خرید بک لینک

آنقدر كنار جاده ها نشسته ام

آنقدر دل به جاده ها سپرده ام

در معبر لحظه ها ايستاده ام

كه ديگر جاده ها ؛

صداي پاي مرا مي شناسند

آهنگ قدمهايم را مي فهمند

پرسش چشمانم را مي خوانند

امّا در اين سرگرداني ها ،

در اين پريشاني ها ؛

هرگز خسته از جستجويت نيستم ...

عطر نفسهايت را يافته ام

صداي قدمهايت را شنيده ام

جاي پاهايت را ديده ام

نوازش گرم دستانت را حس كرده ام ؛

من خسته از جستجويت نيستم ...

هر روز خانه سرد دل را گردروبي مي كنم

با هر اشارتي اين زمهرير سرد ؛

سخت به تپيدن مي افتد

مي دانم كه مي داني ؛

غروب هر روز

بي تو چقدر دلگير است ...

از هر رهگذري طعنه اي شنيده ام

از هر بي خبري زخم زباني خورده ام

امّا ، هرگز خسته از جستجويت نيستم ...

اميدها رو به سوسو مي روند

روزها رو به سالها مي نهند ؛

من همچنان تو را منتظرم ...

برچسب: نویسنده: احمد تاريخ: پنجشنبه 27 13 ساعت: 0:17

صفحه بندی