مطالب دینی و اخلاقی
امتناع اجتماع و ارتفاع نقيضين علاوه بر تأمين صور منتج قياسات و مواد يقيني آنها، مبدأ مبادي معارف يقيني و احق الاقاويل در قضاياي علمي است.

امتناع اجتماع و ارتفاع نقيضين علاوه بر تأمين صور منتجقياسات و مواد يقيني آنها، مبدأ مبادي معارف يقيني و احق الاقاويل در قضاياي علمياست. اين قضيه گرچه اولي است ليكن داراي حدودي است كه هيچ يك از آن محسوس نيست؛زيرا معناي اين قضيه آن است كه موجودْ معدوم و معدومْ موجود نيست. و حدود اين قضيهعبارت از وجود و عدم است.
اولي بودن قضيه به لحاظ تصديقْ مانع از كاوش پيرامونمفاهيم تصوري و حدود بكار رفته در اطراف آن نيست.
مفهوم وجود و عدم با هيچ يك از حواسْ ادراك نمي شود؛بنابراين، جاي اين سؤال هست كه اين دو مفهوم چگونه شناخته مي شوند. پاسخ اين سؤالبا شناخت علم و تقسيمات مربوط به آن معلوم مي شود.
علم به دو قسم حضوري و حصولي تقسيم مي شود:
علم حضوري علمي است كه معلوم در آن عينواقعيت بوده منشأ اثر نيز باشد.
علم حصولي، علمي است كه معلومْ عينواقعيت نيست بلكه واقعيت نما است. از اين رو آثار واقعيت خارجي را دارا نيست.
تصور و تصديق و مباحثي كه در منطق پيرامون اين دو عنوانمطرح مي شود از قبيل مباحث مربوط به قضايا و تقسيم آنها به قضاياي نظري و بديهيهمگي در محدوده علم حصولي است؛ زيرا در علم حضوري با حضورِ عينِ واقع براي عالمراهي براي تصور و يا تصديقي كه متفرع بر تصور است وجود ندارد. بدون شك انسان دارايعلوم حضوري فراواني است از جمله آنها علم حضوري نفس به خود باشد.
در اين كه انسان خود را مي شناسد شكي وجود ندارد حتيسوفسطاييان كه منكر جهان خارج هستند به انكار نفس خود نمي پردازند. كسي كه در نفسخود نيز شك دارد قابليت سخن و استدلال را ندارد.
نفس، با اين كه شناخت آن قابل انكار نيست، هرگز به حسو بلكه به علم حصولي و از طريق مفاهيم تصوري و يا تصديقي شناخته نمي شود.
برچسب:
نویسنده: احمد