مطالب دینی و اخلاقی
شيخ اشراق شهاب الدين يحيي سهروردي در كتاب «حكمة الاشراق» دو برهان بر حضوري بودن معرفت نفس و استحالهٴ شناخت آن از طريق دانش حصولي اقامه كرده است كه هر يك از اين دو به تنهايي مي تواند به عنوان اشكالي مستقل نسبت به ادعاي رنه دكارت و مبناي فلسفي او مطرح گردد.
برهان اول

شيخ اشراق شهاب الدين يحيي سهروردي در كتاب «حكمةالاشراق» دو برهان بر حضوري بودن معرفت نفس و استحالهٴ شناخت آن از طريق دانش حصولياقامه كرده است كه هر يك از اين دو به تنهايي مي تواند به عنوان اشكالي مستقل نسبتبه ادعاي رنه دكارت و مبناي فلسفي او مطرح گردد.
برهان اول
كسي كه از راه انديشه قصد اثبات نفس خود را دارد ناچاراست از مفهوم «من» كه در كلمه مي انديشم و يا در كلمه هستم و يا در نظاير آن بهصورت ضمير متصل مفرد «م» در آمده است استفاده كند. اين مفهوم گرچه به حمل اولي«من» است ليكن به حمل شايع «او» است، يعني به حمل شايع مفهومي است كه در كنار ديگرمفاهيم ذهني قرار گرفته و مي تواند مورد اشارهٴ غايب (او) قرار گيرد، و حال آنكه حقيقت شخص كه مورد شناخت است كسي است كه به مفاهيم ذهني خود اشاره مي كند.بنابراين، حقيقت «من» اشاره كننده و شاهد است و مفهوم «من» مورد اشاره و غايب وشاهد غير از غايب است. پس مفهوم «من» غير از حقيقت «من» است كه همان ذات و نفس«من» باشد و شناخت آن دو نيز مغاير با هم است.
برهان دوم
مفهوم «من» مفهومي كلي است كه هر كس مي تواند آن را برخود منطبق كند و اين در حالي است كه هر كس خود را به صورت يك شخص جزئي و يك حقيقتخارجي مي يابد و شخص عين كلي نيست. بنابراين، حقيقت انسان كه مورد شناخت است عينمفهوم «من» نبوده و مغاير با آن است.
آنچه موجب تمايز اين برهان و برهان قبل است حد وسطآنهاست. حدّ وسط برهان قبل «تمايز غيبت و شهادت» و حد وسط اين برهان «تفاوت كليت وجزئيت» است.
نتيجهٴ براهين مذكور اين است كه آدمي نفس خود را نه تنها ازطريق آثار و افعال بلكه از طريق هيچ مفهومي از مفاهيم ذهني نمي تواند شناسايي كند،هستي هر فرد و شئون مربوط به آن حقيقتي است كه براي آن شخص بدون واسطهٴ تصور و تصديق فطرتاًمشهود و معروف است.
برچسب:
نویسنده: احمد