خرید بک لینک

در سرى نيست كه سوداى سر كوى تو نيست

دل سودازده را جز هوس روى تو نيست

سينه غمزده اى نيست كه بى روى و ريا

هدف تير كمانخانه ابروى تو نيست

جگرى نيست كه از سوز غمت نيست كباب

يا دلى تشنه لعل دلجوى تو نيست

عارفان را ز كمند تو گريزى نبود

دام اين سلسله جز حلقه گيسوى تو نيست

نسخه دفتر حسن تو كتابى است مبين

ور بود نكته سر بسته بجز موى تو نيست

ماه تابنده بود بنده آن نور جبين

مهر رخشنده بجز غره نيكوى تو نيست

خضر عمريست كه سرگشته كوى تو بود

چشمه نوش بجز قطره اى از جوى تو نيست

نيست شهر يكه ز آشوب تو غوغائى نيست

محفلى نيست كه شورى ز هياهوى تو نيست

مفتقر در خم چو كان تو گوئى است

چرخ با آن عظمت نيز بجز گوى تو نيست

برچسب: نویسنده: احمد تاريخ: شنبه 5 13 ساعت: 19:17

صفحه بندی