خرید بک لینک

موضوع سخن: ویژگی دین اسلام (عظمت و بزرگواری امام حسین علیه السلام)

مقام عالم متعلم

عالمي كه با علمش به ديگران انتفاع بدهد و علمش را در دسترس مردم بگذارد، این عمل او از عبادت هفتاد هزار عابد افضل و برتر است.«من عبادة سبعين الف عابد».[1]


موضوع سخن: ویژگی دین اسلام (عظمتو بزرگواری امام حسین علیه السلام)

مقام عالم متعلم

عالمي كه با علمش به ديگران انتفاع بدهد و علمشرا در دسترس مردم بگذارد، این عمل او از عبادت هفتاد هزار عابد افضل و برتر است.«من عبادة سبعين الف عابد».[1]

حضور در نماز جماعت اهل تسنن و قرائتروایت نبوی

بنده در جده كه بودم، ديدم وقتي امام جماعت نمازرا خواند، يك عده فوري رفتند، يك عده هم در مقابل امام جماعت ساكت نشستند.

روايت نبوي را براي آنها خواندم وگفتم: چرا شمامردم را نصيحت نمي كنيد؟ موعظه نمي كنيد؟ و حال اينكه رسول اكرم صلی الله علیه وآلهوسلم فرمودند: نسبت آن كسي كه نمازش را مي خواند و بعد مردم را موعظه مي كند و آنهارا به حيات و زندگي دائمي دعوت مي كند، مانندنسبت من به شماست. آيا پيغمبر قابل مقايسه با ما می باشد؟! آن كسي كه مردم را ارشادمي كند و به حيات دعوت مي كند، چنين مقاميدارد.

احکام اسلام، منطبق بر قوانین عقل

تمام تلاش ابناء دنيا براي چيست؟ براي اينكه مردمچيزي نفهمند. اين همه دعواها بر سر اين است كه مردم چيزي نفهمند. ولي وقتي فهم مردمبالا رفت؛ احكام اسلام را بهتر درك مي كنند. زيرا اين احكام بر قوانين عقل منطبق است.اما آنها مي خواهند كه مردم در جهالت بمانند.

فضل عالم بر عابد

حضرت فرمودند:«فضل العالم علي العابد كفضل القمر ليلةالبدر علي ساير الكواكب»[2].ماه در شب چهاردهم چگونه است؟ چطور ماه شب چهاردهم به ستارگان شرافت دارد، عالم همنسبت به عابد اينگونه است. عابد مي خواهد خودش را نجات بدهد؛ ولي عالم سعي مي كند كهبگيرد غريق را، مي خواهد كسي از بين نرود. اين است كه فرمود: صبح كن در حالی که یاعالمی، یا متعلم و یا مستمع و یا دوستدار اهل علم، «اغد عالماً او متعلماً او مستمعاً او محباًلهم»[3]. و پنجمينباش كه در معرض هلاكت خواهي بود.

درخواست امام حسین علیه السلام ازخداوند

امشب تعلق به ابا عبدالله علیه السلام دارد و مابايد از كلمات گهر بار ايشان استفاده بكنيم. دعاي ايشان اين بوده است كه «اللهم اجعل غنايفي نفسي و اليقين في قلبي»[4].یعنی پروردگارا! من از تو يقين مي خواهم.

البته مراتب يقين كلي مشكّك است، یعنی دارای مراتباست.

همچنين حضرت مي فرمايد كه «عميت عينٌ لاتراك»[5].یعنی كور باد! آن چشمي كه تو را نبيند. البتهکه دیدن او يقين مي خواهد.

راه رسیدن به مقام یقین

«اذا اراد الله بعبدٍ خيراً الهمه اليقين»[6].لازمنيست براي به دست آوردن يقين، انسان چله نشيني بكند و مثنوي بخواند، بلکه اگر از احكامثَنيّه ی سيد المرسلين مو به مو متابعت كرديد؛ به مرتبه اي مي رسيد كه پروردگار بهشما اعطاي يقين مي كند.

مرحوم آقا باقر بهبهاني (ره) وقتی مشغول به درسدادن بودند، فرمودند: امروز درس تعطيل باشد! همه بروند و فلان کس بنشيند. بعد به آنشخص فرمودند: چرا شما بدون طهارت در مجلس علم حضور پيدا كردي؟ مگر نمي داني كه در مجلسعلم ملائكه حاضرند! گفت: من مي دانستم آقا! و ليكن اگر در درس شما شركت نمی کردم؛ ديگراز كسي نمي توانستم این درس را استفاده بكنم و در ثاني، امكانات من در اين حد نبودكه بروم و غسل بكنم.

ايشان فرمودند تا پولي به او دادند و او را ملزمكردند كه دیگر در مجالس علم اين طور حاضر نشود!

اين چه علمي است؟ اين علم ازكجا آمده است؟ مگرآقا باقر بهبهاني (ره) چله نشيني كرده است آقاجان من؟! مبادا دنبال اين در و آن درو چله نشيني باشيد! «وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا».[7]

از كلاس اول -كه ترك محرمات و فعلواجبات است- به سمت بالا مي رويم، تا اينكهپروردگار، مقام يقين به شما مرحمت نمايد.

بنده خيلي توقعات دارم! اما اين مقامات بر مبنایسيره ی عقلاست، آقاجان! آیا آن قدري كه من از پروردگار توقع دارم، به انداز ه ی يكدرصد اين توقعات، عملي دارم كه خالص باشد؟

ثمرات تقوی در بیان سیدالشهداءعلیهالسلام

«اوصيكم بتقوي الله فان الله قد ضمن لمن اتقي عن يحولهعما يكره الي ما يحب و يرزقه من حيث لايحتسب»[8].حضرت مي فرمايند: پروردگار بر عهده گرفته، اشخاصي را كه فرمانبرداري مي كنند، از حالتيكه خوششان نمي آيد، به حالتي كه مورد رضايت آنهاست، برگرداند و آنها را از جايي كهگمان نمي كنند، اعطاي رزق بكند.

اهمیت عمل به علم

بعد ايشان مي فرمايد: «فاياك» یعنیبپرهيز! از اينكه از اشخاصي باشي كه ديگران را از گناهانشان مي ترسانند، تخويف و انذارمي كنند و آنها را از عاقبت امر بر حذر مي دارند و حال آنكه خودشان گرفتار گناه و معصيتهستند! و گناه خودشان را حساب نمي كنند و نمي دانند كه تمام گفتارهاي آنها برايشاندر قیامت حجت و قاطع عذر خواهد بود.

تمام اين احاديثي كه بنده براي شما مي خوانم، برخود من حجت است، و قاطع عذرهاي من در مقابل پروردگار است.

یاری پیغمبر صلی الله علیه وآلهوسلم در ماه شعبان

و اما در خصوص ماه شعبان، رسول اكرم صلی الله علیهوآله وسلم مي فرمايد: «الشعبان شهري رحم الله من اعانني علي شهري»[9].یعنی خدا رحمت كند كسي را كه مرا در اين ماه ياري كند. دعاي رسول اكرمصلی الله علیه وآله وسلم مستجاب است، عزیز من! حالببینیم که اعانت پیغمبر يعني چه؟

شما نمي توانيد مثل من باشيد

به امیرمؤمنان علیه السلام گفتند كه بعضي ها تقليدشما را درآورده اند و خودشان را به ستون مسجد بسته اند و ديگر با زن هاي خودشان معاشرتنمي كنند.

حضرت فرمودند: اينها بر خلاف سنت ثنيّه ی رسولاكرم صلی الله علیه وآله وسلم رفتار مي كنند. گفتند: يا اميرالمومنين! شما چرا بر خودتانسخت مي گيريد؟

حضرت فرمودند:«انتم لا تقدرون علي ذلك»[10].شما نمي توانيد مثل من باشيد، هر كس يك امكاناتي دارد.

«ولكن اعينونا بالشفاعة»[11].شما نمي توانيد آن قدمي كه امیرمؤمنان علیه السلام برداشته -العياذ بالله- برداريد.آنها روح و مقام عصمت اند، آنها مقام عصمت دارند.

مقام ما محدود است. (البته مقام انسانيت، از حیثیاتیلايتناهي است) اما آنها مقام عصمت دارند، آقاجان من! آنها غير از ما هستند.

جای آشتی هم باقی بگذارید

«لا تقدرون علي ذلك ولكن اعينونا بالشفاعة». يعنييك كاري بكنيد كه در روز قيامت جاي اين باشدكه شما را شفاعت بكنيم. يعني جاي آشتي باقي بگذاريد، آقاجان!

اين اشخاصي كه زيرگذر با هم دعوا مي كنند و بركت و كول همديگر مي زنند، وقتي کسی اينها راآشتي مي دهد، زیر گوش طرفین دعوا مي گويد:بابا اينقدر بر سر يكديگر نزنيد، جاي آشتي هم باقي بگذاريد، شما فردا مي خواهيد درروي همديگر نگاه بكنيد.

تمام درها را نسبت به پروردگار نبنديد، جاي آشتيهم باقي بگذاريد.

اسلام دين فطرت

اسلام دين فطرت است، از اينكه يك مجهول الهويتكه سر و پايش سَنّار ارزش ندارد، حرفهايي بزند، كتاب آيات شيطاني بنويسد، اثری ندارد. اينها حرفهای بیهوده است.

آن كسي كه معالم دينش را از روي اصول مُتقَن تحصيلكرده است، اين حرفها برايش هيچ معنايي ندارد، «كالحجر في جنب الانسان»[12].اصلاً مورد اعتناي آنها نيست.

اينها اسلام و مسلمين و پروردگار و صاحب شرع رادرك نكرده اند. اصلاً نفهميده اند كه قضايا از چه قرار است.

دعا برای بر طرف شدن اضطرابات قلبو نفس

اين اضطراباتي كه بر قلب و نفس ما حكمفرماست وما را بيچاره كرده است، برطرف شدن اينها را بايد از پروردگار خواست. يعني تشبُّث به صاحب شرع كرد و به وسيله ی ائمه درخواستكرد.

بايد ائمه را واسطه قرار داد، داداشجون!

آن وقت ها هر كس كه مي خواست امير شهر را ببيند،بايد يك وسائلي فراهم مي كرد، بايد وزير را می دید، نخست وزير را می دید،. معاون وزيررا می دید.

سعدي يك شعري دارد به اين مضمون:

در مير و وزير و سلطان را بي وسيلتمگرد پيرامن

سگ و دربان چو يافتند غريب اين گريبانبگيرد آن دامن

بايد داداش جون! ائمه را واسطه قرار داد.

شرع مطهر خیلی آسان گرفته است!

از بيمارستان تلفن زدند و يك مريضي از بنده مسئلهپرسيد كه آقاجان! اولاً لباسهاي مريض خانه نوعاً نجس است، متنجس است، آمپول مي زنند،پانسمان مي كنند، بدن من با خون متنجس مي شود. ثانیاً تخت من مقابل قبله نيست،کسی همنیست که تخت مرا رو به قبله برگرداند!

گفتم: باباجان! پله پله. اما مسئله اول، اگر شما بتوانيد ولو يك لباس از اين چندلباسي كه در بيمارستان به تن شما كرده اند را عوض كنيد، واجب است اين كار را انجامدهيد. اين كم كردن نجاست است. اگر هم نمي توانيد، با همين وضعیت نماز بخوانيد و نمازشما اعاده و قضا ندارد.

و اما مسئلة دوم،اگر كسي هست که تخت شما را رو به قبله برگرداند، خيلي خوب است؛ وگرنه خودت را تا حديكه مي تواني، رو به قبله برگردان. اگر شد، شد. نشد، نشد. نماز با اين رعايت قبله ازشما قبول مي شود. ببينيد آقا! شرع مطهر چقدرآسان گرفته است. در حد امكانات شما بايد شرع پياده بشود، داداش جون!

ماه شعبان را دریابید! (رفع اضطراباتقلب)

«رحم الله من اعانني علي شهري»[13].يعني اقبال بكنيد. ماه شعبان، ماه من است. خودتان را تصفیه بكنيد و بدانيد آن كسي كهآن اضطرابات را از قلب شما ازاله و برطرف مي كند، پروردگار است. «انت الذي ازلت الاغيارعن قلوبِ احبائك حتي لم يحبوا سواك و لم يلجؤوا الي غيرك»[14].

يك صلوات بفرستيد.

روایت فطرس و اباعبدالله علیه السلام

آن كساني كه احاديث مستند را ضبط مي كنند، مخصوصاًاين روايت را هم ضبط كرده اند كه فطرس[15]مَلكي بود كه نسبت به امتثال فرمان پروردگار يك قدري كُند حركت كرده بود و ديگر نميتوانست پرواز کند.

تعلقات مادی، مانع پرواز انسان

جنابعالي هم تا مادامي كه علاقه به ماديات داري،نمي تواني پرواز كني. يك وقتي يك كسي گفت: من در قم ديدم که پرواز مي كنم و پاهايمنسبت به هيكلم يك زاويه ی قائمه تشكيل داده و بالاي جمعيت حركت مي كنم و اين شعر رامي خوانم:

طَيَران مرغ ديدي، تو ز پاي بندشهوت به در آي تا ببيني طيران آدميت

پرواز فطرس به برکت اباعبدالله(علیهالسلام)

فُطرس وقتي كه فهميد اباعبدالله علیه السلام متولدشده است، خواهش كرد كه مرا ببريد، تا خودم را به قنداقه ی اباعبدالله علیه السلام بمالم.آمد و از رسو ل الله صلی الله علیه وآله وسلم اجازه گرفت و خودش را به قنداقه ی اباعبداللهعلیه السلام ماليد، وقتي كه خودش را به قنداقه ی ابا عبدالله علیه السلام ماليد، پروردگارپرهايش را به او اعطا كرد و پرواز كرد به سوي ملكوت.

تعبیر زیبای میرزا جواد آقا ملکیتبریزی(ره) از روایت فطرس

مرحوم ميرزا جوادآقا ملكي تبريزي در این باره جملهی قشنگي دارد. ایشان مي فرمايد: آن كسي كه سير الي الله مي كند، در چنين روزي كه روزميلاد حضرت اباعبدالله علیه السلام است، باید تلاش خودش را در تحصيل نجاتش قرار بدهدو بال روح و عقلش را كه راكد شده و از فعليت افتاده است، در اثر توجه به مقام مقدسابا عبدالله علیه السلام زنده و فعال كند. «حتي يطير مع الروحانيين في سماوات القربو الرضوان»[16].تا اينكه به آسمان قرب پرواز کند، داداش جون!

آگاهی از سِرِّ وحدت با قطع تعلقات

يك شعري است از شبستري که من مدتي به دنبال آنمي گشتم، خيلي شعر قشنگي است.

كسي از سرّ وحدت گشت واقف كه او واقف نشد اندر مواقف

حركت انسان، موقف- موقف است. يك موقف، موقف رياستاست، بايد بگذري. يك موقف، موقف پول است. اگر دلبستگي به پول پيدا كردم، بايد اين تعلقرا بزنم. و همچنین تعلق به چيزهاي ديگر و اين مزخرفاتي كه همه ی ما را مشغول كرده است.

كسي از سرّ وحدت آگاه مي شود كه در اين موقف هامتوقف نشود.

اگر مردي برون آي و سفر كن هر آنچه پيشت آيد زان گذر كن

خليل آسا برو حق را طلب كند شبي را روز و روزي را به شب كن

آن وقت غايت و انتهايش چطور مي شود؟

دهد مَر حق تو را هر چه تو خواهي نمايندت همه اشياء كما هي

قطع تعلقات، حقیقت حکمت عالی شرعی

البته در اول منظومه نوشته است كه اگر كسي آن حكمتعالي شرعي را بخواند، اشياء همانگونه که هستند(کما هی عليه) براي او نمايش پيدا ميكنند.

البته ايشان حکمت را بر بیانات خودشان منطبق کردهاست؛ اما معناي درست آن، زدن «تعلقات» است، آقاجان من!.

كسي از سرّ وحدت گشت واقف كه او واقف نشد اندر مواقف

در مواقف نبايد بايستي. پول را بايد بزني. مقامرا بايد بزني. شهوت را، اميال نفساني را، يكي پس از ديگري، همه را باید بزني.

یکی بودن ظاهر و باطن شیعیان

عرض كرد: يابن رسول الله من از شيعيان شما هستم.

حضرت فرمود: چيزي نگو كه خدا تو را در ادّعایتتكليف بكند. شيعيان ما كساني هستند كه دلهاي آنها از هر غشّ و دَغَل خالي است. شيعيانما حقه بازي ندارند، ظاهر و باطن شان يكي است.

بعضي ها داداش جون! اصلاً دروغ نمي گويند. توريهرا هم ولش كن، آقاجان من! «نهي النبي صلّي الله عليه و آله و سلّم عن الغرر»[17]گول نزن، آقاجان!

عرض كرد: يا اباعبدالله علیه السلام اگر خود راشيعه ندانم، پس بگويم چه كسي هستم؟

حضرت فرمود: شما بگوييد كه ما از مواليان و محبينشما هستيم.

صلواتی بفرستید.[18]



پی نوشتها:

[1] عن ابی جعفر عليه السلام قال: عالم ينتفع بعلمه افضلمن عبادة سبعين الف عابد.بحارالانوار ج2/18.

[2] سنن ابی داود ج2/175

[3] الكافي/ ج1/34 حديث 3

[4] اقبال الاعمال/349

[5] اقبال الاعمال/349

[6] غررالحکم/4133

[7] «هر آنچه رسول خدا برای شما آورد بپذیرید و آنچه نهیکرد، ترک نمایید».حشر/7

[8] قال الامام الحسين بن علی عليهماالسلام: اوصيکم بتقوی اللهفان الله قد ضمن لمن اتقاه أن يحوله عمايکره الی ما يحب و يرزقه من حيث لايحتسب فاياکان تکون ممن يخاف علی العباد من ذنوبهم و يأمن العقوبة من ذنبه فان الله تبارک و تعالیلايخدع عن جنته و لاينال ما عنده الا بطاعته ان شاء الله./تحف العقول/240

[9] اقبال الاعمال ج3/278

[10] بحارالانوار ج65/189

[11] بحارالانوار ج65/189

[12] مانند سنگی در کنار انسان. (کنایه از بی اهمیت بودنیک موضوع)

[13] اقبال الاعمال ج3/278

[14] «خدایا تویی که اغیار را از دلهای دوستانت جدا کردهای آن چنان که غیر تو را دوست ندارند و به غیر تو پناه نمی برند».کان من دعاء الامامالحسين بن علی عليهماالسلام. اقبال الاعمال/349

[15] بصائر الدرجات/88

[16] المراقبات میرزاجوادآقاملکی تبریزی/ شهر شعبان

[17] تذکره الفقهاء، علامه حلی. ج1/466

[18] منبع : سخنرانی مرحوم آیة الله حق شناس/ بنیادعلمی فرهنگی هاد(اخلاق.نت)

برچسب: نویسنده: احمد تاريخ: پنجشنبه 23 13 ساعت: 2:44

صفحه بندی