خرید بک لینک

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

1- نام و نسب وى

نام گراميش «محمّد» است فرزند محمّد بن نعمان كه به «شيخ مفيد» ملقّب گشته و به «ابن المعلّم» معروف مى باشد. نجاشى نسب او را به تفصيل تا يعرب بن قحطان ضبط كرده است. گويند: يكى از دانشمندان اهل تسنّن بنام علىّ بن عيسى رمّانى در اثر مباحثه اى كه در يكى از موضوعات علمى با وى داشته او را به «مفيد» ملقّب ساخته است.


اجمالى از زندگانى شیخ مفید(ره)[1].[2]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

1- نام و نسب وى

نام گراميش «محمّد» است فرزند محمّد بن نعمان كه به «شيخ مفيد» ملقّبگشته و به «ابن المعلّم» معروف مى باشد. نجاشى نسب او را به تفصيل تا يعرب بنقحطان ضبط كرده است. گويند: يكى از دانشمندان اهل تسنّن بنام علىّ بن عيسى رمّانىدر اثر مباحثه اى كه در يكى از موضوعات علمى با وى داشته او را به «مفيد» ملقّبساخته است.

مدح و ثناى دانشمندان در باره وى

علماى علم رجال و تراجم از عامّه و خاصّه (شيعه و سنّى) با عباراتگوناگون و تعبيرات مختلفى وى را ستوده و هر كدام بگوشه اى از حيات درخشان اينبزرگمرد علم و عمل و دانش و تقوى اشارتى داشته اند. ابن حجر[3] گويد:

«وى از حدّ بسيار نازلى از خوراك و پوشاك برخوردار بود، دلى خاشع وعشقى فراوان به علم و دانش داشت. وى نزد دانشمندان بسيارى درس خوانده، و در مكتبفرقه اماميّه به اعلى درجه آن دست يافته و بآخرين قلّه هاى آن رسيده بحدّى كه درباره او گفته شده: او را بر هر پيشوائى در علم و دانش منّتى عظيم است.

پدرش در واسط معلّم بود و در همان جا متولّد شد و در عكبرى به قتلرسيد. گويند:

عضد الدّولة بزيارتش مى رفت و بهنگام بيمارى از وى عيادت مى كرد. وشريف ابو يعلى جعفرى كه داماد او است گفته: وى (مفيد) اندكى در شب مى خوابيد سپسبرخاسته بنماز و مطالعه و درس و تلاوت قرآن مشغول مى گشت».

عماد حنبلى [4] از ابن ابى طىّ حلبى نقل كردهكه وى گفت: «او يكى از بزرگان شيوخ اماميّه، و در علم كلام و فقه و جدل پيشتازاست. وى با قدر و منزلت بزرگى كه در دولت آل بويه داشت با اين حال با هر صاحب نظرىبه بحث و مناظره مى نشست. او بسيار صدقه مى داد، و كاملا فروتن بود، و نماز و روزهفراوان بجا مى آورد، و لباسى زبر و خشن به تن مى كرد، و عضد الدّولة زياد بزيارتوى مى رفت. مردى ميان بالا و لاغر اندام و گندم گون بود. هفتاد و شش سال عمر كرد وبيش از دويست تصنيف و تأليف از خود بيادگار گذارد. داستان تشييع جنازه او مشهوراست كه در آن روز هشتاد هزار نفر از شيعيان او را تشييع كردند، و در ماه مباركرمضان در گذشت. خدايش رحمت كند-».

و ابن نديم گويد[5]: «ابن المعلّم ابو عبد اللَّهكسى است كه رياست متكلّمان شيعه در عصر ما به او منتهى شده است، وى در صناعت كلاماز تمامى همگنان خود پيشى گرفته و بسيار باريك بين و ژرف نگر و خوش حافظه مى باشد.من او را ديده ام و او را مردى بلند پايه در علم و فضيلت يافته ام».

و نيز گويد[6]: «ابن المعلّم ابو عبد اللَّهمحمّد بن محمّد بن نعمان كسى است كه رياست همگنان او از شيعيان اماميّه در علم فقهو كلام و آثار به وى منتهى شده است».

دانشمندانى ديگر نيز بنوبه خود سخنانى در جلالت شأن و علوّ مقام وىگفته اند كه بجهت رعايت اختصار از ذكر آنها خوددارى مى شود، و آنچه گفته آمد مشتىاز خروار، و جرعه اى از درياى بيكران فضل و دانش اوست، و با اين حال از همين مختصركه مذكور شد نمودار مى گردد كه شيخ بزرگوار مفيد- رضوان اللَّه تعالى عليه- در هرفضيلتى از فضائل كه براى انسان كامل امكان دسترسى بآنست از علم و عمل و زهد و تقواو ديگر فضائل سر آمد معاصرين خويش است و از همه آنان در اين گونه فضائل گوى سبقترا ربوده است.

راستى كه او مصداق اتمّ و اكمل، و آيينه تمام نماى اين سخن امام علىعليه السّلام است كه فرموده:

«سعى كنيد تا چشمه سارهاى دانش، و چراغهاى ديجور، و ژنده پوش، و فراخدل باشيد، كه بدين صفات در آسمان معروف، و در زمين مذكور گرديد».

جامعيّت وى در علم و عمل

امّا در باره دانش او همين گفتار ابن حجر بس كه: «او را بر هرپيشوائى در علم و دانش منّتى عظيم است» صرف نظر از اينكه گفته: «وى به اوج قلّهدانش دست يافته و عشقى فراوان به علم و دانش دارد». و صرف نظر از گفتار ابن ابىطىّ كه: «وى در علم كلام و فقه و جدل پيشتاز است».

و امّا در باره عمل او، همين گفتار شريف ابى يعلى جعفرى در عبادت اوكافى است كه: «اندكى به شب مى خفت و سپس برخاسته به نماز و مطالعه و درسمى پرداخت»، و همين دليل است كه وى مردى شب زنده دار بوده چه كه نماز شب بهترينشاهد اخلاص و صفاى قلب و دعوى صدق ايمان است. و نيز بيشتر روزها را روزه مى داشتهكه ابن ابى طىّ گفته: «بسيار نماز و روزه بجاى مى آورد».

و امّا در زمينه زهد و سادگى و خشونت لباس و سطح پائين بودن زندگى وفروتنى قلبى وى به سخن ابن حجر گوش فرادار. و بايد دانست كه خشونت خوراك و پوشاكاز ويژگيهاى حضرت مسيح (علیه السلام)، و فروتنى قلبى از ويژگيهاى حضرات زكريّا ويحيى و مادر يحيى عليهم السّلام بوده است.

و امّا در زمينه انفاق، سخن ابن ابى طىّ را بخاطر بسپار، و در زمينهمجاهدت در راه خدا باين گفتار توجّه نما كه: «او را دويست تصنيف و تأليف است» صرفنظر از تدريس و تعليم او حتّى در ساعات نيمه شب چنان كه ابن ابى طىّ گفته است.

تمامى اين صفات و كمالات، از ايمان درست او به حق، و شدّت و سختگيرىوى در امور الهى، و استواريش در دين، و عمل خالصانه اش براى حق، و فنايش در ولايتمحمّد (صلی الله علیه و آله وسلم) و آل عصمت عليهم السّلام خبر مى دهد، و گواهىصادق بر همه اينهاست.

شاگردانى كه بدست وى تربيت يافته و در مكتب او پرورده گشته و ازشاخسار دانش او خوشه چيده اند كسانيند كه خود فخر بآنان افتخار مى ورزد، و روزگاراز شرفى كه بوجود آنان يافته بخود مى بالد، و هر كدام چون قمرى در فلك علم و دانش،و ستاره اى در آسمان فهم و كوشش مى درخشند.

در هر رشته اى از علوم ادبى، فقهى، اصولى، كلامى، تاريخى كه بنگرىشاگردان وى را در رديف اوّل از صاحبان آن علوم مى يابى، بلكه پاره اى از آنانپايه گذار و يا مجدّد آن علوم بوده اند، و نام گرامشان در طول تاريخ آن علومپيوسته بر سر زبانهاست. البتّه مرحوم شيخ مفيد كه استاد همه آنهاست رأس و رئيس واصل و ريشه تمامى ايشان بحساب مى آيد. راستى كه خداى سبحان - جلّ جلاله- تا چهاندازه نظر لطف و عنايت به وى داشته! نخستين بار بذر وجودش را در نژادى اصيل و بافضيلت بكاشت، سپس او را از ذهنى تيز، و حافظه اى نيرومند، و نبوغى سرشار، و عقلىكامل، و ژرف نگرى ويژه اى برخوردار ساخت، تا اينكه بدرجه اى از علم و دانش و فضيلترسيد كه دانشمندان عامّه و خاصّه بر استادى و تفوّق و برترى و پيشتازى وى گواهىداده اند، و كارش بجائى رسيده كه تأليف گرانمايه اش تمامى پر بار و متناسب بانيازهاى عصر خويش، و خود در مباحثاتش پيروز، و نظريّاتش همه صائب و درست مى باشد.

راستى كه مى توان موقعيّت اين بزرگ دانشمند را در ميان اقران وامثالش همچون قمرى در وسط آسمان و خورشيدى در ميان منظومه شمسى و شاه فرد ممتازگردنبند مرواريد تمثيل نمود.

راستى كه وى از همه معاصرينش نيكوتر، و خوش فهم تر، و در خوراك وپوشاك خشن تر، و از لحاظ عقل وافرتر، و از نظر علم و دانش برتر، و از جهت جهاد درراه خدا كوشاتر بود. زمان بوجودش ارج يافت، و مشام تاريخ از بوى خوشش تازه گشت، وزنان از زائيدن چون اويى عقيم گشتند.

ما كجا مى توانيم به كنه عظمت او پى ببريم، هرگز؟! اوصاف او درقلّه اى بلند و دور از دسترس است كه گامهاى وصف ما هر چند بلند باشد به فراز آننرسد، و هر چند بكوشيم به عشرى از فضايل و كمالات او دست نيابيم. پس ناگزير به عجزو ناتوانى خويش اعتراف مى كنيم و سخن را بهمين مقال بپايان مى بريم، و سلام و درودخداوندى را بر روان پاك وى نثار مى داريم.

گوهر پاك وى از مدحت ما مستغنى است فكر مشّاطه چه با حسن خدا دادكند

اساتيد وى

اساتيد و دانشمندانى كه مرحوم مفيد از خرمن دانش آنان بهره برده وآثار و احاديث پيامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) و آل عصمت (علیهم السلام) و ديگرمسائل علمى را از آنان روايت نموده بسيارند و تعداد آنان بالغ بر شصت نفر مى باشدكه در اينجا بنام ده تن از معروفين و مشهورين آنان ذيلًا اشاره اى مى رود[7]:

1- احمد بن محمّد بن حسن بن وليد قمّى 2- جعفر بن محمّد بن قولويهقمّى 3- علىّ بن محمّد بن زبير كوفى 4- محمّد بن علىّ بن حسين بن موسى بن بابويهقمّى (شيخ صدوق) 5- محمّد بن عمر تميمى بغدادى معروف به ابن الجعابى 6- محمّد بنعمران مرزبانى 7- محمّد بن احمد بن جنيد كاتب اسكافى 8- محمّد بن حسين بزوفرى 9-محمّد بن علىّ بن رياح قرشى 10- حسين بن علىّ بن ابراهيم معروف به «جعّل»

شاگردان وى

چنان كه گذشت شاگردانى كه در مكتب وى تربيت يافته اند جملگى ازبزرگان علم و استوانه هاى مذهب بوده اند كه از جمله مى توان: مرحوم سيّد مرتضى، وسيّد رضى (جامع نهج البلاغه)، و شيخ طوسى، و نجاشى، و سلّار، و مظفّر بن علىحمدانى (از سفراء امام زمان)، و كراجكى را نام برد، و تعداد آنان به شانزده تنمى رسد كه اسامى شريف آنان در مقدّمه بحار الانوار و غيره آمده است.

تأليف وى

همان طور كه در ابتداى مقال اشاره شد مرحوم مفيد بيش از دويست تصنيفو تأليف از خود بيادگار گذاشته كه دست غدّار روزگار اكثر آنها را از بين برده استو نام 194 كتاب از آنها در كتب تراجم و فهرستها آمده كه بجهت رعايت اختصار ازبرشمارى و تكرار آنها خوددارى مى شود [8]، و از معروفترين آنها مى توان از: الارشاد، و الجمل، و الفصولالعشرة، و امالى، و اوائل المقالات، و شرح عقايد صدوق، و مقنعه در فقه نام برد.

تاريخ ولادت و وفات و محلّ دفن وى

مرحوم شيخ مفيد در 11 ذى قعده سال 333 يا 338 در عكبرى كه از نواحىدجيل عراق است ديده بجهان گشود، و در شب جمعه چهارم ماه مبارك رمضان سال 413 دربغداد ديده از جهان بر بست. تشييع جنازه با شكوهى از وى بعمل آمد كه هشتاد هزارنفر در آن شركت داشتند، و مرحوم سيّد مرتضى در ميدان اشنان همان شهر بر وى نمازگزارد. پيكر او را نخستين بار در خانه اش دفن كردند و پس از چند سال به مقابر قريشانتقال داده شد و پايين پاى حضرت جواد عليه السّلام كنار آرامگاه استاد بزرگوارشابن قولويه بخاك سپرده شد.

وى مدّت هفتاد و پنج سال يا بيشتر در كمال عزّت و شرافت و سعادت و فضيلتو طهارت در اين دنيا زيست، و پس از عمرى تلاش و كوشش در راه تحقّق آرمانهاىالهى اش و دفاع از حقّ و حقيقت و شناساندن و چهره پليد باطل دار فانى را بدرودگفت. سلام و درود خداوند بر او در آن روز كه متولّد شد و در آن روز كه ديده ازجهان بر بست و در آن روز كه زنده از قبر بر انگيخته خواهد گشت [9].

پی نوشتها:

[1] كتبامالى بر خلاف ديگر كتب، مؤلف آنها غير از صاحب كتاب است، زيرا آن كس كه كتاب بناماوست «مملى» بمعنى املاءكننده است، و آنكه مطالب املاء شده را يادداشت كرده و سپسترتيب و تنظيم نموده و به نگارش آورده است مؤلف نام دارد. امّا از اين نظر كه لفظ«مؤلف» براى صاحب كتاب اصطلاح شده است ما عنوان «اجمالى از زندگانى مؤلف» رااختيار نموديم.

[2]ترجمه امالى شيخ مفيد/ اجمالى از زندگانىمؤلف/ص : 3

[3] لسانالميزان ج 5 ص 368.

[4] شذراتالذهب ج 3 ص 199

[5] فهرستابن نديم ص 266 و 293.

[6] فهرستابن نديم ص 266 و 293.

[7] براىاطلاع كامل از اسامى آنان به مقدّمه طبع عربى كتاب چاپ مؤسسه انتشارات اسلامىوابسته بجامعه مدرسين حوزه علميّه قم مراجعه شود.

[8] اسامىآنها در مقدمه طبع عربى چاپ مذكور به ترتيب حروف الفبا آمده است، طالبين رجوعفرمايند.

[9] اينشرح حال از مؤلف، ترجمه گزارش گونه اى است از مقدّمه عربى طبع اوّل كتاب كه بقلمتواناى استاد بزرگوارم جناب آقاى ميرزا على اكبر غفارى نگاشته شده است.

برچسب: نویسنده: احمد تاريخ: شنبه 9 13 ساعت: 4:36

صفحه بندی