خرید بک لینک

شك دكارتي و اثبات وجود نفس

دكارت فلسفه خود را با فرض شك در همه چيز و از جمله فرضشك در نفس خود آغاز كرده و مي پندارد كه مي توان از راه تفكر عقلي شك در نفس را بااستفاده از مفاهيم ذهني و انديشه حصولي خود دفع كرد. او مي گويد: «چون مي انديشمپس هستم» يعني خود شكْ دليل وجود اصل شك از يك سو و شخص شك كننده از سوي ديگر استو با كمك عقل مي توان وجود بعضي از اشيا را در جهان اثبات كرد، پس نمي توان نسبتبه همه چيز مردّد بود، ليكن حقيقت امر اين است كه گرچه شخص «رنه دكارت» ازعقل گرايان است نه شكاكان ولي اگر كسي حقيقتاً در نفس خود شك كند هرگز نمي تواندآن را از طريق انديشه و يا از طريق اثري ديگر از آثار خود مانند شك كردن و يا فعليديگر از افعال خود ثابت نمايد؛ يعني انسان اگر شناخت خود را به علم حضوري وبي واسطه در نيابد از هيچ طريقي توان اثبات آن را ندارد.

حكماي اسلامي، صاحبان حكمت مشاء و قائلان به حكمتاشراق و متألّهان از حكماي الهي در حضوري بودن علم نفس و استحاله اثبات آن از طريقمفاهيم ذهني و انديشهٴ حصولي دلايلي را بيان كرده اند كه هر يك به تنهايي مي تواند مبيّن ضعف واشكال استدلالِ رنه دكارت و فلسفه اي كه او بر اين اساس بنيان نهاده باشد، گرچهمورد عنايت گروهي از حكماي عقل گراي مغرب زمين قرار گرفت و از حمايت آن دريغنكردند و ديگران را به سوي آن هدايت نمودند.

منبع : (آیت الله جوادی آملی/معرفت شناسي در قرآن/ صفحه 118 )

برچسب: نویسنده: احمد تاريخ: سه شنبه 17 13 ساعت: 3:47

صفحه بندی