مطالب دینی و اخلاقی
پس هستي انسان به آفرينش حق وابسته است و معرفت او نيز با معرفي حق، حاصل خواهد شد. ممكن نيست كه انسان در اصل هستي به خدا نيازمند باشد، ولي در معرفت نفس از او بي نياز. از اين رو خداوند همان گونه كه انسان را آفريده است او را نيز به خودش معرّفي مي كند. اگر چه در حديثي نوراني، شناخت پروردگار، موقوف به شناخت نفس انسان شده است: «من عرف نفسه فقد عرف ربّه»، اما حصول همين انسان شناسي (كه مقدّمه خداشناسي است) بهترين راهش رجوع به قرآن است تا ابتدا انسان، خود را آنگونه كه خدا تعريف مي كند، بشناسد. با اين كه براي شناخت خود، راههاي فراواني فرا سوي آدمي است، اما انسان با مراجعه به قرآن، هم خود را به خوبي مي شناسد و هم در نتيجه، خداي خويش و آغاز و انجامش را. آنگاه مي يابد كه در كجاست و به كجا مي رود و اين راه را چگونه بايد بپيمايد. قرآن، خدا را معرفي مي كند و انسان را خليفه او مي خواند. اگر ما اصل هستي را كه خداست بشناسيم، خليفه او را به خوبي خواهيم شناخت. اين راه، هم نزديك ترين طريق است؛ چون خدا از ما به ما نزديك تر است و هم آسان ترين راه؛ زيرا حركت از قلّه معرفت است به سوي دامنه. مسلّما اين حركت، بسيار سهل تر و سريع تر از آنجاست كه انسان بخواهد از دامنه هاي معرفت، افتان و خيزان به سوي قله بلندِ آن، خود را بالا بكشد.
برچسب:
نویسنده: احمد