خرید بک لینک

سیـّد جلیل ، علی نقی کشمیری ، فرزند صاحب کراماتباهره حاج سید مرتضی کشمیری- فرمود: از فاضل محترم جناب آقای سیدعباس لاری شنیدم کهفرمود: دراوقات مجاورت درنجف اشرف برای تحصیل علوم دینیه ، روزی ازماه مبارک رمضانطرف عصر، خوراکی برای افطار خود تدارک کرده درحجره گذاردم و بیرون آمده در را قفلکردم . پس ازادای نماز مغرب وعشا و گذشتن مقداریاز شب ، برگشتم مدرسه برای افطار کردن، چون به درحجره رسیدم، دست درجیب نموده کلید را نیافتم . اطراف داخل مدرسه را تفحص کردمو از بعضی طلاب که درمدرسه بودند پرسش نمودم اما کلید را نیافتم . به واسطه فشار گرسنگی و نیافتن راه چاره ، سخت پریشانشدم ؛ ازمدرسه بیرون آمده متحیرانه درمسیرخود تا به حرم مطهر می رفتم و به زمین نگاهمی کردم، ناگاه مرحوم حاج سید مرتضی کشمیری اعلی الله مقامه را دیدم . سبب حیرتم راپرسید، مطلب را عرض کردم، سپس با من به مدرسه آمد و مقابل حجره ام فرمود: می گویند نام مادر موسی را اگر کسی بداند و بر قفل بستهبخواند باز می شود، آیا جده ما حضرت فاطمه علیها سلام کمتر از اوست؟ سپس دست به قفلنهاد و ندا کرد : " یا فاطمة" ،قفل باز شد .[1]


پی نوشت:

[1]داستانهای شگفت ، شهید دستغیب، صص 133 و134

برچسب: نویسنده: احمد تاريخ: دوشنبه 27 13 ساعت: 4:36

صفحه بندی