خرید بک لینک

سوال:

1- اين روزها شاهديم که در روز روشن اراذل و اوباش در شهر و مسير بين شهري مزاحم خانم هايي مي شوند که پوشش تحريک کننده و آرايش غليظ دارند با توجه به اين که خود اين خانم ها خود مقصرند و از سويي احتمال خطر جاني و آسيب بدني از سوي اراذل وجود دارد آيا هنگام مزاحمت براي اين خانمها امر به معروف و نهي از منکر واجب است؟

....


سوال:

1- اين روزها شاهديم که در روز روشن اراذل و اوباش در شهر و مسير بينشهري مزاحم خانم هايي مي شوند که پوشش تحريک کننده و آرايش غليظ دارند با توجه به اينکه خود اين خانم ها خود مقصرند و از سويي احتمال خطر جاني و آسيب بدني از سوي اراذلوجود دارد آيا هنگام مزاحمت براي اين خانمها امر به معروف و نهي از منکر واجب است؟

2- برخي از افرادي که مزاحم نواميس مردم مي شوند شخصيت ضد اجتماعي Antisocial personalitydisorder يا سايکوپات دارند و اين افراد دچار بيماري رواني مادامالعمر هستند و امر به معروف درباره شخصيت ضد اجتماعي اثر ندارد آنها به دليل بيمارياز قانون و زندان و پرخاشگري و فحاشي و چاقوکشي و...ترسي ندارند، تکليف شرعي ما چيست؟


پاسخ:

از شرايط امر به معروف ونهي از منکر اين است :

1.احتمال بدهدکه امر و نهي او اثر داشته باشد، پس اگر احتمال عقلايي ندهدکه امر و نهي او اثر دارد وجوب آن ساقط مي شود.

2.آن که در امر و نهي او مفسده و ضرري نباشد پس احتمال عقلايي به ضررو مفسده ساقط مي شود.

3و4و5...

بنابر دو شرط بالاامر ومعروف نهي از منکر واجب نيست يعني بايد حفظ جانکند و بايد به کساني که مسئول رسيدگي به اين امور هستند (مثل نيروي انتظامي و غيره)اطلاع دهند[1] .

________________________________________

پيام مشاور : آشنايي با اختلال شخصيت ضد اجتماعي

انواع مختلفي از رفتارهايي که مطابق ارزشهاي جامعه و قانون ارتکاب بهآنها «نهي يا جرم» تلقي شده است؛ در افراد دچار شخصت ضد اجتماعي ديده ميشود. «دروغگويي، فرار از مدرسه و خانه بهصورت مکرر، دزدي، نزاع، سوء مصرف الکل و مواد، تجاوز(به همجنس يا غيرهمجنس )، بد رفتاري با همسر و فرزندان » فقط نمونههايي از اعمال ورفتار اين بيماران است. افراد ضد اجتماعي در به بازي گرفتن ديگران مهارت دارند و بهراحتي ميتوانند ديگران را براي شرکت در طرحهايي که براي بدست آوردن پول و شهرت نزديکترينراه است، راغب سازند. شايد اصطلاح «مردان گوش بر يا گول زن» بتواند ويژگيهاي افرادضد اجتماعي را در خود جمع کند.

با وجود اعمال ضد اجتماعي و خلاف قانون و با اينکه اکثرا پروندههايمتعددي در محاکم قضائي دارند، ولي در اين افراد رفتار يا صحبتي که حاکي از پشيمانيو ناراحتي واقعي از اعمال گذشته باشد ديده نميشود و موقعي که از زندان آزاد ميشوند،فورا کارهاي ضد اجتماعي خود را از سر ميگيرند. گوئي اين افراد فاقد وجدان هستند. نکتهمهمي که شايد باعث تعجب شود اين است که ظاهر افراد ضد اجتماعي راضي کننده و حتي فريبدهنده است. فريبنده از آن جهت که افراد با ديدن بيماران ضد اجتماعي در ظاهرشان نوعيقابل اعتماد بودن را احساس ميکنند، ولي در پس اين روکش «تنش، خصومت، تحريک پذيري وخشم» نهفته است.

همچنين اين بيماران موقع صحبت (مصاحبه) با هوش کلامي خود افراد (درمانگر)را تحت تأثير قرار ميدهند. آنها وقايع و کارهاي غير قانوني خود را (بعد از تحريف حقايق)با «آب و تاب» و شرح جزئيات هيجان انگيز بيان ميکنند. افراد ضد اجتماعي با اين تواناييخود با تجربهترين پزشکان را هم ميتوانند فريب دهند.


يک مثال

«نوجواني 17 ساله پس از بازداشت شدن توسط پليس، حادثه منجر به بازداشترا اينگونه توضيح داد: من ماشين را دزديدم و وقتي يک افسر پليس جلو آمد او را زير گرفتمو به سرعت به سمت مخالف خيابان پيچيدم. خيلي زود سرعت من به صد کيلومتر در ساعت رسيد.وقتي به موانع خيابان رسيدم تصميم گرفتم از آنها بگذرم. يک گلوله به سوي ماشين شليکشد و به يکي از چرخها اصابت کرد و با ماشين به داخل يک گودال پيچيدم و آنها (پليسها)مرا دستگير کردند. ولي ارزش داشت چه هيجاني»


ملاکهاي تشخيص اختلال ضد اجتماعي

الگوي مستمر بياعتنايي و زير پا نهادن حقوق ديگران که از پانزده سالگيشروع ميشود و وجود سه علامت (يا بيشتر) از علائم زير براي تشخيص ضروري است.

1. ناتواني براي سازگاري با موازين اجتماعي و قانوني که با دست زدن بهاعمال تکراري زمينه ساز دستگيري، تظاهر نمايد.

2. فريبکاري، که با دروغ گويي مکرر ، استفاده از نامهاي غير واقعي يا«گوش بر» براي نفع و لذت شخصي، مشخص ميشود.

3. رفتار تکانشي (لحظهاي) و ناتواني براي طرح ريزي پيشاپيش.

4. تحريک پذيري و پرخاشگري که با نزاع و حملات فيزيکي مکرر تظاهر ميکند.

5. بياحتياطي نسبت به ايمني (سلامت) خود و ديگران.

6. عدم احساس مسئوليت مستمر که با ناتواني مکرر براي حفظ شغل و عدم احترامبه تعهدات مالي تظاهر ميکند.

7. فقدان احساس پشيماني، که با بيتفاوتي يا دليل تراشي نسبت به آزار،بد رفتاري يا دزديدن مال ديگران، تظاهر ميکند.

8. سن فرد بالاي 18 سال است.

9. شواهد اختلال سلوک با شروع قبل 18 سالگي وجود دارد.

10. وقوع رفتار ضد اجتماعي منحصراً در جريان اختلال اسکيزوفرني يا اختلالماني نيست.


تشخيص افتراقي اختلال ضد اجتماعي


اختلال سلوک

اگر ملاکهايي براي تشخيص وجود داشته باشد ولي سن فرد موقع تشخيص از15 سال پايينتر باشد تشخيص «اختلال سلوک» گذارده ميشود (اختلال سلوک بر روي محورI کد گذاري ميشود).


رفتار غير قانوني

افراد زيادي کارهايي انجام ميدهند که بر خلاف قانون يا ارزشهاي اجتماعاست ولي تمام آنها تشخيص ضد اجتماعي دريافت نميکنند. با توجه به اينکه رفتار ضد اجتماعيشامل زمينههاي متعدّدي از زندگي شخص دچار اختلال ميشود، از رفتارهاي غير قانوني قابلتشخيص است. در زير به علت شناسي اختلال ضد اجتماعي پرداخته ميشود.


عوامل زيست شناختي اختلال شخصيت ضد اجتماعي

مطالعات آزمايشي نشان داده است که افراد ضد اجتماعي کوچکترين اضطرابيدر مورد تنبيه شدن و ناراحتيهاي آينده (نتيجه کارها) ندارند. به عنوان نمونه در يکآزمايش دو گروه آزمودني (گروه اول: افراد سالم، گروه دوم: افراد دچار شخصت ضد اجتماعي)در انتظار دريافت شوک الکتريکي قوي به پوستشان بودند. (قبلا دستگاههاي اندازه گيريبه پوست دو گروه وصل شده بودند). نتايج نشان داد افراد سالم هرچه به زمان دريافت شوکنزديک ميشدند، تنش و اضظراب بيشتري نشان ميدادند و در لحظه وارد شوک، مقاومت پوستشانبصورت ناگهاني يافت (علامت افزايش اضطراب).

ولي هيچ يک از افراد ضد اجتماعي چنين واکنش پوستي که حاکي از اضظراب درآنها باشد، نشان ندادند. تحقيقات بيشتر اين فرض را مطرح ميکنند که ممکن است دستگاهعصبي خودکار در افراد ضد اجتماعي از همان آغاز تولد «کم واکنش» باشد. چنين کمبودي ميتواندتبيين کند که چرا اين افراد اين همه به دنبال شور و هيجان هستند و تنبيه و مجازات نميتواندآنها را از کارشان باز دارد.


عوامل خانوادگي اختلال شخصيت ضد اجتماعي


نظريه روانکاوي

نظريه روانکاوي، رشد وجدان (فرا خود) را به ميزان رابطه محبت آميز کودکبا والدين وابسته ميداند. در يک خانواده سالم چنين محبتي باعث ميشود که کودک «ارزشهايوالدين خود را (که بازتاب ارزشهاي جامعه است) دروني سازد (قبول کند) چون دوست داردمانند والدين خود باشد و از اين ميترسد که اگر بر خلاف خواستههاي (ارزشهاي) والدينرفتار کند از محبت آنها محروم شود. بدين ترتيب کودکي که از والدين خود محبتي دريافتنکرده، ترسي هم براي از دست دادن آنها ندارد و در نهايت وجدان (فرا خود) در آنها تشکيلنميشود. اين نظريه اگر چه منطقي بهنظر ميرسد، اما نتايج تحقيقات نشان دادهاند کههمه کودکان محروم از محبت والدين شخصيت ضد اجتماعي نميشوند و برخي از کودکان برخورداراز محبت والدين نيز ضد اجتماعي شدهاند.


نظريه يادگيري اجتماعي

براي کودک «جامعه» و بويژه «والدين» الگوهاي خوبي براي «تقليد و يادگرفتن»نوع رفتار مورد قبول ارزشهاي جامعه است. در بعضي از خانوادهها کودک ياد ميگيرد کهبا«جذاب بودن ، دوست داشتني بودن و توبه کردن» ميتواند از تنبيه کار بد خود معاف شود.چنين الگويي ميتواند به اين يادگيري منجرشود که «نوع کردار (رفتار) مهم نيست بلکهتوانايي وانمود کردن، توبه کردن و پشيماني» از همه مهمتر است.


درمان اختلال ضد اجتماعي


روان درماني

اگر شخصيتهاي ضد اجتماعي از حرکت بازداشته شوند (مثل بستري کردن در بيمارستان)همچنين «گروههاي خود ياري» بيشتر از زندان و بيمارستان رواني براي اين افراد مفيداست. نکته مهم در روان درماني اين افراد ايجاد محدوديتهاي صريح قبل از شروع درماناست.


دارو درماني

درمان دارويي بيشتر براي بهبود علائم اضطراب، خشم يا افسردگي همراه بارفتار ضد اجتماعي مورد استفاده قرار ميگيرد. اما چون اين افراد اکثرا سوء مصرف الکلو مواد داشتهاند، بايد در تجويز داروها احتياط کرد


پي نوشت ها:

-------------------------------------------------

1 ملحقات رساله مراجع،ج2،ص765. . http://daneshnameh.roshd.ir

منبع بخش اختلالات روانی/احکام روانشناختی آیة الله مکارم شیرازی

برچسب: نویسنده: احمد تاريخ: يکشنبه 19 13 ساعت: 2:50

صفحه بندی