در اين مرحله، سؤالي به ذهن خطور ميكند كه وظيفه انسان منتظر چيست؟ با توجه به روايات، آيا وظايفي براي رسيدن به اين مقام والا بر عهدة او گذاشته شده است؟
چنانكه در بخش قبلي گذشت، انتظار ارزشي بس والا و عظيم دارد كه دستيابي به اين جايگاه، وظايفي را بر دوش انسان قرار ميدهد.
در روايات و بيانات پيشوايان دين، وظايف فراواني براي منتظران ظهور بيان شده است كه به برخي از آنها اشاره ميشود:
¨1. شنـاخت امام عليه السلام
پيمودن جاده انتظار، بدون شناخت امام منتظر ممكن نيست. استقامت و پايداري در وادي انتظار، وابسته به درك صحيح از پيشواي موعود است؛ بنابراين علاوه بر شناخت امام -به اسم و نسب - لازم است دربارة جايگاه امام و رتبه و مقام او نيز آگاهي كافي به دست آورد.
ابونصر خدمتگزار امام حسن عسكري عليه السلام ميگويد:
پيش از غيبت امام مهدي عليه السلام خدمت آن حضرت رسيدم. امام مهدي عليه السلام از من پرسيد: «آيا مرا ميشناسي؟» پاسخ دادم: «آري، شما سرور من، فرزند سرور من هستيد». امام عليه السلام فرمود: «مقصود من چنين شناختي نبود». گفتم: «خودتان بفرماييد» امام عليه السلام فرمود: «من آخرين جانشين پيامبر خدا هستم. خداوند به واسطة [بركت] من، بلا را از خاندان و شيعيانم دور ميكند».1
در اين روايت و امثال آن، حضرت مسير معرفت امام را مشخص كرده و گويي ميفرمايد: بايد جايگاه امام در مجموعه نظام هستي شناخته شود و رابطه امام با پيامبر و نبوت درك شود.
از ديگر ابعاد معرفت امام، شناختن سيره و صفات امام است. اين بُعد از شناخت، تأثير گستردهاي در رفتار و خُلق و خوي منتظر ميگذارد. پُرواضح است هر اندازه معرفت انسان به جايگاه امام و به زواياي گوناگون زندگي امام و حجّت الهي بيشتر و عميقتر باشد، آثار آن در بخشهاي گوناگون زندگي بيشتر خواهد بود.
¨2. الـگو پـذيري و اقتـدا
شناخت به تنهايي كافي نيست. شناختي كافي و وافي است كه به مرحله الگوپذيري بينجامد.
در روايتي از پيـامبر اكرم صلي الله عليه و آله اينگونه وارد شده است:
«خوشا به حال كسي كه قائم خاندان مرا درك كند؛ در حالي كه پيش از دوران قيام، به او و امامان قبل از او اقتدا كرده و از دشمنان او اعلام بيزاري كرده باشد. آنان دوستان و همراهانِ من و گراميترين امت من نزدم هستند».2
آري؛ ادعا در انتظار و تشيع كافي نيست؛ بلكه بايد اقتدا كرد. راه اقتدا كردن، همان تهذيب نفس است. در اين ميان اخلاص در عمل، نقش بهسزايي دارد.
اگر هر يك از منتظران، ميتوانند ثواب هزار تن از شهداي بدر را در كارنامه خود داشته باشند، واضح است كه بايد با آنان سنخيت داشته باشند؛ لذا اصلاح نفس و اخلاص در عمل، يكي از مهمترين وظايف منتظران در دوران غيبت به شمار ميرود.
امام شـشم عليه السلام فرمود:
«هر كس دوست دارد از ياران قائم باشد، بايد در حالي كه منتظر است، اعمال صالح انجام دهد و ورع پيشه كند».3
آري؛ از منتظران مصلح، جز اين توقع نيست كه از امام الگوپذيري كرده و خود نيز صالح باشند. در غير اين صورت وقتي سنخيتي ميان اين دو نباشد نسبتي هم، چه پيش از ظهور و چه پس از ظهور ميان شيعه و امام برقرار نميشود.
¨3. يـادِ امـام
آنچه پايداري در راه انتظار را به دنبال داشته و منتظران را در كسب معرفت و پيروي از آن بزرگوار ياري ميكند، پيوستگي و ارتباط مداوم با آن طبيب جانها است.
ياد امام، در قالبهاي متعددي سفارش شده است؛ از جمله زمزمه كردن دعاي عهد در چهل بامداد، دعا براي فرج امام زمان عليه السلام ، صدقه دادن براي سلامتي حضرت و خواندن دعاي ندبه و... به راستي وقتي آن امام مهربان، هميشه و همه جا به حال شيعيان خود نظر دارد و لحظهاي آنها را از ياد نميبرد، آيا روا است كه دلدادگان روي او، به دنيا و تعلّقات آن سرگرم شده و از آن عزيز، غافل و بيخبر بمانند؟ آيا راه و رسم دوستي و محبّت اين نيست كه در همه حال او را بر خود و ديگران مقدم بدارند؟
يكي از راههاي به ياد امام بودن، تجديد عهد با آن بزرگوار است؛ بلكه از زيباترين جلوههاي ياد امام مهدي عليه السلام در زندگي منتظران، آن است كه هر روز با او تجديد عهد كرده و پيمان وفاداري ببندند و نيز استواري خود را بر آن عهد اعلام كنند. كسي كه دعاي عهد را پيوسته بخواند و از عمق جان به مضامين آن پايبند باشد، هرگز به سستي گرفتار نميشود و در تحقق آرمانهاي امام و زمينهسازي براي ظهور آن بزرگوار، لحظهاي از پاي نمينشيند و به راستي، شايسته حضور در ميدان ياري آن ذخيره الهي خواهد بود.
امام صـادق عليه السلام فرمـود:
«هر كس چهل بامداد خدا را با اين عهد بخواند، از ياوران قائم ما خواهد بود و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد، خداوند او را از قبرش بيرون آورد [تا قائم عليه السلام را ياري دهد] ... ».4
خلاصه اينكه بايد روز و هفته و ماه و سال و تمام لحظات زندگيمان، از نام و ياد حضرت آكنده باشد.
«اللهم عجل لوليك الفرج»
پی نوشتها:
1. كمال الدين، ج 2، باب 93، ح 12، ص 171.
2. همان، ج 1، باب 25، ح 3، ص 535.
3. غيبت نعماني، محمد بن ابراهيم نعماني، مكتبةالصدوق، تهران، 1397ق، باب 11، ح 16، ص 207.
4. بحارالانوار، ج 53، ص 95
منبع : نشریه خلق - شماره 15
برچسب:
نویسنده: احمد
تاريخ: جمعه
4 13 ساعت: 7:27