مطالب دینی و اخلاقی
٣٠ صفر
شهادت حضرت علي بن موسي الرضا (عليه السلام)
در روز آخـر صفر سـال 203 هـ .ق. هشـتمين اختر تابناک امامت و ولايت، امام علي بن موسي الرضا (عليه السلام)به شهادت رسيدند. پس از اين كه مأمون با تحمـيل ولايـت عهـدي خويـش نتوانسـت به هـدف خود برسـد، تصميم به قتل امام گرفت.

٣٠ صفر
شهادت حضرت علي بن موسي الرضا (عليه السلام)
در روز آخـر صفر سـال 203 هـ .ق. هشـتمين اختر تابناک امامت و ولايت، امام علي بن موسي الرضا (عليه السلام)به شهادت رسيدند. پس از اين كه مأمون با تحمـيل ولايـت عهـدي خويـش نتوانسـت به هـدف خود برسـد، تصميم به قتل امام گرفت.
احمد بن علي انصاري ميگويد: از ابوصلت پرسيدم: «چگونه مأمون تصميم به قتل امام رضا(عليه السلام) گرفت؟» او گفت:« ... مأمون ولايت عهدي را بدين علت به امام داد كه به مردم نشان دهد آن حضرت به دنيا رغبت دارد، و با اين کار از چشم مردم بيفتد. اما از امام جز آن چه برتري او را بر مأمون نشان ميداد، چيزي براي مردم آشكار نميشد؛ لذا او دست به دعوت و جلب متكلمان تمامي سرزمينهاي اسلامي زد تا به وسيلة آنان، امام(عليه السلام) را از نظر علمي محكوم نمايد و از اين رهگذر ، كاستي آن حضرت ميان عامه ثابت شود؛ ولي امام با هيچ عالم يهودي و نصراني و ... روبه رو نميشد مگر آن كه بر او برتري مييافت؛ مردم ميگفتند: آن حضرت شايستهتر از مأمون براي تصدي خلافت است. جاسوسان نيز اين مطالب را به اطلاع او ميرساندند... بدين ترتيب مأمون نقشة مسموم ساختن امام را کشيد».
شكوه و عظمت امام در ژرفاي دل مردم جاي گرفته بود و در ماجراي نماز عيد فطر بر مأمون آشكارتر گرديد. احساس خطري كه مأمون از اين حادثه كرد، او را به فكر انداخت بايد امام را محدودتر کند و با دقت بيشتري زير نظر داشته باشد.
از عبدالسلام هروي چنين نقل شده است: «به مأمون خبر دادند كه امام رضا (عليه السلام) مجالس كلامي صورت داده است و هر روز تعداد بيشتري از مردم شيفتة آن بزرگوار ميشوند. به همين دليل مأمون دستور داد تا مردم را از مجالس امام (عليه السلام) طرد كنند».
امام از اين کار به شدت ناراحت شدند تا جايي که در حق مأمون اين گونه نفرين كردند: «اي پديد آوردندة زمين و آسمانها؛ اي پروردگاري كه داراي قدرت بي پايان هستي؛ اي پروردگاري كه تغيير و تبديل در او راه ندارد، اي پروردگار بلند مرتبه درود و رحمت فرست بر كسي كه من را با صلوات و درود به او، شرافت دادي و از كسي كه به من ستم روا داشت و مرا سبك كرد و شيعة مرا از در خانة من راند و متفرق كرد، انتقام بگير» .
نمونههاي فراوان ديگري از آزار و اذيت امام توسط مأمون وجود دارد، تا آنجا که نقل شده است: امام رضا عليه السلام در هر جمعه كه از مسجد جامع برميگشتند، به همان حال عرقدار و غبارآلود دستها را به درگاه الهي بلند ميكردند و مي گفنند: «پروردگارا! اگر فرج و گشايش امر من در مرگ من است، پس همين ساعت در آن تعجيل فرما!»
آن حضرت پيوسته در غم و غصه بودند تا آنجا که نقل شده است سرانجام دعاي حضرت علي بن موسي الرضا (عليه السلام) براي خلاصي خويش در آخرين روز ماه صفر سال 202هـ .ق. يا به نقلي 203 هـ .ق. به اجابت رسيد و آن حضرت توسط مأمون مسموم شدند و به شهادت رسيدند.
ابن حبّان، از محدثان معروف اهل سنت، مينويسد: « علي بن موسي الرضا(عليه السلام) به وسيله سمي كه مأمون به آن حضرت خوراند، وفات يافت... . قبر او در سناباد خارج نوقان است. من بارها آن را زيارت كرده ام. وقتي توس بودم، هيچ مشكلي بر من وارد نميشد مگر اين كه به زيارت قبر علي بن موسي الرضا(عليه السلام) رفته، از خدا گشايش آن را ميخواستم و به اجابت ميرسيد و سختي از من برطرف ميشد» و سپس مينويسد: «اين چيزي است كه بارها آن را تجربه كرده ام و نتيجه گرفته ام؛ خدا ما را با محبت رسول خدا و اهل بيتش بميراند!»
برچسب:
نویسنده: احمد