (علیهالسلام) جز براى اصلاح و امر به معروف و نهى از منكر نبود. قيام او براى پاسدارىاز دين خدا و برپايى نماز و دادن زكات و امر به معروف و نهى از منكر و اصلاح درجامعه اسلامى- در حد توان- بود.
آخرين سخنى نيز كه امام در پايان اين سفر فرمود، يعنى هنگام شهادت ودر لحظه ديدار با پروردگار، اين بود: «انْ كانَ دينُ مُحَمَّدٍ لَمْيَسْتَقِمْ الّا بِقَتْلى يا سُيوُفُ خُذينِى [2].»؛ «اگر دين محمد جز با كشته شدن من اصلاح نمى شود و راست نمى گردد،پس اى شمشيرها مرا دريابيد.» اين جمله در ابتداى اين سفر نيز از او نقل شده است.
بنابراين،در هدف امام شكى نيست. اين سفر دشوار و فداكارى بزرگى كه هيچ فداكارى ديگرى شبيهآن نيست به خاطر دين بوده است. هر كس دين دارد حسين به خاطر او و خدمت به او و درراه او كشته شده است و از اين رو او را «ثارالله» (خون خدا) مى نامند. معاذ اللهخدا كه خون ندارد، كشته نمى شود، ولى شهيد به خاطر كسانى كه به دين خدا ايماندارند و در مسير خدا حركت مى كنند، شهيد مى شود.
بنابراين،حسين (علیه السلام) شهيد است براى هر انسان مؤمن و هر چه ايمان انسان بيشتر شوداختصاص حسين (علیه السلام) به او بيشتر مى شود. كسى كه يك درجه از ايمان دارد،حسين يك درجه به او اختصاص دارد، و كسى كه مثلا ده درجه از ايمان دارد، حسين نيزبه اندازه ده درجه به او اختصاص دارد. وقتى من مى گويم: كسانى كه نماز مى خوانند وبه مسجد مى آيند و شعاير الهى را به پا مى كنند، حسين پيش از هر كسى اختصاص بهآنان دارد، سخنى به گزاف نگفته ايم و مبالغه نكرده ايم، زيرا شما با خواندن نماز واجتماعات مذهبى و برپايى شعاير الهى ما همگى ادعا مى كنيم كه مؤمن هستيم و به هماناندازه كه ادعا مى كنيم، حسين متعلق به ماست، زيرا او براى ما و دين ما و خط ما ورفتار ما كشته شد. اندوهى كه شما نسبت به حسين احساس مى كنيد نشانه ايمان شماست واگر احساس بى تفاوتى و بى اعتنايى كنيد نشانه بى ايمانى شماست. موضوع روشن است؟ ازاين رو امام (علیه السلام) تأكيد مى كند كه پيروان ما كسانى هستند كه به خاطراندوه ما اندوهگين و به خاطر شادى ما شاد مى شوند. ما در اين روزها سخت احساس غم واندوه مى كنيم، بيش از وقتى كه عزيز يا دوست يا خويشاوندى را از دست داده باشيم.چرا اندوه بر حسين بيشتر است اى برادران؟
مبالغهنمى كنم و شعر هم نمى گويم، اين حقيقت است. انسان وقتى دوست يا نزديكى را از دستمى دهد ناراحت مىَ شود. چرا؟ چون پشتيبان يا تكيه گاه يا عزت يا سرپرستى يا مال اورا از دست داده است.
خدماتحسين به دين فراتر از هر خدمت ديگرى است. خدمت هيچ يك از برادر و پدر و خويشان ودوست و ياور من مانند خدمات حسين نيست. وقتى من براى پدرم اندوهگين مى شوم، بايدبراى حسين بيشتر اندوهگين شوم. پدر بودن حسين براى من فراتر از پدر بودن پدرم براىمن است. بنابراين ما صبح و عصر و شب و همه وقت مجلس عزا به پا مى كنيم تا نشاندهيم اندوه ما بر حسين (علیه السلام) فراتر از هر اندوه ديگرى است. ما براى از دستدادن عزيزانمان يك يا دو بار يا يك هفته، چهل روز يا يك سال مراسم عزا مى گيريم،ولى براى حسين (علیه السلام) اين مراسم هر سال و هر زمان در روز عاشورا و دهه اولمحرم صبح و عصر و شب برگزار مى شود. اين نشانه چيست؟ نشانه آن است كه مى خواهيمافزون بر زبان با عمل خود نيز ثابت كنيم كه ما عظمت اين مصيبت و اندوه بسيار آن وتأثير عميق اين شهادت را در دلهاى خود احساس مى كنيم. حسين(علیه السلام) پيش ازانكه شهيد ديگران باشد، شهيد ما است. ما ناراحتيم چون چيزى كه متعلق به ما بود ازدست داده ايم. ما پدر و مادر و دوست و ياور و تكيه گاه و عزت و سرپرست و همه چيزخود را از دست داده ايم به ويژه آنكه احساس مى كنيم او به خاطر ما فداكارى كرد.يعنى چه براى ما فداكارى كرد؟
آيامبالغه مى كنم؟ نه، مى گويم براى ما، بله. ممكن است كسى به خاطر حفظ مال شما كشتهشود يا به خاطر حفظ عزت و آبروى شما كشته شود. ولى حسين به خاطر حفظ همه اينهابراى من و شما كشته شد. اين احساس اندوه عميق ما در واقع احساس تقدير عميق است، مااحساس مى كنيم كه مديون حسين هستيم و نمى توانيم اين دِين خود را ادا كنيم و اوخدمتى كرده و فضل و منتى بر ما دارد كه هيچ چيز با آن برابرى نمى كند و ما توانجبران آن را نداريم.
باتوجه به اين مقدمه ما نخستين عزاداران و اندوه داران براى امام حسين (علیه السلام)هستيم و نخستين كسانى هستيم كه قدردان فداكارى هاى اوييم. از اين رو بايد خدماتىانجام دهيم، نه به خاطر جبران و غرامت، چرا كه او فداكارى نكرده تا چيزى در قبالآن از ما دريافت كند. خدمت ما به حسين تأكيدى است بر موفقيت و پيروزى او در جهاد.ما وقتى اهداف امام حسين (علیه السلام) را اجرا مى كنيم، در حقيقت بر پيروزى حسين (علیهالسلام) مى افزاييم، حسين به خاطر چه كشتهشد؟براى دين، پس هر چه دين ما بيشتر و عميق تر شود، حسين بيشتر پيروز مى شود. اگر درجهان يك درجه از دين وجود داشته باشد حسين صد درجه پيروز شده است و اگر صد درجه ازايمان وجود داشته باشد حسين بسيار بيشتر موفق شده است. درست است؟
بنابراينما اجتماع كنندگان در اين مسجد مقدس و در اين روز بزرگ، پيش از هر كس ديگر بايدپيام عاشورا را درك كنيم. چرا گريه مى كنيم؟ چرا اندوهگينيم؟ بايد بفهميم وظيفه مادر برابر اين مسأله چيست؟ اين وظيفه بايد نمود پيدا كند و با زبان و قلب ما تحققيابد. بايد در كارها و احساسات و زبان و نيت ما كاملا ظهور يابد، زيرا ما نخستينكسانى هستيم كه از فداكارى هاى حسين قدردانى مى كنيم، به خاطر او اندوهگين مى شويمو براى تحقق اهداف او تلاش مى كنيم. وقتى به اين فكر مى كنيم كه حسين (علیهالسلام) چيزى براى خود نگه نداشت، و از بذل مال و آبرو و خانواده و كودكان ودوستان و ياران خوددارى نكرد و همه چيز حتى جان خود را فدا كرد، درمىِ يابيم كهخدمات او برابر با همه خدمات است. فكر مى كنيد حسين (علیه السلام) پسرش را دوستنداشت؟ آيا تنها من و شما فرزندانمان را دوست داريم؟ چطور فرزندش را دوست نداشت درحالى كه بر سر پيكر بى جان على اكبر بدون هيچ گونه تعارفى آشكارا گفت: « عَلَى الدُّنْيَابَعْدَكَ الْعَفَا.[3]»؛«پس از تو دنيا هيچ ارزشى ندارد ...» آيا درك نمى كرد كه پسرش جوان است ونمى خواهد كشته شود؟ وقتى بر سر جنازه عباس مى رسد، آيا حسين برادرش را دوستنداشت؟ آيا وجود اين برادر و قدرت و تأثير او در زندگى را درك نمى كرد؟ چقدر اوبراى اين برادر زحمت كشيده بود و از اين رو در رويارويى با مصيبت او گفت: «اكنونكمرم شكست»
بنابراين،امام حسين (علیه السلام) نيز برادران و فرزندانش را دوست داشت، زندگى را دوستداشت، آسايش را دوست داشت، همه نعمت هاى خداوند را در روى زمين دوست داشت ولى بهخاطر من و شما از قربانى كردن هيچ يك از آنها فروگذار نكرد و هر آنچه داشت براىسعادت شما و سعادت من داد. وظيفه ما در برابر اين خدمت چيست؟
اگرمن يك ساعت از آسايش يا وقت خود را فدا كنم يا از برخى عادات خود دست بردارم ياواجبات را انجام دهم و گناهان را ترك كنم، آيا فكر مى كنيد كار دشوارى انجامداده ام؟ هر چقدر هم اين كارها دشوار باشد، حسين (علیه السلام) دشوارى ها وسختى هاى بيشترى تحمل كرده است. كسى نگويد من به فلان گناه عادت كرده ام، چگونه ازمن مى خواهيد آن را ترك كنم؟ اين كار دشواراست. اين كار هر چقدر سخت باشد، حسين (علیهالسلام) كارى بسيار سخت تر از آن انجام داد. مى گويى سخت است كه بخشى از وقت خودرا مثلا به نماز يا حج يا اداى حقوق اختصاص دهم. مى گويم وضعيت حسين (علیه السلام)سخت تر و دشوارتر از وضعيت تو بود ولى خوددارى نكرد.
«هَلْجَزَاء الاحْسَانِ الا الاحْسَانُ»؛ «مگر پاداش احسان جز احسان است؟»[4] حسين به شما نيكى و خدمت كرد،آيا شما نمى خواهيد با عملى ساختن اهداف حسين (علیه السلام) به خودتان نيكى كنيد؟
بنابراينبه همان اندازه كه در اين روزها احساس مصيبت و اندوه عميق و نيز احساس قدردانىفراوان مى كنيم به همان اندازه بايد بازنگرى جديدى را در مورد زندگى و اوضاعمانآغاز كنيم و خط تازه اى براى رفتار و سلوكمان برگزينيم، بايد تجسم حسينى بودن روىزمين باشيم. در اين زمان چقدر ما نيازمند حسينى بودن هستيم. حسينى بودن يعنى اينكهانسان به اوج فداكارى و بخشش و وفادارى و خدمت برسد، بتواند بيشترين خدمت و عطا وبخشش را ارائه دهد، به بالاترين مرتبه عفو و گذشت برسد. فكر مى كنيد وقتى عصبانىمى شويد، خيلى سخت است كه از غرور و خودخواهى خود دست برداريد، درست است كه اينكار سخت است ولى آيا آنچه حسين انجام داد برايش سخت نبود؟
بنابراين،در سايه ياد حسين و در سالگرد شهادت حسين مى كوشيم تا دوباره زندگى خود را اصلاح وتنظيم كنيم.
برادران! ما به عنوان افراد، خانواده ها، شهر و امت، اوضاع داخلى وخارجى مان به هيچ شكل مطلوب نيست. هيچ يك از كمالات نفسانى در ما وجود ندارد و دربرابر جهانيان نيز امتياز و كمال نداريم. هيچ عزت و افتخارى نداريم. هيچآرمان گرايى در اخلاق نداريم، هيچ آرمان گرايى در زندگى و برخورد با ديگراننداريم، آرمانى در تربيت فرزندان نداريم، اوضاع نامطلوبى داريم. نمى خواهم در اينباره توضيح دهم. مسئول اين وضعيت خود ما هستيم. «ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللّهَ لَيْسَبِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ»؛ «اين پاداشاعمالى است كه پيشاپيش به جاى آورده ايد وگرنه خداوند به بندگانش ستم روانمى دارد.»[5]خداوند متعال متعلق به هيچ فرد يا امت خاصى نيست. ما خود مسئول وضعيت خود هستيم وخود قادر به تغيير آن هستيم. اين فرصت، يعنى ايام عاشوراى امام حسين (علیه السلام)فرصت خوبى براى تغيير همه اوضاع است. چرا؟ چون زيربنا و اساس و خطوط اصلى زندگى ماو راهى كه در زندگى مى پيماييم اشتباه است، چون راه حسين نيست. از امروز و در پرتونام و ياد حسين ميتوانيم در راه حسين حركت كنيم و در خط او گام برداريم و شهادتحسين (علیه السلام) را قدر بدانيم و بر مصيبت بزرگى كه از حسين (علیه السلام) بهما رسيده است اندوهگين باشيم و اين مصيبت را جبران كنيم.
چگونهمى توانيم حسينى باشيم و در خط حسين حركت كنيم؟ وقتى كه فداكارى كنيم، خدمت كنيم،بكوشيم و از چيزى فروگذار نكنيم، وقتى كه به تمام معنا از غرور و خودخواهى خود دستبرداريم. ما تجربه هايى را پيش چشم داريم. تجربه فلسطين را كه در برابر ديدگانماناست، تصور كنيد. دولت ها و گروه ها و ملت ها و اسلحه ها و ثروت ها و ميليون هاانسان نتوانستند كارى انجام دهند، ولى چند نفر فدايى از جان گذشته و جان بر كفتوانستند اين جماعت و كيان اين كشور را تكان دهند. چطور تعدادى فدايى توانستندچنين كنند؟ تعداد آنان پانصد يا چهارصد نفر است. به طور دقيق كسى نمى داند همينقدر مى دانيم كه تعدادشان كم است و گروهى اندك از مردم هستند.
اينهارا مى گويم تا خود را كوچك و حقير نشمارى، نگويى من در عرصه زندگى چه كارىمى توانم انجام دهم؟ همه كار مى توانى انجام دهى ولى به شرط آنكه اين خودبينى رااز خود دور كنى و در خط حسين (علیه السلام) باشى و بتوانى آنچه از تو مى خواهند،آنچه راه مبارزه از تو مى طلبد، آنچه چالش هاى زندگى اقتضا مى كند و هر آنچه نيازاست، تقديم كنى.
مااگر توانستيم از راحتى خود چشم بپوشيم و به كار و تلاش بپردازيم و اگر توانستيم ازعادت هاى خود دست برداريم، مى توانيم تعالى پيدا كنيم. اگر توانستيم كينه هاى خودرا كنار بگذاريم مى توانيم به مرتبه اى بالاتر برسيم و با يكديگر دوستى كنيم وبرادر باشيم و دست يارى به هم بدهيم. اگر عادت هاى عمومى خود را كنار گذاشتيم يعنىاز اينكه بگوييم اين خواست مردم است و مُد و جريان ها و موج هاى اجتماعى اين چنيناست، دست برداريم. آيا حسين(علیه السلام) بر خلاف جريان حركت نكرد؟ آيا حسين(علیهالسلام) در برابر ستمگران از بزرگ و كوچك و با همه اسلحه ها و سپاهيان و افكار وآراء و خدمات و تبليغات آنها نايستاد؟ او به تنهايى با اين جريان ها و جبهه هامخالفت كرد و از بذل هيچ چيزى خوددارى نكرد و همه چيز را تقديم كرد.
اگرمى خواهيم به خط حسين و هدف حسين برسيم و شكوه و عزت خود را بازيابيم و زندگى خودرا احيا كنيم بايد در راه حسين(علیه السلام) حركت كنيم. اما اگر مى خواهى آسايش وثروت و خوشبختى و خو دخواهى و ... خود را نگه دارى، در همان موقعيتى كه هستىمى مانى و به اندازه سر سوزنى تغيير نمى كنى. تو از بيست سال پيش تا كنون همينبوده اى و از امروز تا بيست سال ديگر نيز همين خواهى بود تا اينكه بميرى و همهبميريم. اگر مى خواهى همان گونه كه بوده اى باشى، هدفت را مشخص كرده اى و هدفكوچكى براى خود مشخص كرده اى و همچون سنگ در جا زده اى و تغيير نكرده اى، ولى هراندازه تلاش كنى بالاتر روى و تعالى يابى و پيشرفت كنى مى توانى بخشى از خودبينىخود را كنار بگذارى.
بنابرايندر امروز و در سايه نام و ياد حسين بزرگ مى توانيم صفحه جديدى از زندگى خود را ورقبزنيم. اين نكته را به طور كوتاه به خود و شما مى گويم و اعلام مى كنم كه ما درآستانه فصلى جديد از زندگى خود هستيم، در برابر فرصتى تازه از زندگى خود هستيم.مى توانيم رويكرد و جهت خود را عوض كنيم و به همان سويى كه حسين(علیه السلام) رفتبرويم و به وضعيتى بهتر از آنچه امروز داريم برسيم، براى اينكه به اين هدف برسيمبايد با نام و ياد حسين(علیه السلام) زندگى كنيم، در مجالس عزادارى حضور يابيم،گوش كنيم، و به فكر فرو رويم و به خود آييم و غم و اندوه در رفتار و لباس و خانه وشب زنده دارى ما نمود پيدا كند و به اين شكل با نام و ياد حسين(علیه السلام) زندگىكنيم. زيرا براى انسان سخت است كه خود را تغيير دهد. ولى وقتى صحنه هاى باعظمتكربلا را به ياد مى آورى و اين مصيبت ها و فداكارى ها و خدمات را به ياد مى آورىبه يكباره تكانى مى خورى و دگرگون مى شوى.
پيشاز شما نيز جماعتى در مثل اين روز دگرگون شده اند. عبيدالله بن حر جعفى، آيا مردىعثمانى نبود؟ يعنى ادعاى خون خواهى خليفه عثمان را از امام نداشت؟ او مردى گمراهبود ولى در چنين روزهايى يكباره از خط باطل به خط حق تغيير مسير داد. چنين چيزىممكن است.
برادران!اين مسئله نياز به بحث و گفت وگو و استدلال ندارد. در اين فرصت مى توانيد برنامه وخط مشى جديد در پيش بگيريد و زندگى شخصى و عمومى خود را اصلاح كنيد و براى امت وبرادران و فرزندان خود عزت و سربلندى به ارمغان آوريد. مى توانيد اين وضع را تغييردهيد. شما مسجديان و نمازگزاران و روزه داران و سجده كنندگان و برپادارندگان شعايرالهى نسبت به ديگران مقدم هستيد. شما شروع كنيد. اين، زندگى نيست برادران، بلكهمرگ تدريجى است. زندگى كردن با گرفتارى و خوارى و كينه توزى و مصيبت و منتظر حركتديگران ماندن تا آنان سرنوشت او را تعيين كنند، اين، زندگى نيست، مرگ است، و خدا ورسول او هرگز براى ما چنين نخواسته اند و ما بايد نخستين كسانى باشيم كه تلاشمى كنيم و تغيير مى دهيم و آغاز مى كنيم، زيرا ما به همان اندازه كه دين داريم، بههمان اندازه متعلق به حسين هستيم و به همان اندازه و بيش ازديگران حسين به ما تعلقدارد.
پسبياييد از همين روزهاى مبارك آغاز كنيم، بى گمان خداوند سبحان نيز از ما دستگيرىخواهد كرد و به ما توفيق خواهد داد و ما را از ياران حسين(علیه السلام) قرار خواهدداد. والسلام عليكم.[6]
[1] لعمات الحسين/وصيت حضرت به محمد بن حنفيه ..... ص :15
اين وصيّت را محدّث قمّى در«نفس المهموم» ص 45، از علّامه مجلسى در «بحار الانوار» از محمّد بن أبى طالبموسوى آورده. و نيز در «ملحقات إحقاق الحقّ» ج 11، ص 602، از خوارزمى در كتاب«مقتل الحسين» ج 1، ص 188 طبع نجف آورده است. و در «مقتل علّامه خوارزمى» ج 1، ص188 موجود است .
[2] اعيان الشيعة، ج 1، ص 581. اين بيت، از يك قصيده طولانىاست كه شاعر و خطيب كربلا، مرحوم شيخ محسن ابوالحبّ(متوفّاى 1305 ق) سروده است( تراثكربلا، سلمان هادى الطعمة، ص 86)
[3] بحار الانوار(ج 45) /بقية الباب 37 سائر ما جرى عليهبعد بيعة الناس ليزيد بن معاوية إلى شهادته صلوات الله عليه ..... ص : 1
[4] رحمن (55)، 60
[5] آل عمران (3)، 182 و انفال(8)، 51
[6] منبع : به سوى خط حسينى، ص: 1
برچسب:
نویسنده: احمد