خرید بک لینک

1. پاسخ دندان شكن محمد حنفيّه

محمد بن حنفيّه از پسران حضرت علي عليه السلام است و مادرش "خوله" نام داشت.

بعضي از خوارج كوردل براي اينكه احساسات او را بر ضد پدر و برادرانش برانگيزند، از او به عنوان سؤال پرسيدند: "چرا پدرت تو را فريب مي دهد و به ميدان جنگ مي فرستد، ولي حسن و حسين را نمي فرستد و نمي فريبد؟"

محمد در پاسخ گفت:


1. پاسخ دندان شكنمحمد حنفيّه

محمد بن حنفيّه از پسرانحضرت علي عليه السلام است و مادرش "خوله" نام داشت.

بعضي از خوارج كوردل براياينكه احساسات او را بر ضد پدر و برادرانش برانگيزند، از او به عنوان سؤال پرسيدند:"چرا پدرت تو را فريب مي دهد و به ميدان جنگ مي فرستد، ولي حسن و حسين را نميفرستد و نمي فريبد؟"

محمد در پاسخ گفت:"حسن و حسين عليهما السلام دو چشم پدرم هستند و من دست پدرم مي باشم و پدرم بادستش از رسيدن گزندي به چشم، دفع گزند مي كند."(1)


2. غربيها به كجا مي روند؟

سقوط انسانيّت به اينجارسيده كه بعضي زشت ترين كار و چندش آورترين عمل را خوشبختي مي دانند. باور نداريد!به اين گزارش توجّه كنيد:

"پس از عادي شدنازدواج ميان همجنس بازان در غرب، دنيا اكنون شاهد ازدواج انسان با حيوان است. پايگاهاينترنتي شبكه خبري "العربيّة" در اين زمينه نوشت: يك زن ثروتمند انگليسيدر سرزمينهاي اشغالي با يك دولفين اسرائيلي ازدواج كرد. اين زن 41 ساله به مدت 15 سالعاشق و شيفته اين دولفين بود و پس از انجام مراسم خواستگاري موفق به ازدواج با ايندولفين 35 ساله شد. اين زن ثروتمند پس از پايان مراسم عروسي كه در حضور ميهمانان ويژهانجام شد، دولفين را بوسيد و با چشماني اشك آلود گفت: "من خوشبخت ترين زن رويكره زمينم." به نظر مي رسد در جامعه غربي كه عمده افراد آن، حيواناتي را در منزلنگه داري مي كنند، اين زن انگليسي تنها فردي است كه رابطه خود را با يك حيوان به سبكغربي مشروعيت بخشيده است."(2)


3. يا نان به اندازه در،يا در به اندازه نان

فقيري نيازمند به در خانهثروتمندي رفت، خانه او را همچون كاخ سر به فلك كشيده با دروازه بلند ديد، با خود گفت:صاحب اين كاخ به ما مال بسيار خواهد داد.

فقير فرياد زد:"صاحب خير، از خير محروم نباشد. سائل نيازمندي كنار در خانه مي باشد كه فقر براو چيره شده است." صاحب آن كاخ، كنيزي داشت به نام "شيرين"، به او گفت:به "شِكر" بگو كه او به "مرجان" بگويد و مرجان به "خوش قدم"بگويد كه او به فقير بگويد: "نان در منزل نيست."

فقير كه اين همه تشريفاترا به خاطر نيمه ناني از صاحب كاخ مشاهده كرد، گفت: "اي خدا! به اسرافيل بگو تابه ميكائيل بگويد و ميكائيل به جبرئيل و او به عزرائيل بگويد كه جان اين بخيل را بگيرد!"

صاحب كاخ وقتي اين گفتارفقير را شنيد، از ترس مرگ لرزه بر اندام شد، نصف ناني بيرون آورد و به فقير داد. فقيرنان را در گوشه اي نهاد و با عصاي خود شروع به تخريب دروازه بزرگ كاخ كرد. صاحب منزلگفت: اي فقير! مگر ديوانه شده اي؟ فقير پاسخ داد: ديوانه نيستم، يا نان به اندازه در،ده يا در به اندازه نان كن تا ناهماهنگ نباشند.(3)

پاورقــــــــــــــــــــي

--------------------------------------------------------------------------------

1) المخازن، ج 1، ص331، به نقل از: داستانهاي صاحبدلان، محمدي اشتهاردي، قم، جامعه مدرسين، ج 1 - 2، ص138.

2) روزنامه جمهوري اسلامي،شنبه 17/10/84، ش 7677، سال بيست و هفتم، ص 2، ستون جهت اطّلاع.

3) رياض الخلود، به نقلاز داستانهاي صاحبدلان، صص 92 - 93.

برچسب: نویسنده: احمد تاريخ: سه شنبه 26 13 ساعت: 3:52

صفحه بندی