مطالب دینی و اخلاقی

در دو بخش قبلی نوشتار، به مفرد شناسی و جایگاه آن در زبان عربی و وضعیت فعلی برنامه درسی رسمی حوزه پرداخته شد. در این بخش، برنامه ای برای یادگیری دانش مفرد شناسی ارائه خواهد شد.


در دو بخش قبلی نوشتار، به مفرد شناسی و جایگاه آن در زبان عربی و وضعیت فعلی برنامه درسی رسمی حوزه پرداخته شد. در این بخش، برنامه ای برای یادگیری دانش مفرد شناسی ارائه خواهد شد.
بنده در زمینه آموزش مفردات قرآن یا واژهشناسی یا مفردشناسی، برنامهای طراحی کردهام که آن برنامه کاملاً شامل بحث پیشنیازها، منابع مفردشناسی و مراحل یادگیری مفردشناسی، به شکل کاربردی میشود. این برنامه را هشت سال پیش طراحی کرده و پنج سال است که به صورت جدی دارم آن را در همه سطوح، سطح یک، دو، سه و چهار و به شکل عمومی و خصوصی و به صورت کاملاً کاربردی اجرا میکنم. در این برنامه همه پیشنیازهای مفردشناسی و هر چه که در یک تحقیق یا بررسی لغوی به آن نیاز است، پیشبینی شده است.
یکی از پیشنیازها، شناخت منابع است. این منابع تا حدودی در بین طلاب ناشناخته است. امروزه طلبهها، نهایتاً معاجم لغت را میشناسند، اما افزون بر معاجم لغت، کتابهای غریب القرآن و غریب الحدیث نیز وجود دارد. کتابهای قوی و زیادی درباره غریب الحدیث داریم؛ کتابهای محکم و قهاری مثل النهایه ابن اثیر. همچنین کتابهای مفردات قرآن وجود دارد که امروزه متأسفانه به اسم معجم شناخته میشوند، مثل مفردات راغب و التحقیقِ جناب آقای مصطفوی. از دیگر منابع، روایات مفسره لغت است. اشعار عرب نیز یکی دیگر از منابع است.
دیگر اینکه در بحث پیشنیازها، اصول مفردشناسی را مطرح کردیم. همانطور که بزرگان ما برای تفقه در فقه، یک سری اصول را قائل شدند و اصول فقه را طراحی کردند، در مفردشناسی نیز لغویان برای اینکه واژهشناسی کنند، اصول مفردشناسی را مطرح کردند که ناگزیر از شناختن این اصول هستیم، مثل اصل ترادف. برای نمونه، از کاربردهای بحث ترادف که در قرآن کریم کارآیی بسیاری دارد، این است که آیا کلماتی داریم که کاملاً هم معنا باشند یا نه. عموم بزرگان، ترادف در قرآن را قبول ندارند. گروه دیگری هم قبول دارند. یکی از کسانی که ترادف در قرآن را قبول ندارد، جناب آقای راغب است که به شدت منکر این مسئله است. میبینیم که عمده طلاب و پژوهشگران ما برای واژهشناسی در قرآن کریم، به کتاب مفردات جناب آقای راغب مراجعه میکنند و آقای راغب، بین کلماتی که در زبان عرب، هم معنا دانسته میشوند، اختلاف قائل میشود و برای دو واژه مترادف، دو معنای مختلف تعیین میکند. طلاب ما باید بدانند که او بر اساس مبنای خود عمل میکند. البته ایشان منکر ترادف در اشعار یا احادیث نیست، بلکه میگوید شأن خداوند متعال و قرآن کریم، بالاتر از این است که دو کلمه هم معنا را استفاده بکند، چون ممکن است اگر ترادف را قبول کنیم، آن کلمه قرآن را به شکل دیگری معنا کنیم.
در اصول مفردشناسی، مباحث اختلافی، مطرح و گفته میشود که چرا گروهی این مبنا و عده دیگری مبنای دیگری را پذیرفتهاند؟ چرا یک عده ترادف را قبول دارند و گروهی دیگر قبول ندارند؟ طبیعتاً در آنجا باید به مبانی دیگران اعتماد کنیم و سخن لغویون را برای خود حجت بدانیم یا باید خودمان کار کنیم و به نتیجه برسیم و صاحبنظر شویم. بیشتر پژوهشگران به این سمت نمیروند و شاید مثل خودِ ادبیات عرب که علمی ابزاری است و نیازی نیست که در آن به اجتهاد برسیم و میتوانیم به ادباء و نحویون اعتماد کنیم، در اینجا هم میتوانیم به یک سری از لغویون و صاحبنظران اعتماد کنیم.
این اختلافات مبانی و ادله آنها در برخی کتابها موجود است. برای نمونه، در کتاب المزهر جناب آقای سیوطی، بحثهای فقهاللغوی یا ابن جنی در الخصائص، این بحثها را مطرح کرده است.
بنابراین، اصول مفردشناسی یکی از پیشنیازهاست و من در برنامه آموزشی مورد نظرم، به این مطلب توجه کافی داشتهام.
در این زمینه، کتابهای خوبی نوشته شده است. من چند کتاب تألیف شده در دهه اخیر را دیدهام. اما مشکلی که این کتابها با آن دست به گریبانند، این است که هر کدام به بخش خاصی از مفردشناسی توجه کردهاند و هیچ کدام از این کتابها، یک نظام آموزشی هدفمند را برای مفردشناسیِ جامعِ یک واژه، به مخاطب یاد نمیدهد. برخی کتابها فقط به اصول مفردشناسی پرداختهاند. برای نمونه، بحث ترادف و حقیقت و مجاز و بحثهای فقه اللغوی را مطرح کردهاند. بعضی دیگر در کتابهایشان فقط واژههایی را که خودشان بررسی کردهاند، طی مراحلی نوشتهاند و خواننده نمیتواند از آنها برنامهای جامع به دست آورد؛ حتی اگر آن درس را زیر نظر استاد بخواند. بعضی از این کتابها در مدارس تدریس میشوند. به همین دلیل، کتابهای نوشته شده، در زمینه آموزش مفردشناسی جامع نیستند. هر چند کتابهای خیلی با ارزشی هستند، به ویژه که این کتابها در این زمانِ خلá که کمتر کسی به بحث واژهشناسی توجه میکند، نوشته شدهاند.
اگر بخواهیم نمایی کلی از مراحل [یادگیری] را ترسیم کنیم، [بدین ترتیب است که] در ابتدا سعی میکنیم پیشنیازها را به طلاب و پژوهشگران منتقل کنیم و بعد از آن، سیر حرکتی به این صورت است که انتخاب واژه و بعد بررسی واژه از منابع اولیه، تطبیقِ [نتیجه] آن بررسی با منابع ثانویه و سپس نتیجهگیری از این دو، و انتقال آن به کتابهایی است که معانی استعمالی را بررسی کرده اند (که کتابهای غریب القرآن و غریب الحدیث و مفردات قرآن و روایات مفسره و اشعار عرب هستند) تا ببینیم کتابهایی که معانی استعمالی را بررسی کردهاند، به کدام معانی رسیدهاند. این فرآیند سیری است که ما برای برنامه کامل مفردشناسی پیشبینی کردهایم. این برنامه را در کتابی که در دست تدوین دارم، به صورت کامل خواهم آورد.
تا امروز کارهای متفرقهای انجام شده است. از جمله اینکه در سطوح عالی برای برخی رشتههای تخصصی، واحد مفردشناسی در نظر گرفته شده است و غالباً کارگاههایی هم در مدارس درخواست میشود. الحمدلله امروزه درخواست كارگاه، رایج است و ما در این زمینه مشغول هستیم. بعضی از عزیزان در گروه تدوین کتب درسی، به فکر تألیف کتاب فقه اللغه هستند. اطلاع دارم، فقه اللغه یا مفردشناسی به عنوان یک واحد درسی برای سطح یک تصویب شده است هر چند فعلاً اجرایی نشده و قرار است در برنامه جدید اجرایی شود. به نظر من الان به عنوان یک نیاز مطرح شده و حرکت نیز شکل گرفته است و امیدوارم تا چند سال آینده، انشاءالله از برنامههای قطعی طلاب باشد.
در پایان، از دوستانی که با دانش ادبیات عرب مرتبط هستند، چه به صورت تحصیل و چه به صورت تدریس؛ خواهش میکنم حتی اگر به این اندازه میتوانند، به مفردشناسی بپردازند که ارتباط ادبیات عرب با معاجم لغت را بشناسند و از آن دریغ نکنند. این بحث خیلی پر ارزش است و ندانستن آن خسران است. از استادان نیز میخواهم که این ارتباط را یاد بگیرند و به طلبههای خود آموزش بدهند و طلبهها بدانند که این بحث با اینکه خیلی ضروری است، یادگیری آن خیلی سخت نیست. معاجمی که اطلاعات مربوط به ادبیات را منتقل میکنند، معدود هستند. طلبهها باید آن معاجم را بشناسند و کار کردن با آنها را یاد بگیرند. از اینکه معجم عربی به عربی است، نترسند. اگر چند وقت با این معاجم سر و کار داشته باشند، به دلیل تکرار خیلی از کلمات، استفاده از آنها آسان است. نکته دیگر اینکه این دانش چون در زمینه دیگر علوم کاربردی است، فرّار نیست و اگر آن را فراگیرند تا آخر عمر آن را همراه خود خواهند داشت.
تهیه و تنظیم:محسن تهرانی-گروه حوزه علمیه تبیان
برچسب:
نویسنده: احمد