مطالب دینی و اخلاقی

اشاره: آنچه در پی می آید و در قالب سه بخش تقدیم می شود، برگرفته از مصاحبه نشریه رهنامه پژوهش با استاد محمد ملکی نهاوندی است. [1]


اشاره: آنچه در پی می آید و در قالب سه بخش تقدیم می شود، برگرفته از مصاحبه نشریه رهنامه پژوهش با استاد محمد ملکی نهاوندی است. [1]
علم مفردشناسی با نامهای دیگری از جمله فقهاللغة، مفردات قرآن، تفسیر مفردات، واژهشناسی و نظایر آن شناخته میشود. اینها اصطلاحاتیاند که تا حدودی با دانش مفردشناسی هممعنا هستند، اما واژه مفردشناسی، شامل سلسله برنامههایی میشود که با آن میتوان واژههای زبان عربی را شناسایی کرد و به مفهوم واقعی معنا رسید. امروزه تا حدودی این دانش جا افتاده و با همین عنوان مطرح است.
سۆالی که در اینجا مطرح میشود، این است که جایگاه بحث مفردشناسی در مبحث ادبیات عرب چیست؟ باید توجه کرد که مفردشناسی، زیر مجموعه ادبیات عرب نیست، بلکه دانش مستقلی در عرض ادبیات است، هر چند جایگاه ویژهای در ادبیات دارد؛ چرا که ادبیات عرب را بدون فقه اللغة، لغتشناسی و مفردشناسی، نمیتوان به خوبی یاد گرفت. زبان عربی هم، غیر از ادبیات عرب است. در واقع، ادبیات یکی از زیر مجموعههای زبان عربی است.
برخی بحث لغت یا مفردشناسی را به معنا کردن واژههای زبان عربی خلاصه میکنند. این در حالی است که دامنه واژهشناسی، خیلی گستردهتر است. بسیاری از مقولههایی که در زبان و ادبیات عرب وجود دارد، به سماع برگشت دارند؛ یعنی کلماتی که از عرب شنیده شده و تنها جایی که به صورت کامل به آنها پرداخته شده، «معاجم» است و معاجم یکی از منابع علم مفردشناسی به شمار میرود. در واقع، اگر بگوییم لغت و مفردشناسی یکی از پایههای ادبیات عرب است، سخن گزافی نگفتهایم؛ زیرا یکی از وظایف مفردشناسی، شناساندن سماعهای ادبیات عرب است. شناخت مصادر ثلاثی مجرد که بحث مهمی به شمار میرود، شناخت متعدی یا لازم بودن یک فعل، که خیلی کاربرد دارد، شناخت اینکه یک فعل ثلاثی مجرد، مثل ضَرَبَ در چه ابوابی از ثلاثی مزید به کار رفته است، همگی به وسیله سماع به دست میآیند و در حیطه علم لغت و مفردشناسی قرار دارند. این بخشِ اندكی از ارتباط بحث مفردشناسی با ادبیات عرب است، اما این علم به طور كلی در زبان عربی کاربردهای بیشتری دارد. زبان عربی، زبان اشتقاقات است؛ زبانی با ظرایف بسیار است. در چنین زبانی، نقش واژهها فوقالعاده اهمیت پیدا میکند و نیاز است به دانش شناخت واژهها مسلط شویم و تسلط بر این دانش با توجه به ظرایف و دقایقی که در این زبان است، جز از راه دانش مفردشناسی به دست نمیآید. از این رو، بحث مفهومیابی یا معنایابی یکی از کارهای مفردشناسی در زبان عربی است و میتوان گفت که نتیجه کار مفردشناسی است، اما دامنه مفردشناسی خیلی وسیعتر از مفهومیابی است. در واقع، دانش مفردشناسی دارای فروع گوناگون و مهمی است.
برای نمونه، دو مطلب را طرح میکنیم. مطلب اول، بحث اصول معنایی است که بحث مهمی است و لغوی قهاری مثل ابن فارس را مجبور کرده آنچه در بحث لغت در چنته دارد، در این بحث وارد میدان كند و بحث اصول معنایی همه لغات عربی را در كتاب مغاییس اللغة مطرح سازد.
در بحث اصول معنایی، تمامی كلمات از هر ماده بررسی شده است تا مشخص شود به چه معانی ریشهای و اصلی برمیگردند. در خیلی از موارد، تشخیص اصول معنایی، مثلاً در بحث مَجازات، استعارات، کنایات یا فرآیند تغییر معنای یک کلمه، از یک معنا به معنای دیگر، به ما برای شناخت معنای دقیق، کمک میکند. گاهی با مراجعه به ریشه معنایی بعضی از کلمات استفاده شده در احادیث و قرآن کریم، علت اینکه چرا آن کلمه در آن موقعیت به کار رفته را متوجه میشویم. بحث اصول معنایی، که ما از آن غافلیم، از شقوق فهم معناست و در ادبیات مطرح نشده، بلکه از مقولههای مفردشناسی یا دانش مفردات است.
مثال دوم، بحث اشتقاق کبیر است. برخی استادان، اشتقاق کبیر را قبول ندارند و آقای ابن جنی را صاحب این قول میدانند، در حالی که این گونه نیست و اگر به نگهبانان لغت، که معاجم لغویون هستند، مراجعه كنیم، میبینیم اساس کارشان، به صورت عمده بر مبنای اشتقاق کبیر است. اشتقاق کبیر، یعنی خروج از ماده، یعنی ماده ضَرَبَ را نباید ضَرَبَ بدانیم، بلکه باید آن را «ضاد» و «راء» و «باء» ببینیم؛ یعنی فقط حروف اهمیت دارند، نه ترتیب حروف و برای حروف، معنا قائل هستند. به همین دلیل، بین «ضرب» و «ربض» و امثالهم، اشتراک معنایی قائل هستند. میبینیم که قبول کردن این مبنا با قبول نکردن آن، تفاوت زیادی به وجود میآورد و خیلی از واژهها را میتوانیم تغییر معنایی بدهیم یا معانی دیگری را به آنها وارد بکنیم یا بعضی از معانی را که برای واژهای وارد دانستهاند، رد کنیم.
همچنین در بحث ترادف، در بحث حقیقت و مجاز، در بحث اضداد و مقولههایی از این قبیل، زبان عربی دارای ظرایفی است که دانستن آنها برای فهم معنا لازم است. زبان عربی که زبان اشتقاقات است، زبان دین ما نیز است و ویژگیهایی دارد که در کمتر زبانی، این ویژگیها با یکدیگر جمع میشوند.
در بسیاری از زبانها، عبارات دارای ظرایف و دقت هستند، نه واژهها. مثلاً در زبان فارسی، عبارات، جایگاه بی بدیلی دارند و به همین دلیل، اشعاری که از حافظ و دیگر شعرای فارسی زبان بر جا مانده، ماندگار و جهانی هستند، اما در واژههای فارسی، این ظرایف کمتر وجود دارد. در حالی که زبان عربی دارای ویژگیهای منحصر به فردی است و در مقوله واژه، زبان عربی، خیلی ممتاز است. قرآن نیز به دلیل عربی بودن، واجد این ویژگیهاست. از این رو میطلبد که به صورت همه جانبه وارد ویژگیهای لغات زبان عربی بشویم که این مورد با بحث مفردشناسی حاصل میشود.
پی نوشت ها:
[1] استاد محمد ملكی نهاوندی در سال 1354 در نهاوند متولد شد. او در سال 1369 وارد حوزه علمیه قم شد و در مدرسه شهیدین مشغول تحصیل گردید. حضور بیش از ده سال در درس های خارج فقه و اصول حوزه و بهرمندی از دروس بزرگان حوزه، گذراندن دوره دكتری علوم و قرآن و حدیث، بیش از 15 سال تدریس در سطوح یك، دو، سه و چهار حوزه، و مراكز مختلف دانشگاهی، تألیف چند كتاب و مقاله علمی - پژوهشی، و عضویت در گروههای مختلف علمی حوزوی و دانشگاهی؛ از جمله سوابق علمی ایشان می باشد. طراحی و اجرای چند طرح آموزشی در زمینه ادبیات عرب و طراحی نظام آموزشی لغت عرب از فعالیت های ایشان در زمینه ادبیات عرب می باشد و هم اكنون معاونت پژوهش مدرسه علمیه معصومیه قم را به عهده دارند.
تنظیم:محسن تهرانی-گروه حوزه علمیه تبیان
برچسب:
نویسنده: احمد